نگاهي کوتاه به چند قلعه باستاني طبرستان
ببر مازندران
ببر ایرانی یا ببر مازندران در جنگلهای مازندران نژادی از ببر ٬ که به نام ببر ایرانی شهرت دارد ٬ می زیسته که امروزه نابود شده است . آخرین ببر که در مازندران به آن شیر سرخ می گفتند در سال1338 ه ش در جنگل گلستان ٬ در منطقه گرگان ٬ به دست یک شکارچی محلی شکار شد.
از ببر مازندران تنها یک نقاشی رنگی و چند عکس و چند پوست بجا مانده است . عکسها و پوستها نشان می دهند که رنگ ببر مازندران از ببر بنگال روشنتر ٬ و تا
اندازه ای نارنجی مایل به قرمز و نوارهای عرضی آن باریکتر و منظمتر و به تعداد بیشتر بوده است . موهای بدن ببر مازندران بلندتر و پرپشت تر از ببر بنگال و کوتاه تر از ببر سیبری و جثه آن بزرگتر از ببر بنگال و کوچکتر از ببر سیبری بوده است . ببر مازندران مرال ٬ گراز ٬ شوکا ٬خرگوش ٬پرندگان ٬ خزندگان گربه وحشی و هنگام گرسنگی کمبود غذا ٬ گاو و گاومیش اهلی شکار می کرد . شکار بی رویه ٬ خشک کردن نیزارها و مردابها برای کشاورزی ٬ باغداری و خانه سازی ٬ از میان رفتن جنگلهای جلگه ای سبب نابودی نسل ببر در ایران شده است .
کوچه دیگر
واي از شب مهتابي !
واي از شوق ديدار...
بي تو مهتاب شبي كوچه را ساختم...
سر اين كوچه نشستم...
از غم دوري تو شعر سرودم...
شوق ديدار تو بود، ديدار نبود!
عطر صد خاطره بود، ياد تو بود...
يادم آيد كه شبي، از اين كوچه گذر كردي!
شعر خواندي و نوشتي!
تو به من گفتی: حذر کن!
از این عشق، گذر کن!
وای... وای که بی تو
به چه حالی در اين کوچه نشینم...
به چه حالی بنویسم!
گر که خواهی خبر از عاشق آزرده بگیری،
سر این کوچه بیا!
شعر این کوچه بخوان!
شعرهایم همه تقدیم تو باد...

بی تو مهتاب شبی باز.............
....................
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره ای اشک فرو ريخت زچشمان سياهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزيد نگاهم.
تو برفتی تو برفتی
نگهت هيچ نيافتاذ به چشمان غمينم.
چون در خانه ببستم
دگر از پای نشستم.
نشنيدم دگر از کوچه صدايی،
برنخيزد دگر از مرغک پربسته نوايی.
يادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتيم،
لحظه ای با تو لب جوی نشستيم،
چه صفايی ، چه وفايی .
عکس مهتاب فرو ريخته در آب ،
قلبم از عشق تو بی تاب ،
دلم از جام تو سيراب .
با من غمزده از عشق بگفتی.
من که از عشق شنيدم ،
دل ديوانهّ خود را به تو بخشيدم و گفتم :
از تو بهتر نه بديدم ، نه شنيدم ،
و بگفتم که تحمل نتوانم ، که ببينم ، تو از اين عاشق ديوانه جدايی.
چه صفايی ، چه وفايی .
بی تو من در همه شهر غريبم،
بی تو من با دل تنها و غريبم چه حزينم .
تو همه بود و نبودی ،
تو همه عشق و سرودی ،
تو همه روح و وجودی .
بی تو من طوفانزدهّ دشت جنوبم ،
صيد افتاده به خونم .
بی تو من زنده نمانم .
دوری از چشم تو هرگز نتوانم.
قلبم از جای فرو ريخت.
شاپرک پر زد و بگريخت .
من و يک لحظه جدايی ، نتوانم ، نتوانم .
بی تو من زنده نمانم .
شوپه (شوپا)
آيا دریای مازندران ( خزر) رنگ مرگ ونیستی به خود می گیرد؟
برای خلیج همیشه فارسم ...
برای امضا کردن اینجا کلیک کن نام خلیج فارس



روز مــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی خــلــــیــج پـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارس
مازرون(معرفی مازندران به زبان محلی)
مازرون اوستان سیاسی نظر جا اته استان هسته که شمال ایران دله جا بئیته و ونه مساحت 24091 مربع کیلومتر هسته و ونه جمعیت 2922432 (سال 1385 دله) نفر هسته. غرب ور گیلان جا , جنوب ور قزوین وتهران وسمنان جا و شرق ور گلستان جا همسادوئه . مازرون استان 17 شهرستان دارنه شامل رامسر , تنکابن , چالوس , نوشهر , نور , آمل , محمودآباد , بابل , بابلسر , فریدون کنار , قائمشهر , سوادکوه , جویبار , ساری , نکا , بهشهر و گلوگاه .
رضا عبادي جامخانه دبير تاريخ وعلوم اجتماعي شهرستان نكا دانشجوي دوره دكتري تاريخ دانشگاه علوم وتحقيقات تهران-نکاتی پیرامون تاریخ -جغرافیا - اجتماعی - تحقیق وپژوهش -مازندران شناسی (نکا- ساری و...)-روش های تدریس -نمونه سوالها