نوای خوش، به سخنی دیگر، «خسروانی» یا «سرود خوش» بوده است. پس همه ی آهنگ هایی که برابر سامانه ی هفت نغمه ای (هفت نت) نواخته می شده است، «خسروانی» نام داشته اند و از آنجا که شمار این آهنگ ها نیز 7 تا بوده است، «هفت خسروانی» نیز نامیده می شده اند.
از آنجا که در نوشتارهای آینده و بخش های پسین موسیقی ایرانی درباره ی «دستگاه»، «آواز» و «گوشه» بسیار سخن خواهد آمد، بهتر است اندکی با این دستگاه ها و گوشه هایشان آشنا شویم.
در این بخش به بررسی چند واژه که در روایتهای ایرانی و ادبیات آمده است و با نوای خوش پیوند دارند میپردازیم
1- آواز
آواز در شاهنامهی فردوسی به معنای خوانندگی، آوازخوانی، ترانه، نوا، صوت، صدای ساز، همهمه و سروصدا آمده است، فردوسی در شعرهای خود از آواز کوس، چنگ، رود، رباب و آواز رامشگران و آواز میخواره یاد میکند.
در روزگار ساسانیان که در بیابان شکار آن، دو هزار رامشگر حرکت میکند و همگان در فرهنگستان، نوای خوش میآموزند و همگان سخن موسیقی را درک میکنند، البته میبایستی که شمار موسیقیدانان بنامش را اندازه باشد. اما تیغ تیز حوادث دوران رشتهی اندازه و شماره و دفتر و آمار را بریده است و بجز چند تن ... تومار نام دیگر نوازندگان را در نوردیده !
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۸۶ ساعت 9:1 توسط جامخانه سرزمین مهر
|
رضا عبادي جامخانه دبير تاريخ وعلوم اجتماعي شهرستان نكا دانشجوي دوره دكتري تاريخ دانشگاه علوم وتحقيقات تهران-نکاتی پیرامون تاریخ -جغرافیا - اجتماعی - تحقیق وپژوهش -مازندران شناسی (نکا- ساری و...)-روش های تدریس -نمونه سوالها