مجوز استفاده از راديو!

ادامه نوشته

متن فرمان مشروطیت

ادامه نوشته

تقاضاي حقوق مساوي ارامنه با مسلمين از نمايندگان اولين دوره مجلس شوراي ملي در ايران

ادامه نوشته

متن صورت جلسه مجلس شورای ملی برای عزل محمد علی شاه قاجار

 

موزه مردم شناسی رفسنجان

ادامه نوشته

تصويري قديمي از آرامگاه خواجه ربيع در مشهد

 

آدرس سايت اصلي: كليك كنيد.

ماهيت و قلمرو دانش جغرافيا

ادامه نوشته

عکس؛ مراحل صید ماهی خاويار، گرانترین غذای جهان

ادامه نوشته

عکس؛‌ مراسم سنتی گلاب‌گیری در کاشان

ادامه نوشته

عکس؛ آغاز کوچ بهاره عشایر بختیاری و قشقایی

 

 

 

چاپ ايميل
۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۶

با گرم شدن هوا هزاران خانوار عشایری استان‌های مختلف کشور طی روزهای اخیر کوچ بهاره خود را از اطراق‌گاه‌های ییلاقی آغاز کردند.

به نظر می‌رسد کوچ عشایر، این سال‌ها به دشواری گذشته نیست. آن‌طور که سازمان امور عشایر اعلام کرده در مسیر کوچ عشایر توزیع اجناس کوپنی، استقرار اکیپ‌های دامپزشکی، امنیت راه، آبرسانی سیار، و ... صورت خواهد گرفت.

عکس: علی‌رضا جلالی‌فر‌/خبرگزاری فارس

الگو های تدریس جغرافیا بر مبنای فناوری اطلاعات

 

نمونه ای از الکو های تدریس مبتنی بر رویکرد فناوری اطلاعات چهارشنبه، 20 خرداد، 1383 طراحی تدريس جغرافيا با رويکرد ICT نمونه ای از یک طرح درس جغرافیا با رویکرد ( ICT ) در یکی از دو وضعیت ( online ) یا ( offline ) طراحی شده توسط : دکتر مهدی چوبینه خرداد 13831383 1- عنوان درس 2- اهداف آموزشی ,اهداف رفتاری 3- سطح مخاطبین یا پایه تحصیلی 4- زمان در اختیار 5- وسایل مورد نیاز در تدریس 6- ارزشیابی تشخیصی 7- چگونگی آغاز درس : مقدمه – متن اصلی درس – موخره 8-تهیه سوالات میان تدریس پایان تدریس 9- طراحی فعالیت های داخل کلاسی 10- ارائه تکالیف یا تعریف پروژه در منزل 11- ارائه آدرس های قابل استفاده در تهیه اطلاعات مورد نیاز پروژه مثال در وضعیت ( offline ) در سطح 1 طرح تدریس جغرا فیا پایه دوم متوسطه با رویکرد ( ICT ) 1- جغرافیای ایران 2- دانش آموزان با جغرافیای طبیعی و انسانی ایران آشنا می شوند.-نسبت به مواهب خدادادی در کشور خود آگاهی می یابند. 3- دانش آموزان پایه دوم متوسطه رشته علوم تجربی 4- زمان کلاس 90 دقیقه 5- کامپیوتر با حداقل رم 256و 10 مگ حافظه ( ترجیحا لب تاپ ) ، پرده نمایش ( یا دیوار صاف و روشن ) ؛ فلاپی دیسکت ؛ نرم افزار power point ؛ کاغذ الگو برای طراحی ؛ ماژیک ؛ چسب ؛ قیچی ؛ پرینتر ( ترجیحا رنگی )؛ 6- سوالاتی برای دریافت سطح اطلاعات مخاطبین از جمله : نام کشور مورد مطالعه در این جلسه چیست ؟ چرا باید کشور خود را بشناسیم؟ ایران در کدام قاره قرار گرفته است؟ موقعیت کشور ایران به لحاظ طبیعی چکونه است؟ و... 7-باا ستفاده از نرم افزار پاور پوینت نسبت به ارائه اطلاعات اولیه جغرافیایی برای مخاطبین اقدام می شود. ضمن آن که دلایل اهمیت آگاهی هر کس از سرزمین خود را بیان می کنیم ، به مساله دفاع از میهن در صورت شناخت بهتر آن نیز اشاره می کنیم . در قسمت بدنه اصلی درس نیز اطلاعات جغرافیای طبیعی وانسانی را در تعدادی اسلاید ( که در صورت امکان با تصاویری همراه باشد ) به مخاطبین ارائه می کنیم . در قسمت موخره نیز ضمن نتیجه گیری در مورد موقعیت ممتاز کشور ایران و ثروت آن ؛ به عنوان تکلیف کلاسی از آن ها خواهیم خواست تا بروشور ها وتابلو هایی را در مورد موضوعات مختلف جغرافیای ایران تهیه کنند . از جمله گروهی به موضوع اقلیم ؛ ناهمواری ها ؛ رود ها دریا ها و دریاچه ها ؛ پوشش گیاهی ؛ خاک ؛ جمعیت و تبعات آن مانند مهاجرت ؛ تقسیمات سیاسی ؛ زندگی شهری و....... خواهند پرداخت 8- سوالات میان درسی بر اساس اقتضائات مطالبی که توسط معلم ارائه می شود ؛ مطرح خواهد شد. مثلا در زمینه اهمیت موقعیت ایران : چه کشور دیگری می شناسید که موقعیت مشابه ایران داشته باشد ؟ آیا شرایط طبیعی ایران در شکل گیری تمدن اولیه ایرانیان موثر بوده است ؟ در پایان درس نیز سوالاتی به منظور اطمینان از دریافت آموخته ها و تحقق اهداف آموزشی مطرح می شود . مثلا : ایران در کدام قاره واقع است؟ همسایگان ایران کدامند؟ جمعیت ایران چقدر است ؟ در ساله ای اخیر رشد جمعیت در ایران چگونه بوده است؟ و..... 9- در گروه های کاری نسبت به تهیه موادی که قسمت موخره به آن اشاره شده است اقدام می نمایند. 10 – با استفاده از امکانات شبکه های اطلاع رسانی اطلاعات بیشتری در مورد صادرات و واردات ایران تهیه کنید . ( فعالیت گروهی ) – هر یک آدرسی از سایت های مربوط به ایران را تهیه کنید ( فعالیت فردی ) 11-آدرس اول سایت دفتر ریاست جمهوری ایران است . آدرس دوم اطلاعات جغرافیای انسانی در مورد ایران را ارائه می کند . و سومین آدرس علاوه بر اطلاعات کامل جغرافیایی در مورد ایران در مورد سایر کشور ها هم مطالبی قابل استفاده عرضه می نماید.