سيد جمال الدين اسد آبادي2

طلوع دیگر در هند
سرانجام سید با شاگردش ((ابوتراب عارف افندى )) یکسره با کشتى وارد جده شد. مدتى در آنجا ماند. سپس به مکه عزیمت کرد و با شخصیتهاى مهم اسلامى تماس بر قرار ساخت . آنگاه به سوى کشور هند روانه گشت (13) و این بار علاوه بر مبارزه با استعمار غرب در هند، جبهه دیگرى نیز بر ضد افکار روشنفکرى در آن کشور بنا نهاد و با اندیشه هاى تجددخواهى ((سید احمد خان هندى )) که طرفدار همکارى و سازش با انگلیسها بود، به ستیز جانانه برخاست و رهبرى هر دو جبهه را بخوبى اداره نمود.(14)
سید جمال الدین در پى این اقدام به ((حیدر آباد دکن )) تبعید شد و شرکت در مجامع عمومى از وى سلب گردید. ولى او از پاى ننشست و کتاب معروف خود را در رد طبیعیون و افکار متجددانه آنان تالیف کرد. او این کتاب را به زبان فارسى نوشت و سپس به زبان اردو و نیز به وسیله شیخ محمد عبدو و عارف ابوتراب به عربى ترجمه شد.(15) علاوه یک جمعیت سرى به نام ((عروه )) را در حیدر آباد تشکیل داد.(16) و جوانان شجاع و بزرگى را در آن تربیت نمود که بعدها شخصیت هایى چون : محمد اقبال ، شوکت على و محمد على جناح از شاگردان و تربیت یافتگان این جمعیت به شمار مى آمدند. اما همه این تلاشها در نهایت سبب شد تا سید براى چندمین بار از هند اخراج گردد.(17)
ستیز در قلب اروپا
او در سال 1300 ق . از هند خارج شد. نخست قصد کشور آمریکا را داشت ولى از این سفر منصرف گشت و در ماه جمادى الاخر یا رجب همین سال وارد لندن شد. مدتى به فعالیت و شرکت در محافل علمى مشغول بود که یکباره پایتخت انگلستان را به سوى کشور فرانسه ترک گفت و در شهر پاریس براى خود مسکن گزید.(18) در این حال او مرد جهانى شده بود. زیرا وى به تنهایى قدرتمندترین کشورهاى موجود را به هراس و نگرانى وا داشته بود. مجامع سیاسى و علمى اروپا از تلاشهاى همه جانبه وى در مشرق زمین براى زدودن جهل و نادانى ، مقالات و سخنرانیها ارائه داده بودند. بنابراین همگان مایل بودند این مرد افسانه اى را از نزدیک ببینند. مردم فرانسه و سایر مردان دانشمند و آزادیخواه که از کشورهاى دیگر در آنجا به سربردند بسان پروانه به دور شمع وجودش گرد آمدند.
از مهمترین فعالیتهاى سید در قلب اروپا، مى توان به شرح زیر نام برد:
1. راه اندازى مجلیه معروف ((عروه الوثقى )) که با مقاله هاى پر شور و مستدل آن ، دست پلید استعمار انگلیس را براى مردم ، سیاستمداران روشنفکران غافل باز نمود و دشمنان جهان اسلام را بشدت به محاکمه کشید و سرانجام دولت فرانسه به فشار و اصرار انگلیس حکم به تعطیل این مجله داد.(19)
2. دیدار وى با ((ارنست رنان )) حکیم و مورخ مشهور فرانسوى . در این ملاقات بحثهاى فلسفى درباره ((علم و اسلام و حقیقت قرآن )) انجام پذیرفت که رنان به درستى فرهنگ اسلامى آگاه شد و از بسیارى از عقاید خود درباره اسلام و قرآن که بر خلاف تمدن و عمران مى دانست دست برداشت . (20)
3. گفتگوهاى سید با رجال انگلیس که در صدد بودند تا با هیات تحریریه روزنامه ((عروه الوثقى )) تفاهم پیدا کنند و او نیز نماینده اش (شیخ محمد عبده ) را در این خصوص به لندن فرستاد.(21) و همچنین دیدارهاى وى با ((چرچیل ))، ((سردروندولف )) و ((لرد سالیسبرى )) در مورد حل مساءله سودان . در این دیدار رهبران سیاسى انگلستان پس از تعریف و تمجید از وى ، پادشاهى کشور سودان را به سید پیشنهاد کردند. او بر آشفت و گفت :
