سفره هفت سین

ادامه نوشته

جشن های ایرانی وآداب .رسوم ایرانی

ادامه نوشته

آموزش و فرهنگ در ایران پیش از اسلام

ادامه نوشته

گزارش کوتاهی از سفر گروه آریابوم به نیاسر کاشان

ادامه نوشته

تقسیمات کشوری در ایران

ادامه نوشته

مرزهای جغرافیایی و سیاسی ایران

ادامه نوشته

جزایر ایران

ادامه نوشته

دریاهای ایران

ادامه نوشته

ناهمواری­های ایران

ادامه نوشته

متن کامل شاهنامه فردوسی بزرگ

ادامه نوشته

متن کامل اوستا

ادامه نوشته

داستان های ایرانی

ادامه نوشته

تاریخ موسیقی در ایران

ادامه نوشته

ایران شناسی

ادامه نوشته

جدول نام روزهای هر ماه در گاهشماری ایرانی

ادامه نوشته

جدول روزهای هفته

ادامه نوشته

ضرب المثل های فارسی

ادامه نوشته

بلخ کجاست

ادامه نوشته

داستان تولد زردشت پیامبر توحیدی ایران باستان

ادامه نوشته

زندگی سید جمال الدین اسدآبادی

ادامه نوشته

آیین برهمایی

ادامه نوشته

آیین  .مذاهب

ادامه نوشته

امام رضا در ایران

ادامه نوشته

نگاهی به جشن شب یلدا شب عبادت اهورامزدا در ماه خدای ایرانیان باستان

ادامه نوشته

تاریخ امام زاده های ایران

ادامه نوشته

دادرسی وقضاوت در دوره ی هخامنشی

آموزش و قضاوت در دوره هخامنشی

تازه کردن چاپ
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ > دوره های تاریخی > اولین امپراطوری ها
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ > مناطق تاریخی > ایران > فرهنگ
(cached)

دادگستری

قوة عالیة قضایی در اختیار شخص شاهنشاه بود . ولی شاه غالباً را به یکی از موبدان یا ریش سفیدان کشور واگذار می کرد . پس از آن دادگاه عالی بود که از هفت قاضی تشکیل می شد . پایین تر از آن دادگاههای محلی بود که در سراسر کشور وجود داشت .
قوانین را موبدان وضع کرده به نظر شاه می رسانیدند . در اواخر دورة هخامنشی افرادی غیر از موبدان و حتی زنان نیز به منصب داوری برگزیده می شدند .
برای هر نوع محاکمه مدت معینی مقرر بود که بایستی در ظرف آن مدت حکم صادر شود . غالباً به طرفین دعوی پیشنهاد سازش از طریق داوری می کردند .


وکیلان
چون رفته رفته قوانین کشور توسعه یافت گروه خاصی به نام « سخنگویان قانون » یا « وکلای دادگستری » پیدا شدند که مردم در کارهای قضایی خود به ایشان مراجعه می کــردند .
پادشاهان هخامنشی خود را مظهر عدالت و دادگستری می دانستند .

سخن داریوش در کتیبه بیستون
داریوش در کتیبة بیستون می گوید : « اهورامزدا و ایزدان از آن جهت مرا یاری کردند که من و دودمانم بد دل و دروغگو و بی انصاف نبودیم : من از روی عدل و داد پادشاهی کردم و بر هیچ ضعیفی ستم روا نداشتم . »

آمـوزش و پرورش

به قول استرابون از سن پنج تا بیست و چهار سالگی به پارسیان می آموزند که تیر و زوبین بیندازند و راست سوار شوند و راست گویند .
مربیان ایشان مردمانـی پاکدامن هستنــد و داستــانهای سودمندی را برای کودکان خود حکایت می کنند .

برنامه روزانه
جوانان باید پیش از برآمدن آفتاب از خواب برخیزند . سپس آنان در میدانی گرد آمده به دسته های پنجاه نفری تقسیم می شوند و هر دسته را به فرزند یکی از امیران می سپارند . این شخص دسته خود را به مسافت بیش از یک فرسنگ می دواند . سپس درسی را که فراگرفته اند از آنان می پرسد .

سلامت جسمانی
جــوانان بایــد بلند سخــن بگویند تا شش های ایشان ورزیده شود . به آنان می آموزند که در گرما و سرما و در هنگام سختیها بردبار باشند . جوانان باید گله ها را بچرا برند و تمام شب را در هوای آزاد کشیک بکشند . مدت خدمت سربازی ایشان از بیست تا بیست و پنج سالگی است .

تربیت اجتماعی
وظیفة آموزش و پرورش را معمولاًمغان عهده دار بودند . یکی از اصول رایج آن زمان این بود که دبستانها نزدیک بازار نباشد تا دروغ و دشنام و تزویری که در آنجا رایج است موجب تباهی و فساد اخلاق کودکان نشود .

ایرانیان از کودکی آموخته می شدند که از افکندن آب دهان و قضای حاجت در کوچه ها و حضور دیگران و آلوده کردن آب روان اجتناب نمایند .
منظور از تربیت در آن دوره آن بود که جوانان را دلیر و فداکار و خردمند و آراسته به زیور ، اخلاق و مفید به حال کشور و جامعه بارآورند .