آخرین آدرس مربوط به اولین سایت آموزش جغر افیا به زبان فارسی در ایران است.که پاسخ گوی نیاز های علمی شماست. http://www.president.ir http://persia.org/Geography/geo.html http://www.nationbynation.com/Iran/geo.html http://chubineh.persianblog.com سه شنبه، 26 خرداد، 1383 طراحی تدريس جغرا فيا با رويکرد ICTقسمت دوم در بحث طراحی تدريس برای جغرافيا با رويکرد نوين در سطح ۱ مشخص شد که با دو وضعيت offline و online می توان نسبت به طراحی اقدام نمود . سطح ۲ با وضعيت online طراحی می شود و البته در اين شرايط بحث مقدماتی بودن پيش دانسته ها مد نظر خواهد بود . و عمدتا به عنوان امکانی برای ارتباط بين شرکت کنندگان ، استفاده می شود . ابتدائی ترين اين امکانات ، استفاده از پست الکترونيکی E-mail است.بنا براين حداقل امکانات شامل: رايانه ، پشتيبانی اينترنتی وفضا مجازی برای استفاده مجموعه معلمان در طراحی تدريس در اين سطح و اين رويکرد ( دامنه) . به اين ترتيب معلمانی که دوره های ICDL را گذارنيده باشند. در هر منطقه با يک ديگر تماس داشته و در يکی از جلسات سالانه خود نسبت به طراحی بخشی از فضا برای تبادل نظر حرفه ای استفاده می کنند. موضوع مورد تدريس در اين الگو ؛مخاطرات طبيعی است . وروش مورد استفاده ؛ فعاليت ميدانی يا field work است. از دانش آموزان خواسته می شود. تا با مراجعه به سايت منطقه خود در بخش جغرافيا نسبت به ثبت نام برای برنامه بازديد علمی اقدام نمايند.فرم های قبل و بعد از انجام بازديد ميدانی ، کروکی مسير ، ليست فعاليت هايی که توسط شرکت کنند گان در طول تدريس قرار است انجام شود. و نهايتا ، ليست وسايل و لوازم مورد نياز در طول بازديد را دريافت نمايند.در پايان تدريس نيز دانش آموزان تا تاريخ معينی نسبت به ارسال تکاليف خود از طريق پست الکترونيک به معلم اقدام می نمايند. نمونه ی ديگری از طراحی تدريس جغرافيا با رويکرد ICT در وضعيت offline تهيه شده توسط دکتر مهدی چوبينه ۱۳۸۳ موضوع درس : مخاطرات طبيعی مخاطبين: دانش آموزان پايه دوم متوسطه اهداف آموزشی : ۱-آشنايی با مخاطرات طبيعی ۲- استفاده از امکانات فناوری ارتباطات در برقراری ارتباط آموزشی ۳-استفاده از امکانات IT در برقراری تماس با مدارس از سوی مناطق آموزشی زمان تدريس: ۹۰ دقيقه ارزشيابی تشخيصی : ۱- انواع بلايای طبيعی کدام است؟ ۲- چگونه می توان از يک سايت اينترنتی استفاده کرد؟ ۳- آيا باامکان ارسال يک نامه توسط E-mail آشنا هستيد؟ ۴-راه های کاهش خسارت های ناشی از مخاطرات طبيعی کدام است؟ چگونگی آغاز درس: مقدمه درس؛ شامل توضيح در مورد موضوع درس ، روش تدريس ، چگونگی ثبت نام ، آدرس سايت پشتيبانی و محل ثبت نام و.... متن درس: توضيحات لازم در مورد موضوع مخاطرات طبيعی ، فعاليت هايی که در خلال تدريس قرار است انجام شود .تعيين وظيفه هر يک از شرکت کنندگان ، جستجو در مورد تعيين احتمال وقوع هر يک از مخاطرات طبيعی در محل مورد بازديد و چگونگی انجام تکاليف از قبل تعيين شده . موخره درس: در اين بخش به رفع ابهامات احتمالی مخاطبين پرداخته می شود. اين طرح شامل پرسشهای ميان تدریس و پايان درس به شکل مرسوم نخواهد بود و به جای آن فعاليت هايی برای حين بازديد تدارک می شود. از جمله : انواع اندازه گيری ها ( شامل اندازه گيری عرض کانال ها و سرعت آب رود ها به روش های تجربی ، اندازه کيری دانه بندی سنگ ها دسته بندی درصدی انواع دانه بندی يک نمونه از رسوبات که به شکل تصادفی انتخاب شده است و .....)؛ نمونه برداری ها ؛ ترسيم نيمرخ ها و کروکی ها ؛ پيش بينی انواع مخاطرات احتمالی در محل وذکر دلايل آن و.... طراحی تدريس جغرا فيا با رويکرد ICTقسمت سوم در سطح 3 این الگو ها یک وبلاگ یا وب سایت توسط کلاس طراحی شده و بوسیله سر گروههای تمام گروههای هر کلاس مطالب مورد نیاز فراهم شده و در اختیار همه انش آموزان قرار می گیرد . با تدارک تابلو هایی اعلانات ( صرفا در سایت میسر است) امکان تبادل نظر با سایرن در کلاس و یا سایر متخصصان در خارج از کلاس فراهم شده و دامنه یافته ها واطلاعت مدام افزایش می یابد . معلم در چنین سطحی ناظر حسن انجام جریان آموزشی است و در صورت ضرورت نسبت به حذف ، اضافه و اصلاح مطالب اقدام نمود و یا پاسخگویی سوالات دانشی ، روشی و تکنیکی مخاطبین است .و مراقب می نماید تا اهداف آموزشی مورد غفلت قرار نگیرد .( در صورت اجرای دوره آموزشی کارگاهی . به شکل عملی این سطح اجرا خواهد شد. ) به نظر می رسد این سطح چنانچه به درستی درک شده و به اجرا گذاشته شود . مقدمه ورود به جامعه مجازی فراهم شده و سطح قابلیت مخاطبان به حدی است که بسیار فراتر از رویکرد سنتی یادگیری اتفاق می افتد و مشکل تازه تری بروز می کند. آیا می توانید این مشکل را حدس بزنید؟