((این تکلیف بسى شگفت انگیز است و این کارها دلیل نادانى در امور سیاسى شماست . حضرت لرد اجازه دهید که از شما سوالى نمایم . آیا سودان را مالک شده اید که مى خواهید مرا پادشاه آن کنید؟! مصر از آن مصریان و سودان هم چزء جدانشدنى آن است .))(22)
بازگشت به وطن
پس از سه ماه ، مذاکرات سران انگلیس با سید جمال الدین به شکست انجامید. وى با هدف ایجاد مرکز خلافت اسلامى در جزیره العرب از پاریس به سوى قطیف رهسپار گشت . در این ایام سید توسط اعتماد السلطنه و حاج سیاح محلاتى از طرف ناصر الدین شاه به تهران دعوت شده بود. تلگرافها پى در پى رسید و محافل براى حضورش در تهران آماده گردید.(23) از این رو سید، از سفر به جزیره العرب منصرف و به قصد تهران عازم شیراز شد و در روز 23 ربیع الاول 1304 ق وارد پایتخت شد و در منزل حاج امین الضرب براى خود مسکن گزید،(24) ولى دیرى نپایید که مورد ترس و وحشت و کینه شاه و اطرافیان قرار گرفت . شاه به طور محرمانه از حاجى امین الضرب خواست تا عذر مهمان خود را بخواهد! از طرفى سید نیز که بنا به درخواست سیاستمدار و روزنامه نگار روسى (کاتکوف ) به مسکو دعوت شده بود، در نهم شعبان 1304 ق به آن کشور هجرت کرد. وى در آنجا دو سال اقامت گزید و با رجال سیاسى ، نظامى و مذهبى روسیه دیدار و مذاکره نمود. یک روز تزار روسیه از وى خواست تا ((شیخ الاسلامى )) مسلمانان آن کشور را به عهده گیرد ولى سید در جواب گفت : من خود را مدافع منافع تمام مسلمانان جهان مى دانم . علاوه سید از تیرگى میان دولت روس و انگلیس استفاده مناس کرد و افشاگریهاى وسیعى را بر ضد دولت بریتانیا در نشریات روسیه انجام داد که تا آن روز نظیر نداشت .
در این هنگام ناصر الدین شاه که براى شرکت در جشن جمهوریت پاریس ‍ عازم اروپا بود راهش از طریق روسیه افتاد. وى در این کشور پهناور، سید را چون یاقوت درخشان یافت . سپس در اروپا نیز به هر جا قدم گذاشت ، آثار و شهرت سید را در آنجا به روشنى مشاهده کرد. لذا از کار قبلى خود پشیمان شد و در دیدارى که با سید در مونیخ داشت سعى کرد گذشته ها را جبران سازد. و او را براى آمدن به ایران و اصلاح وضع سیاسى و اقتصادى کشور تشویق نماید.
سید این تقاضا را به خاطر دفاع از وطن و مصلحت مردم پذیرفت . نخست در محرم 1307 ق . وارد مذاکره با رجال سیاسى روسیه شد و آنها را راضى کرد تا از امتیازاتى که در آن زمان مى خواستند از ایران بگیرند، دست بردارند. سپس در هفتم ربیع الثانى همان سال به ایران بازگش تا کار اصلاحات را به طور جدى آغاز کند.
ولى در اثر توطئه هاى پشت پرده استعمار پیر (انگلستان )، زمینه بد بینى درباریان و شاه فراهم شد. هنوز شش ماه از حضور سید در تهران نگذشته بود که ناگهان نامه شاه در منزل حاجى امین الضرب به دست وى رسید. وقتى سید جمال الدین از حکم اخراج خود آگاه گردید به عنوان اعتراض به شهر رى (حرم حضرت عبدالعظیم حسنى ) عزیمت کرد و در آنجا اعلان تحصن نمود و با سخنرانیها پر شور، حرم را به دژى استوار مبدل ساخت . چندى بعد فضار سفارت بریتانیا فزونى یافت و ناصر الدین شاه حکم توقیف واخراج وى را صادر کرد. وقتى دستخط شاه به دست ((مختار خان )) حاکم شهر رى رسید، بى درنگ بیست نفر فراش فرستاد و سید را از بست حرم حضرت عبدالعظیم بیرون آورده ، در 28 جمادى الاولى 1308 ق . روانه غرب کشور کرد.
غروب آفتاب 
وى در نیمه اول شعبان همان سال وارد بصر شد. از آنجا نامه اى بسیار مهم و سرنوشت ساز به آیت الله میرزاش شیرازى نوشت . آنگاه از عراق به سوى لندن حرکت کرد و در آنجا با شدت بیشترى اوضاع نا هنجار دربار ایران را در روزنامه هاى اروپایى افشا نمود و خطر استبداد داخلى و استعمار خارجى را بر ملل مشرق زمین توضیح داد. همچنین نامه هایى با سران قبایل و علماى برجسته عالم اسلام ، از جمله نامه اى به علماى بزرگ ایران تحت عنوان ((حمله القرآن )) ارسال داشت و از خیانتها و بى لیاقتى ناصر الدین شاه در اداره کشور پرده برداشت . او با ایجاد نشریه اى موسوم به ((ضیاء الخافقین ))، که اولین شماره آن در ماه رجب 1309 ق انتشار یافت ، به فعالیتهاى افشاگرانه خود شعاع بیشترى بخشید تا اینکه دولت بریتانیا احساس خطر کرد و مانع از ادامه انتشار آن شد و خود سید را نیز بشدت در تنگنا قرار داد.(25)
در این هنگام نامه ((سلطان عبدالحمید)) توسط ((رستم پاشا)) سفیر عثمانى در لندن مبنى بر دعوت سید جمال الدین به ((آستانه )) به منظور اصلاحات سیاسى در کشور و حکومت عثمانى به دست وى رسید. از طرفى هم چون سید از مدتها پیش به فکر ایجاد تقویت ((جبهه متحد اسلامى در مقابل استعمار غرب بریتانیا بود، به این دعوت پاسخ مساعد داد. او با آرمانى بزرگ در سال 1310 ق وارد مرکز خلافت اسلامى شد تا با تاءسیس جبهه واحد اسلامى عزت و شوکت از دست رفته مسلمانان جهان را به آنان بازگرداند. حدود چهار سال براى تحقیق این هدف مقدس سرمایه گذارى کرد و نامه هاى بسیارى به شخصیت هاى سیاسى ، مذهبى و فرهنگى جهان اسلام نوشت و آنها نیز استقبال خوبى از این حرکت انقلابى به عمل آوردند.
از این سوى ، سلطان عبالحمید هم به خیال اینکه فردا خلیفه مقتدر عالم اسلام خواهد شد با سید جمال الدین همکارى مى کرد. ولى هنگامى که احساس کرد تخت و تاج وى نیز باید فداى این آرمان بزرگ بشود به بهانه هاى گوناگون مخالفت و کار شکنیها را شروع کرد. او راه چاره را در آن دید که باید کار سید را یکسره کند و با یک ترفند شیطانى ((مسمومیت )) آن دانشمند سلحشور را به شهادت برساند. سرانجام این نقشه شوم در مورد سید جمال الدین عملى گردید و او در سال 1314 ق به دیدار محبوب خویش شتافت .
پیکر پاک سید با شور و احترام مردم در قبرستان ((شیخ لر مزارى )) در شهر بندرى استانبول به خاک سپرده شد.
در آیینه آثار
با اینکه سید جمال الدین اسد آبادى از ده سالگى همواره در سفر به سر برده و مشغول مبارزه بوده است ، در هر زمان که فرصتى به دست مى آورد در امر تالیف و تصنیف تلاش کرده است . از این رو آثار مکتوب این مرد بزرگ را به دو دسته مى توان تقسیم کرد:
الف : آثارى در موضوعات مختلف که نام برخى از آنها به شرح زیر است .
1. تتمه البیان فى تاریخ الافغان
2. القضا و القدر
3. اسلام و علم
4. نیجریه یا ناتورالیسم
5. الوحده الاسلامیه
6. الواردات فى سر التجلیات
ب : نامه ها، سخنرانیها، مقالات ، مذاکرات و مصاحبه ها. که تعداى از اینها با عناوین ((مقالات جمالیه ))، نامه هاى سید جمال الدین ))، ((شرح حال و آثار سید جمال الدین )) یا در کتابهایى که پیرامون زندگى و آرمان سید نوشته شده به چاپ رسیده است .
یادش گرامى و راهش پر رهرو باد.


پینوشتها:
13-سید جمال الدین حسینى پایه گذار نهضتهاى اسلامى ، ص 92.
14-نهضتهاى اسلامى در صد ساله اخیر، مرتضى مطهرى ، ص 20.
15-مفخر شرق ، غلامرضا سعیدى ، س 62.
16-سید جمال الدین حسینى پایه گذار نهضتهاى اسلامى ، ص 96.
17-نقش سید جمال الدین در بیدارى مشرق زمین ، ص 72، 73. سیرى در اندیشه سیاسى غرب ، ص 98.
18-سید جمال الدین حسینى پایه گذار نهضتهاى اسلامى ، ص 96.
19-شرح حال و آثار سید جمال الدین ، ص 37 و 38.
20-زندگانى و فلسفه اجتماعى و سیاسى سید جمال الدین ، ص 38.
21-مفخر شرق ، ص 86 و 76.
22-زندگانى و فلسفه اجتماعى و سیاسى سید جمال الدین ، ص 40 و شرح حال و آثار سید جمال الدین اسد آبادى ، ص 38 و 37.
23-نقش سید جمال الدین در بیدارى مشرق زمین ، ص 22.
24-مجموعه مقالات سواد و بیاض ، ایرج افشار، جلد دوم ، ص 226 - 232.
25-سید جمال الدین حسینى پایه گذار نهضتهاى اسلامى ، ص 231.