دانستنی های جغرافیا

ه نقل از : http://blog.robot.ir/mollasadra/
تعيين عمر اشيا و بقاياي اجساد کشف شده در حفاري هاي باستان شناسی در يک حفاري تکه استخواني پيدا مي شود و باستان شناسان مي گويند که اين استخوان 5 هزار سال عمر دارد. يک بچه ماموت در آند کشف مي شود و عمر آن را بيش از 2 هزار سال تخمين مي زنند. اما دانشمندان چگونه مي فهمند که يک شيء يا اجساد و بقاياي موجودات زنده متعلق به چه زماني هستند.تاريخ سنجي به وسيله کربن 14 يک روش رايج و مطمئن براي تعيين قدمت بقاياي موجودات زنده است ، با اين شرط که حداکثر 50 هزار سال عمر داشته باشند.اين روش فقط درخصوص اشيايي به کار مي رود که يا خود زماني زنده بوده اند مانند استخوان ، بقاياي گياهان و بقاياي اجساد حيوانات و انسان ها و يا اين که از موجودات زنده ساخته شده اند. مانند لباسهاي پنبه اي يا کتاني ، وسايل چوبي و غيره. کربن 14 چگونه ساخته مي شود؟ اشعه کيهاني هر روز و به مقدار زياد به اتمسفر زمين مي رسد. براي مثال در هر ساعت نيم ميليون تابش کيهاني به هر فرد مي تابد. اين اشعه کيهاني با اتمهاي اتمسفر برخورد مي کند و تابشهاي ثانويه را به صورت نوترون هاي پر انرژي به وجود مي آورد. اين نوترون هاي پرانرژي با اتمهاي نيتروژن برخورد مي کنند. پس از برخورد نوترون با نيتروژن 7(14پروتون و 7نوترون) اين اتمها به اتمهاي کربن 6(14 پروتون و 8نوترون) به اضافه اتمهاي هيدروژن (يک پروتون و يک نوترون) تبديل مي شوند.کربن 14 راديواکتيو است با نيمه عمري حدود 5700 سال. (نيمه عمر مدت زماني است که نصف اتمهاي يک ماده راديواکتيو به دليل تابش غيرفعال مي شوند). کربن 14 در موجودات زنده اتمهاي کربن 14 که بر اثر تابش کيهاني به وجود آمده اند با اتمهاي اکسيژن ترکيب شده و گاز دي اکسيدکربن مي دهند. گياهان اين گاز را جذب کرده و بر اثر پديده فتوسنتز کربن 14 در فيبر گياهان وارد مي شود.حيوانات و انسان ها اين گياهان را مي خورند و کربن 14وارد بدن آنها مي شود. نسبت کربن 14 به کربن معمولي (کربن)12 در هوا و بدن موجودات زنده در تمام زمانها تقريبا ثابت بوده و هست. تقريبا در هر تريليون اتم کربن يک اتم ، اتم کربن 14است.کربن 14واپاشي مي کند. ولي هميشه تا زماني که موجود زنده است ، به دليل تبادل با محيط بيرون اتمهاي واپاشيده شده با اتمهاي جديد کربن 14جايگزين مي شوند و اين نسبت تقريبا ثابت مي ماند. تعيين تاريخ يک فسيل به محض اين که يک موجود زنده مي ميرد، دريافت کربن آن از محيط قطع مي شود. نسبت کربن 12 به کربن 14 در لحظه مرگ موجود با مقدار استاندارد آن در بدن بقيه موجودات زنده برابر است ؛ ولي پس از مرگ کربن 14 واپاشيده شده و با هيچ کربن 14 جديدي جايگزين نمي شود.کربن 14 بتدريج و با سرعت بسيار کم از بين مي رود در حالي که مقدار کربن 12 ثابت است.با به دست آوردن نسبت کربن 12 به کربن 14 در نمونه مورد بررسي و مقايسه آن با مقدار استاندارد اين نسبت در موجودات زنده مي توان قرني را که اين موجود در آن مي زيسته است ، با دقت بسيار خوبي محاسبه کرد. فرمول محاسبه عمر فسيلها با استفاده از کربن 14به شرح زير است : پس اين نمونه در 18940 سال پيش مي زيسته است.چون نيمه عمر کربن 14، 5700 سال است تعيين عمر اجسام با استفاده از کربن 14 فقط در مواردي معتبر است که نمونه حداکثر متعلق به 60هزار سال قبل باشد. پس از اين مدت مقدار کربن 14 بسيار ناچيز مي شود. البته قوانين کربن 14 براي ساير ايزوتوپ ها هم معتبر است.مواد ديگري هم وجود دارند که هم به صورت راديواکتيو هم غيرفعال در طبيعت وجود دارند و نسبت آنها هم مقدار ثابتي است از طرفي نيمه عمر طولاني تري هم دارند.مثلا پتاسيم ماده اي است که دو ايزوتوپ فعال و غيرفعال آن در بدن موجودات زنده به طور طبيعي يافت مي شود. نيمه عمر پتاسيم 40، 103 ميليون سال است. البته روش تاريخ سنجي راديواکتيو در آينده قابل استفاده نيست. تمام موجوداتي که بعد از 1940 مرده اند، به دليل فعاليت هاي هسته اي بمبهاي اتمي ، رآکتورهاي هسته اي و آزمايش هاي هسته اي در فضاي باز دچار تغييرات هسته اي شده اند و در آينده تشخيص درصد
راديواکتيويته طبيعي در اين موجودات از راديواکتيويته حاصل از اين فعاليت هاي هسته اي مشکل خواهد بود
اقيانوس آرام با حدود 166 کليومتر مربع بزرگترين اقيانوس جهان است يعني ميشود گفت که تقريبا" صد ويک برابر وسعت ايران طول موجهای دريائيبه 600 متر و طول موجهاي نزديک به سي تا چهل متر در اين اقيانوس ديده شده است عميق ترين ناحيه زير آبي جهان در اين اقيانوس قرار دارد اين منطقه که گودال ماريان نام دارد در شرق فليپين واقع شده است که بيش از يازده کليومتر عمق دارد عمق متوسط اقيانوس آرام 4188 متر ميباشد ايا ميدانستيد که معنی لغت کانادا به زبان سرخ پوستی يعنی روستای بزرگ در قانوني در باره ئ پرچم فرانسه، نوشته شده بود كه اين سه رنگ عمودي در كنار هم، نبايد با پهناي يكسان، بلكه به نسبت آبي ٣٠ ؛ سفيد ٣٧ ؛ سرخ ٣٣ ،.دليل اين قانون چه بوده است؟ هر جسمي داراي يك مركز ثقل (گرانيگاه ) ميباشد و بر حسب وضع قرارگيري جسم بر روي زمين نسبت به ماندگاري خود در آن وضعيت داراي دو نوع تعادل است يعني يا تعادل آن پايدار است يا نا پايدار . مثلا يك كره همگن را اگر در نظر بگيريد درست در وسط آن مركز ثقل آن قرار دارد ولي به علت كروي بودن سطح آن تعادل آن نا پايدار است .حال براي اينكه جسمي داراي وضعيت تعادل باشد ميبايست : ۱- نيروي مركز ثقل عمور بر سطح زمين (هموار) يا در امتدار (در راستاي) جاذبه زمين باشد .۲- راستاي(بردار) مركز ثقل در وسط جسم و در مركز نقاط تماس جسم با زمين قرار بگيرد .در نتيجه اگر بخواهيم سه پايه ما داراي وضعيت تعادل پايدار باشد (كاري به شكل ظاهري آن نداريم ) ميبايست آن را به گونه اي طراحي نمود كه فاصله مركز ثقل از پيرامون نشيمنگا (محل نشستن )سه پايه به يك اندازه باشد و اگر از اين فقطه فرضي (مركز ثقل ) ما شاقولي آويزان كنيم فاصله شاقول تا تكيه گاه هاي سه پايه به يك اندازه باشد . با اين اوصاف حتي در سطوح شيبدار هم مي توان سازهاي ساخت كه داراي تعادل پايدار باشد يعني مركز ثقل در راستاي جاذبه وخط (بردار ) بيانگر مركزثقل درست در وسط تكيه گاهها باشد يعني فاصله آن از تمام تكيه گاه به يك اندازه باشد . آيا ميدانستيد که كره مريخ با سرعت 240 كيلومتر درساعت به دور خورشيد ميچرخد - آيا ميدانستيد که هرچه از مركز زمين فاصله بگيريم نيروي جاذبه كمتر مي شود، در نتيجه وزن كاهش مي يابد ، وزن فردي که در خط استوا ايستاده از وزن همين شخص در قطب شمال و جنوب كمتر است زيرا در خط استوا زمين بر آمده تر و در قطب هموارتر است اين تفاوت وزن حدود پنج درصد است - آيا ميدانستيد که ظروف پلاستيكي تقريبا پنجاه هزار سال در برابر تجزيه و فساد مقاومند آيا مي دانستيد عميق ترين درياچه جهان بايكال در آسيا - سيبري قرار دارد اگر ستاره اي به ما نزديك شود ،بسامد نور اين ستاره بيشتر ميشود(در واحد زمان بيشينه و كمينه و بيشتري از امواج اين ستاره ديده ميشود)و آبي ديده ميشود.اگر هم دور شود يسامد كمتر ميشود و قرمز ديده ميشود.نام اين پديده ی فيزيكي " اثر دوپلر = Doppler Effect " بنام جناب آقاي دوپلر ،Christian
Andreas Doppler دانشمند اتريشي است
ايا ميدانستيد كه 70 ٪ از كره زمين را اب فرا گرفته كه 98 ٪ از ان در درياها و اقيانوسها قرار دارد و قابل خوردن نيست از 2 ٪ درصد باقي مانده 1.6 ٪ ان يخهاي قطب جنوب را تشكيل ميدهد پس فقط ميماند 0.2 ٪ . به هر حال كلا حدود 1,260,000,000,000,000,000,000 ليتر اب بروي كره زمين وجود دارد كه اين مقدار در چرخه اب در گردش است. - آيا ميدانستي که مساحت درياچه اروميه شش هزار کليومتر مربع و عميق ترين جای آن چهارده متر ميباشد - آيا ميدانستيد جرم زمين هشتاد و يک برابر ماه است؟ چرا در زمستان روزخانه ها يخ نمي زنند؟زيرا آب از رو يخ مي زند نه از زير. پس آب زير گرم است. جريان داشتن باعث مي شود كه دائم آب گرم و سرد جايشان عوض شود. بنابراين در شرايط متعارف يخزدگي رخ نمي دهد. ايا ميدانستيد كه وزن کره زمين چيزي در حدود : 6,000,000,000,000,000,000,000,000 كيلوگرم است كه اين مقدار با استفاده از فرمول ( F = G * M1 * M2 / R2 ) بدست امده است. آيا ميدانستي که يک سال نوری برابر است با حدودا 10 هزار ميليارد کيلومتر!! آيا ميدانستي که زمين با سرعت سي کيلومتر بر ثانيه دور خورشيد مي چرخد. نزديکترين ستاره به زمين غير از خورشيد از صورت فلکي جنوبي ، قنطورس ياآلفا نام دارد ، که 7/4 سال نوری از زمين فاصله دارد د بد نيست بدانيم که يک سال نوری برابر است با ده هزار ميليارد کيلومتر دد برای اينکه تجسمي از اين فاصله در ذهن خود داشته باشيد ، يک نقشه نجومي را در نظر بگيريد ، که در آنفاصله زمين و خورشيد از يکديگر يک سانتيمتر است د در اين صورت ستاره آلفا در دو هزار و پانصد متری کره زمين خواهد بود د و اگر ما بتوانيم به ساکنانستاره آلفا در صورتي که سکنه ای داشته باشد ، پيامي بفرستيم ، و اين پيام با سرعت نور همچون پيامهای راديويي حرکت کند ، آنها پيام ما را بعد از چهار سال و هشت ماه خواهند شنيد . يعني اگه با تلفن با هم صحبت کنيم ، سلامما هشت سال و هشت ماه طول خواهد کشيد که به آنها برسد نكته هاي نجوم مقايسه زمين و مريخ فاصله زمين تا خورشيد 93 ميليون مايل(شعاع آن 6370 كيلومتر)و فاصله مريخ تا خورشيد 142 ميليون مايل است.طول يک روز زمينی 23 ساعت و 56 دقيقه است و طول يک روز مريخی 24 ساعت و 37 دقيقه است.(هر مايل 1.609 كيلومتر است)يک سال زمين ۳۶۵ روز و يک سال مريخ ۶۸۷ روز است.مواد تشکيل دهنده اتمسفر زمين اکسيژن,نيتروژن,هيدروژن,بخار اب و دی اکسيد کربن است و مواد تشکيل دهنده اتمسفر مريخ بيشتر دی اکسيد کربنو مقداری بخار اب است که تنها 13٪ ان رااکسيژن تشکيل می دهد.جاذبه مريخ ثلت جاذبه زمين است در حدود 3.3 متر بر مجذور ثانيه.دمای روز مريخ 27 درجه و دمای شب در ان 137- درجه سانتيگراد است.زمين فقط يک قمر (ماه) دارد و مريخ دو قمر زيبا به نامهای فوبوس و دموس دارد.
داغ ترين نقطه كره زمين در دالول اتيوپي است . در اين منطقه در يك روز عادي دماي هوا در سايه به 94 درجه فارنهايت ميرسد ابشار آنجل در ونزوئل20 بار بلندتر ازابشار نياگارا است.sosبسياری از مردم فکر ميکنند که علامت بين المللی کمک (sos) از حروف اول عبارت انگليسی(save our souls) يا (save our ship) تشکيل شده است اما چنين نيست sos به اين دليل انتخاب شده که در کد مورس به ياد سپردن اين ترکيب نقطه ها و خطها خيلی اسان استs: . . . o: - - - sos= . . . - - - . . .
روش كار اراتوستن براي محاسبه شعاع زمين اراتوستن سر كتابدار موزه اسكندريه ، نخستين كسي بود كه اندازه زمين را محاسبه كرد . وي متوجه شد كه در ظهر روز تابستاني آفتاب تابستاني ، ستونهاي عمودي در سيرن (اسوان امروز ) هيچ سايه اي نمي اندازد اما همان وقت در اسكندريه در شمال سيرن ستوان عمودي عقربه ساعت خورشيدي سايه مي اندازد . با اندازه گيري طول سايه و ارتفاع ستون ، وي تعيين كرد كه فاصله اسكندريه با سمت الراس ، 7.2 درجه است و از آنجايي كه اين رقم حدود يك پنجاهم 360 درجه است پس محيط زمين بايد پنجاه برابر فاصله اسكندريه و سيرن باشد . سپس محيط زمين به دست آمد و به اين ترتيب قطر زمين به دست مي آيد كه فقط 150 كيلومتر با ميزان فعلي تفاوت دارد. اگر جرم ستاره ای بيش از سه برابر جرم خورشيد باشد حتما به سياهچاله تبديل ميشود. - بزرگترين ستاره كهكشان راه شيري اسمش هست Pistol Star كه صد برابر خورشيد خودمون جرمش هست و ۱۰ميليون برابر از خورشيد ما درخشنده‌تره. فاصله‌اش هم از زمين حدود ۲۵۰۰۰ سال‌نوري هست اخترشناسان امروز بر اين باورند كه سن جهان ۷/۱۳ ميليارد سال با تقريب چند صد هزار سال است. براساس اطلاعات موجود، جهان با سرعت شگفت آور ۷۱ كيلومتر در ثانيه در مگابارسك در حال انبساط است. مگابارسك يك واحد اخترشناسي است و تقريباً برابر ۲۶/۳ ميليون سال نوري است. به نظر مي رسد كه چيزي در فضا نهفته است و همانند نوعي نيروي ضد گرانشي عمل مي كند. اين نيرو باعث مي شود كه به جاي آن كه جهان متراكم شود و اجزاي آن به يكديگر نزديك شود، انبساط مي يابد.
خورشيد هميشه از شرق طلوع نمي کند همان طور که مي دانيد ، زمين در هر شبانه روز (تقريبا) يک بار به دور محورش مي چرخد و در نتيجه ما فکر مي کنيم که خورشيد و ستارگان دور ما مي چرخند. واضح است نقطه اي از آسمان که رو به محور زمين است ، از جاي خود تکان نمي خورد و ما مي توانيم آن را به عنوان مبدايي براي کارهايمان انتخاب کنيم . خوشبختانه در حال حاضر اين نقطه که نامش قطب شمال سماوي است ، در نزديکي ستاره اي نسبتا روشن قرار دارد که همان ستاره قطبي است و ساده تر است ستاره قطبي را به عنوان آن نقطه در نظر بگيريم ، چون مي توان آن را بسادگي ديد. جالب است بدانيد ارتفاع ستاره قطبي در هر نقطه از زمين معادل عرض جغرافيايي آن محل است . احتمالا شنيده ايد که محور زمين بر صفحه مداري اش به دور خورشيد عمود نيست و با آن زاويه مي سازد. اين پديده موجب ايجاد فصول ، تغيير مدت شب روز و همچنين برعکس بودن فصول در نيمکره هاي شمالي و جنوبي است . چگونه؟ امتداد استواي زمين در آسمان ، خطي به نام استواي سماوي ايجاد مي کند. ملاحظه مي کنيد که خورشيد نيمي از سال را (تقريبا) بالاي استواي سماوي و نيم ديگر سال را زير استواي سماوي سپري مي کند. هنگامي که خورشيد پايين استواي سماوي قرار دارد، به طور مايل به نيمکره شمالي مي تابد ، يعني ارتفاعش در آسمان نيمکره شمالي کاهش مي يابد. در نتيجه مدت زمان کمتري را در آسمان سپري مي کند ، يعني طول روز کاهش مي يابد. از طرف ديگر ، فاصله اش تا ستاره قطبي افزايش مي يابد ، يعني هنگام طلوع از شرق به سمت جنوب شرقي حرکت مي کند و هنگامي که بالاي استواي سماوي است ، دقيقا برعکس است ، يعني به ستاره قطبي نزديکتر مي شود ، ارتفاع آن افزايش مي يابد، طول روز افزايش مي يابد و شدت نورش بيشتر مي شود که هوا را گرم مي کند. فقط 2روز در طول سال است که خورشيد از شرق طلوع مي کند، در غرب غروب مي کند و طول شب و روز برابر است و آن هم اول بهار و اول پاييز است که به اعتدالين مشهور شده اند. احتمالا متوجه شده ايد که در هر فصل وضعيت خورشيد چگونه است . در بهار ، خورشيد از استواي سماوي عبور مي کند و وارد نيمکره شمالي مي شود. در تابستان ، خورشيد از نزديکترين فاصله به ستاره قطبي عقب نشيني مي کند و به استواي سماوي نزديکتر مي شود. در پاييز ، خورشيد وارد نيمکره جنوبي آسمان مي شود و از ستاره قطبي فاصله مي گيرد تا در شب يلدا ، طولاني ترين شب را در حالي به صبح برساند که در دورترين نقطه از ستاره قطبي قرار بگيرد. در زمستان نيز خورشيد شروع به نزديک شدن به ستاره قطبي مي کند ؛ البته کماکان در نيمکره جنوبي آسمان قرار دارد تا آن روز که در نوروز، دقيقا روي استواي سماوي قرار بگيرد. بنابراين توجه داشته باشيد ، اگر روزي (خداي ناکرده) در مکاني گم شديد و خواستيد براساس محل طلوع و غروب خورشيد جهت يابي کنيد، حواستان به تاريخ هم باشد. با اين تصحيح مطمئن باشيد از ترکستان سردر نخواهيد آورد!
رعدوبرقآذرخش يا رعدوبرق يك تخليه ي الكتريكي شديد و بسيار سريع در هواست و همين تخليه الكتريكي است كه نور و صدا توليد ميكند.پيش از ايجاد رعدوبرق ابرها طي فرايندهايي بشدت باردار ميشوند كه اين بار معمولا مثبت است, روي سطح زمين بار منفي القا ميكند و به اين ترتيب مجموعه ي ابر هوا و زمين به يك خازن بسيار بزرگ تبديل ميشود كه لحظه به لحظه بارشان بيشتر ميشود و بنابراين اختلاف پتانسيل دو قطب ان در حال افزايش است. بالاخره مقدار اين بار الكتريكي انقدر زياد ميشود كه اختلاف پتانسيل بين ابر و زمين به ۱۰ تا ۱۰۰ ميليون ولت ميرسد. ميدان الكتريكي حاصل از چنين اختلاف پتانسيلي ميتواند هوا را با اينكه در حالت عادي نارساناست در يك سير خاص يونيزه و انرا به رسانا تبديل ميكند.به محض اينكه چنين سيري از مولكولهاي يونيزه رسانا از ابر تا زمين ايجاد شود بارهاي الكتريكي به طرف هم حركت ميكنند و در عرض يك ده هزارم ثانيه جريان وحشتناكي در حدود ۳۰ هزار امپر از هواي يونيزه ميگذرد.اما هر جرياني ضمن عبور از ماده با مقاومت اتمهاي ان روبرو ميشود و اين مقاومت بخشي از انرژي الكتريكي را به گرما تبديل ميكند. با استفاده از اصول اوليه الكترومغناطيس ميتوانيد تخمين بزنيد اين جريان در ولتاژ ۱۰ ميليون ولت توان گرمايي در حدود ۱۰۰ ميليارد وات دارد.چنين تواني حتي در مدت زمان ناچيز - يك ده هزارم ثانيه - ميتواند گرمايي در حدود ۱۰ ميليون ژول ايجاد كند اين گرما باعث ميشود دماي هوا در مسير اذرخش به ۳۰ هزار درجه سانتي گراد برسد اگر كمي با قوانين حاكم بر گازها اشنايي داشته باشيد مي بينيد كه اين تغيير ناگهاني دما ﴿از حدود ۳۰۰ كلوين به ۳۰۰ هزار كلوين﴾ حجم هوا را ۱۰۰ برابر ميكند و اين يعني يك انفجار واقعي انبساط سريع و شديد هوا يك موج ضربتي ﴿shock wave) در هواي اطراف ايجاد ميكند كه با سرعت صوت و به شكل تندر يا رعد به گوش شما ميرسد. اين از بخش صوتي ماجرا,اما گرماي ايجاد شده غير از انبساط بلاهاي ديگري هم سر مولكولهاي هوا مياورد.لامپ معمولي را به ياد بياوريد ﴿لامپ نئون مثال بهتريست﴾ يك جريان نه چندان زياد از رشته تنگستن ميگذرد و دماي ان را به بيش از ۲۰۰۰ درجه ميرساند .اين دما انرژي لازم براي بر انگيختگي اتمهاي فلز را فراهم ميكند.اتمها بر انگيخته ميشوند و در بازگشت انرژي اضافي را به صورت فوتونهاي نوري ازاد ميكند و به اين ترتيب رشته تنگستن روشن ميشود.در اذرخش هم چيزي شبيه اين ماجرا اتفاق مي افتد:جريان شديدي از هوا ميگذرد ان را گرم ميكند و به تابش وا ميدارد و تابشي كه يك مسير نوراني بين ابر و زمين ايجاد ميكند.حالا ميتوانيد تصور كنيد اگر هوا نبود رعدوبرق به چه روزي مي افتاد؟

بیابان چیست؟ وعلل ایجاد آن

ادامه نوشته

جغرافى و جغرافى‏نويسان در اسلام

 

 

الف ـ جغرافى

جغرافى يا جغرافيا (1) كلمه‏اى است يونانى مركب از دو جزء «جئوس» (زمين) و «گرافوس» (تصوير يا نگاشتن) پس معنى آن زمين‏نگارى مى‏شود. ولى در متون اسلامى عنوان كتاب مارينوس صورى (2) (70 ـ 130 م) و كلوديوس بطلميوس (90 ـ 168 م) يا بطلميوس القلوذى است كه به زبان عربى صورة الارض ترجمه شده است، و اين نام توسط برخى از جغرافى‏دانان اسلامى به عنوان نام آثار جغرافيايى ايشان به كار رفته است. مسعودى (وفات 345 ه.ق). جغرافى را به «قطع الارض» معنى كرده است يعنى «پيمودن زمين (3) » . با اين همه، اين كلمه براى نخستين بار توسط نويسندگان رسائل اخوان الصفاء به معنى «نقشه دنيا و اقليم‏ها» (خريطة العالم و الاقاليم) و نيز به معنى «صورة الارض» به كار رفته است. (4) اعراب از جغرافى به عنوان علمى دقيق و داراى حد و رسم و موضوع خاص و دلالت خاص و جديد خبر نداشتند. آثار جغرافيايى عرب را بر اساس چند اصل پايه‏گذارى كرده‏اند، و تك‏نگاريهاى آنها در جنبه‏هاى گوناگون جغرافيا در زير عنوانهايى همچون كتاب البلدان، صورة الارض، المسالك و الممالك، علم الطرق و جز آن ياد شده است. بيرونى المسالك را به عنوان علمى كه از تثبيت مقام جغرافيايى اماكن بحث مى‏كرد، در نظر گرفته. المقدسى در كتاب خود احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم به بحث نسبة كافى از وجوه جغرافيايى در مفهوم روزگار ما، به علماى جديد نزديكتر شده است. به هر صورت، كاربرد واژه جغرافيا در زبان عربى نسبة جديد است. (5)

اما در تعريف جغرافيا، دانشمندان اسلامى عبارتهاى متفاوت آورده‏اند. به عبارت ساده و مختصر، جغرافيا علم نگارش زمين و وصف احوال طبيعى، انسانى، اقتصادى، و اجتماعى آن است . و نيز گفته‏اند كه آن علمى است كه از آن احوال «اقاليم سبعه» واقعه در ربع مسكون كره زمين و پيدا شدن شهرهاى واقع در آن و طول آنها و شماره آنها و شماره كوهها و دشتها و درياها و رودخانه‏ها و جز اين امور شناخته مى‏شود، و عده‏يى قيد «سبعه» را نپسنديده‏اند تا تعريف غير اين اقاليم سبعه را نيز شامل گردد. در جغرافياى بطلميوس القلوذى، مؤلف عدد شهرها را در عصر خودش 4530 شهر، و شماره كوهها را 200 و اندكوه ياد مى‏كند و معادن و جواهرى را كه در آنها وجود دارد بر مى‏شمارد. و درياها و جزاير واقعه در آنها را ياد مى‏كند.

حاجى خليفه مى‏گويد: در عصر مأمون اين كتاب را تعريب كرده بوده‏اند ولى اكنون آن تعريب پيدا نمى‏شود (6) .

در اسلام به صورت رسمى علم جغرافيا در عصر دوم عباسى (232 ـ 334 ه.ق). به ظهور رسيد، و آن پس از دوره نقل و ترجمه علوم اوايل به زبان عربى بود، و در ميان آنها كتاب جغرافياى بطلميوس القلوذى بود كه اعتماد مسلمين در تقويم بلدان بر آن بيشتر بوده است. و او در اين كتاب، چنانكه گفتيم شماره شهرها را يك به يك ياد مى‏كند، و شماره كوهها و درياها و مكان آنها و نيز معادن معتبر عالم را به اسم و رسم نام مى‏برد (7) .

ولى حقيقت اين است كه مسلمين به وضع علم جغرافى پيشتر از اين تاريخ يعنى دست يافتن به كتب مارينوس تيرى و بطلميوس القلوذى پرداخته بودند، و شايد اسباب و علل پرداختن به اين علم غير از اسباب و عللى بود كه يونانيان را بدين كار بر مى‏انگيخت، آن عوامل را به طور خلاصه مى‏توان چنين ياد كرد:

اولا، تأكيد فراوان قرآن مجيد بر اينكه: «در زمين بگرديد و بنگريد» ، و نيز به بحث و فحص در «آفاق» و «انفس» بپردازيد، و در سرنوشت اقوام و دولتهايى كه پيش از شما بوده‏اند بينديشيد (8) ،

ثانيا، فريضه حج: چه مسلمانان با وجود اختلاف بلادشان براى گزاردن حج به مكه مى‏رفتند، و رفتن به مكه نيازمند شناخت راهها و منزلها بوده است،

ثالثا، مسلمانان از همان آغاز اسلام جهت كسب علم و طلب معرفت به شهرها و كشورهاى ديگر اسلامى مسافرت مى‏كردند. و در اين راه، باز، آيات و احاديث معتبر متعددى آنان را تشويق مى‏كرد. بديهى است چنين مسافرت و رحله‏اى مستلزم شناخت اماكن و مناطق مورد نظر بوده است،

رابعا، بحثها و جست و جوهاى آنان درباره اسباب فتح و گرفتن خراج و جزيه و جمع‏آورى ماليات و كارهايى از اين دست، نيازى شديد به شناخت شهرها و راهها داشت،

خامسا، عامل تجارت كه حتى پيش از اسلام نيز در ميان اعراب جاهلى مرسوم بود و به كشورهاى مجاور و بلاد معتبر آن زمان چون شام و يمن رفت و آمد داشتند خود مستلزم آگاهى و شناخت و حتى وضع و نگاشتن نقشه و خريطه ـ و لو به صورت ابتدايى آن ـ مى‏بوده است. بنابراين مى‏توان گفت كه علم جغرافى در اسلام پيش از انتقال علوم اوايل به مسلمين در سده دوم و سوم هجرى آغاز گشته بود، و تازيان پيش از اين عصر ناچار به تأليف درباره شهرها (بلدان) بوده‏اند، و شايد اولين گروهى كه دست به اين كار زدند راويان ادب و اصحاب اخبار بوده‏اند (9) .

زمانى كه جغرافياى بطلميوس به زبان عربى ترجمه شد، و تازيان به اصول آن پى‏بردند، به تأليف كتب جغرافى به سبك بطلميوس پرداختند، و آنچه را كه از پيش مى‏دانستند بر آن افزودند، و به نقل و سماع بسنده نكردند بلكه در درياها و خشكيهاى شرق و غرب و شمال و جنوب بلاد اسلامى به سير و تحقيق پرداختند، و آنچه را كه مشاهده و تحقيق كرده بودند نوشتند و بسيارى از اغلاط بطلميوس را تصحيح كردند (10) . اما به هر صورت علم جغرافى نزد تازيان جز در سده چهارم نضج و پختگى نيافت، و نويسندگان در اين قرن به تأليف و تصنيف كتب جغرافيايى اقدام كردند، اما علماى سده سوم هجرى يا (عصر دوم عباسى) راه را براى تأليف در آن رشته آماده كردند، و آن آمادگى عبارت از سفرها و اشتغالات ايشان در شمارش خراج مملكت، و تعيين راههاى پستى بود، و آنچه از قبيل اين امور در معرفت اماكن و ابعاد و جهات آن مورد نياز بود.

مسلمانان كتبى را كه در اين موضوع، عام و شامل همه مملكت اسلامى بود «جغرافياى عمومى» ناميده‏اند، و آنچه مخصوص به مكانى يا بقعه‏يى خاص از زمين بوده، «جغرافياى خصوصى» خوانده‏اند .

در زير معروفترين جغرافيانويسان و مهمترين كتبى را كه در هر دو رشته اين علم نوشته شده به اختصار ياد مى‏كنيم:

.1 شايد نخستين چهره مسلمان كه در جغرافيا تأليف كرده هشام بن محمد كلبى (اوايل سده سوم هجرى) باشد ولى از كتاب او اثرى در دست نيست.

.2 ابو عبدالله محمد بن موسى خوارزمى (وفات 232 ه.ق).

رياضيدان و منجم مشهور كه به دستور مأمون اطلسى از نقشه‏هاى آسمان و زمين فراهم كرد . و كتاب صورة الارض را پرداخت، كه در آن متن و نقشه‏هاى جغرافيايى بطلميوس را اصلاح كرده است.

اين كتاب را نالينو به زبان ايتاليايى ترجمه و با حواشى و تحقيقاتى دقيق در رم چاپ كرده است (1894) (11) .

.3 ابن خرداذبه (وفات 250 ه.ق).

ابو القاسم عبيد الله بن احمد بن خرداذبه از ايرانيان زرتشتى بود، و به دست برامكه اسلام آورد، و نوه او ابو القاسم خرداذبه نيز شغل بريد و خبر (پست و گزارش اخبار) را در نواحى جبال در ايران بر عهده گرفت، و نديم المعتمد (وفات 279 ه.ق). و مخصوص او بود. وى در ادب سماع و لهو و ملاهى و شراب و جمهره انساب الفرس و طباخى و غير آنها كتاب نوشته است كه از ميان آنها كتاب المسالك و الممالك به دست ما رسيده، و اين كتاب متضمن احصاء جبايت (شمارش خراج) مملكت عباسى در اواسط سده سوم هجرى است و مؤلف آن را حدود سالهاى 230 ـ 234 ه.ق. تأليف كرده (12) . و آن احصائى رسمى از جبايت خراج و شناخت راهها و مسافتهاى ميان آنهاست كه بر جاى مانده است. اين كتاب در 1306 ه.ق. به اهتمام دخويه De Goeje با ترجمه فرانسه آن چاپ شده است، و در آن گذشته از تقاسيم مملكتى و طول مسافت ميان شهرها، فوايد تاريخى بسيارى موجود است (13) .

.4 قدامة بن جعفر (وفات 310 ه.ق).

قدامة بن جعفر بن قدامه كاتب بغدادى كه پدرش مسيحى بود، و در ايام المكتفى (289 ـ 295 ه.ق). اسلام آورد، و در دولت عباسى مناصب بزرگى احراز كرد. گذشته از علم جغرافيا كتب زيادى تأليف كرده كه ابن النديم آنها را ياد كرده است (14) . اهم آن آثار كه به دست ما رسيده سه كتاب به شرح زير است:

.1 كتاب نقد الشعر، و آن نخستين كتاب مستقل در اين موضوع است، كه در آستانه (تركيه) به سال (1301 ه.ق). چاپ شده است.

.2 كتاب نقد النثر، كه به كتاب البيان نيز شناخته شده است، و از آن يك نسخه خطى در اسكوريال موجود است (15) .

.3 كتاب الخراج، كه از آن بيش از صد صفحه كه درباره ديوان بريد (پست) و راههاى نواحى مشرق و مغرب و مسافات ميان بلاد است، بر جاى نمانده است. اين صد صفحه ضمنا مقدار جبايه سال 245 ه.ق. را به همراه دارد، و در ليدن چاپ شده (1904) (16) .

.5 يعقوبى

احمد بن ابى يعقوب بن واضح، معروف به يعقوبى (وفات پس از 292 ه.ق). ، جد او از موالى منصور عباسى بود. يعقوبى، سياح و رحاله بود و مسافرت را بسيار دوست مى‏داشت. در بلاد شرقى و غربى اسلام سفر كرد، و چنانكه خود مى‏گويد در سال 260 ه.ق. در ارمينيه بوده است . و نيز به هند سفر كرد، و سرانجام به مصر و بلاد مغرب بازگشت. و از سياحت‏هاى خويش كتابى پرداخت كه آن را كتاب البلدان ناميد، و آن قديم‏ترين كتابى است كه در اين موضوع به دست ما رسيده است. يعقوبى در سفرهاى خود در مغرب و مشرق هرگاه كسى را مى‏ديد، از او درباره وطن و زادگاه و خانواده و چگونگى غذا خوردن، آشاميدن و لباس پوشيدن خود و دودمان و قبيله‏اش مى‏پرسيد، و نيز فاصله ميان شهرها و مبلغ خراجى كه به دولت مى‏پردازند و اخبار فتوحات روزگارش را سؤال مى‏كرد و آنها را مدون مى‏ساخت تا اينكه كتاب خود را تأليف كرد. و آن از مهمترين كتابهاى اسلامى است، و دليل آن اين است كه يعقوبى آن را از كتاب ديگرى نقل نكرده، بلكه بر پايه پژوهشهاى خويش پرداخته است. در اين كتاب مؤلف به ويژه در وصف بغداد روزگار خويش، و وصف سامرا و تاريخ آن بسيار هنر كرده است. (17) همين طور بلاد مشرق (بلاد ايرانى شرق عراق تا تركستان) را به دقت تمام وصف مى‏كند. كتاب در سال 1861 م.، به اهتمام مستشرق جونبل چاپ شد. بعدها اين كتاب در «المكتبة الجغرافية» نيز چاپ شد. و اين كتابخانه همه كتابهاى معتبر جغرافياى عربى (اسلامى) را تا اواخر سده چهارم هجرى در 8 مجلد به شرح زير چاپ كرد:

.1 المسالك و الممالك لابن خرداذبه و كتاب الخراج لقدامة.

.2 كتاب البلدان لابن الفقيه همدانى.

.3 الاعلاق النفيسة لابن رسته و كتاب البلدان لليعقوبى.

.4 المسالك و الممالك للاصطخرى.

.5 المسالك و الممالك لابن حوقل (معروف به صورة الارض) .

.6 احسن التقاسيم للمقدسى.

.7 كتاب التنبيه و الاشراف للمسعودى.

.8 فهرست ابجدى همه اين كتب.

همه اين كتب در ليدن به اهتمام دخويه مستشرق معروف چاپ شده است (18) .

.6 ابن الفقيه همدانى

ابو عبد الله احمد بن محمد بن اسحق بن ابراهيم الهمدانى، و معروف به ابن الفقيه يكى از علماى ادب در اواخر سده سوم هجرى است. و از احوال او بيشتر از اين شناخته نيست. از او كتابهاى زيادى ياد كرده‏اند. ولى از آن ميان تنها كتاب البلدان او به دست ما رسيده كه آن را پس از مرگ المعتضد (سال 279 ه.ق). نگاشته است. ابن الفقيه در اين كتاب از زمين و درياها در چين و هندوستان و بلاد عرب، و مصر و بربر و شام و فلسطين و بين النهرين و بلاد روم سخن مى‏گويد، و به ويژه اطلاعات او درباره بصره و كوفه تازگى دارد، در حالى كه راجع به بغداد چيز تازه‏يى به دست نمى‏دهد.

ابن النديم مى‏نويسد كه «او معلومات خود را از كتب ديگران گرفته است، و به ويژه كتاب الجيهانى را سلخ كرده است» . ابو عبد الله جيهانى چنانكه مى‏دانيد وزير سامانيان بوده است و كتابى در المسالك و الممالك داشته كه از ميان رفته است، و كتاب البلدان ابن الفقيه جاى آن را گرفته است (19) .

اين كتاب نيز به سال 885 در زمره كتب هشتگانه‏يى كه ياد شد در «المكتبة الجغرافيه» چاپ شده است.

.7 ابن رسته (وفات حدود 290 ه.ق).

ابوعلى احمد بن عمر بن رسته اصفهانى مؤلف كتابى است به نام الاعلاق النفيسة (آويزه‏هاى گرانبها) كه آن را به سال 290 ه.ق. در اصفهان نوشته است (20) . اصل كتاب دائرة المعارف گونه‏اى است در هفت مجلد، در مورد بلدان، و تاكنون به وجود يك نسخه خطى آن در موزه بريتانيا پى‏برده‏اند. (21) يك مجلد از آن در زمره كتب هشتگانه مذكور در فوق در المكتبة الجغرافيه چاپ شده است. و آن درباره شگفتيهاى آسمانها و مركزيت زمين نسبت به آنها و حجم زمين بحث مى‏كند. آنگاه به وصف مكه و مدينه مى‏پردازد و درياها و رودخانه‏هاى معروف و «اقاليم سبعه» را وصف مى‏كند، و به ويژه راجع به ايران بحث مفصلى دارد (22) . ياقوت و مقدسى از آن زياد نام مى‏برند.

ترجمه آلمانى اين كتاب به سال 1905 م. انجام گرفت (23) .

مؤلفان جغرافياى خصوصى

.1 در اين رشته بايد از الهمدانى، ابو محمد حسن بن احمد بن يعقوب بن يوسف بن داوود الهمدانى (از قبيله همدان يمن) معروف به ابن الحائك (وفات 334 ه.ق. در زندان صنعاء) نام برد كه در علم فلك و طبيعيات و جغرافيا آثارى داشته كه يكى از مهمترين آنها صفة جزيرة العرب خاصة نام دارد، و آن درباره جزيرة العرب از كتب بسيار قديم و سودمند است و هنرى مولر (24) مستشرق آلمانى در (سال 1884 م). آن را با حواشى و تعليقات زياد چاپ كرد، يكى نيز كتاب الاكليل در وصف يمن است، و كتابى سودمند است و جرجى زيدان در كتاب العرب قبل الاسلام خود از آن بسيار سود جسته است (25) .

.2 دومين نويسنده معتبر در جغرافياى خصوصى، احمد بن فضلان است كه در سال (309 ه.ق). مقتدر عباسى او را به مهمى سياسى روانه دربار پادشاه اسلاوها (صقالبه) كرد، و او بر اساس اين مسافرت خود سفرنامه‏يى نوشت كه به نام خود او رحلة بن فضلان مشهور شده است . وى در اين كتاب، از زمان ترك بغداد تا بازگشت خود، آنچه ديده بوده ـ از جمله وصف بلغاريان و عادات و رسوم ايشان ـ به رشته تحرير در آورده است.

كتاب در سال 1823 با ترجمه روسى آن در پترزبورگ چاپ شده است، و ياقوت حموى در معجم البلدان خويش زير ماده «بلغار» آن اطلاعات را آورده است (26) . ابن فضلان نخستين سياح و عالم جغرافى است كه از ولگا گذشته و از نواحى اطراف بحر خزر ديدن كرده است (27) .

اخيرا كتاب ابن فضلان، با عنوان رسالة ابن فضلان به اهتمام و تحقيق سامى الدهان در جزو مطبوعات المجمع العلمى العربى در دمشق (1379 ه.ق./1960 م) به چاپ رسيده است.

.3 ابو زيد بلخى (وفات 322 ه.ق).

در بخش فلسفه از ابو زيد بلخى مختصر بحثى شده است.

كتاب معتبر ابو زيد احمد بن سهل بلخى در جغرافيا صور الاقاليم نام دارد. و آن قديم‏ترين كتاب جغرافى عربى است كه موشح به خريطه‏ها يا نقشه‏هاست. نام كامل كتاب صور الاقاليم الاسلامية است، و در آن مؤلف خواسته اقاليم زمين را تصوير كند. از اين روى، كتاب مذكور را تأليف نموده و در آن زمين و اشكال آن را ترسيم كرده و اقاليم آن را با نقشه‏هاى رنگين تا بدانجا كه امكانات مسلمانان در آن زمان اجازه مى‏داده، آراسته است. نسخه‏يى از آن در كتابخانه ملى برلين موجود است. و آن از بسيارى جهات شبيه جغرافياى اصطخرى است كه پس از اين از آن ياد مى‏كنيم (28) .

.4 اصطخرى (وفات، حدود 300 ه.ق).

ابواسحق ابراهيم بن محمد فارسى از اهالى استخر فارس، كه به كرخى نيز معروف شده، در جغرافياى اسلامى دو كتاب دارد كه اعتبار بسزايى دارند:

نخست كتاب الاقاليم، كه مشتمل بر حدود ممالك و صور اقاليم زمين و شهرها و درياها و رودخانه‏ها و مسافتهاى ميان آنهاست. تقريبا در آن مؤلف از همه مناطق مشهور و بلاد معروف روزگار خويش ياد كرده و آنها را به وسيله نقش كه خود آنها را «صور» مى‏نامد توضيح داده است . اين كتاب شامل 19 نقشه نسبتا بزرگ است، و در سال 1839 به اهتمام هانرى مولر آلمانى چاپ سنگى شد (در غوطا)، و در آن نيز نقشه‏هاى ياد شده به صورت رنگى آمده است،

دوم كتاب المسالك و الممالك، كه شبيه به كتاب الاقاليم است، جز اينكه از نقشه‏هاى كتاب اول عارى است. مؤلف در آغاز كتاب مى‏گويد در نوشتن كتاب خود به كتاب صور الاقاليم ابو زيد بلخى اعتماد داشته است (29) .

اين كتاب يك بار به اهتمام دخويه در ليدن (بريل، 1927) و بار ديگر به سال 1961 به تحقيق و اهتمام محمد جابر در قاهره (وزارة الثقافة و الارشاد القومى) چاپ شده است.

.5 ابن حوقل (اواسط سده چهارم)

ابو القاسم محمد بن حوقل نصيبى بغدادى نيز يكى از جغرافيادانان اسلامى است كه كتاب المسالك و الممالك او مشهور است، و آن تقريبا عين المسالك و الممالك اصطخرى است، جز اينكه در برخى از موارد بر نوشته اصطخرى افزوده است. اين كتاب نيز در «المكتبة الجغرافيه» چاپ شده، و در سال 1800 در لندن به انگليسى، و در سال 1842 (بخش مربوط به آفريقاى آن) به زبان فرانسه در آمده است. نام مشهور اين كتاب در اصطلاح علما و محققان اسلامى صورة الارض است.

گويند در مسافرتهاى خود در حدود (340 ه.ق). اصطخرى را دره سند ملاقات كرد، و اصطخرى از او خواست تا بعضى از نقشه‏هاى جغرافيايى وى را تصحيح و به كتاب جغرافياى او مراجعه كند، ولى ابن حوقل اين تأليف را از نو به نام المسالك و الممالك نوشت و نام خود را بر آن نهاد (30) .

.6 المقدسى (وفات 390 ه.ق).

ابو عبد الله محمد بن البشارى معروف به المقدسى يا المقدسى در بيت المقدس زاده شد و در بيشتر شهرهاى اسلامى سياحت كرد و به شرق و غرب (يعنى سند و هند و اندلس) مسافرت نمود و در نوشته‏هاى خويش بيشتر بر تجارب و آزمونهاى شخصى خويش اعتماد مى‏كرد و به ديده‏هاى خود. او عادات اقوامى را كه ديده، همراه با اخلاق ايشان و احوال بلادشان بيان مى‏كند و البته در اين راه از پيشينيان نيز سود برده است. در سال 375 ه.ق. كتابى نوشت كه آن را احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم ناميد، و آن برترين و بهترين كتاب جغرافياى عمومى در اين عصر بشمار مى‏رود. كتاب با مقدمه‏يى در تاريخ علم جغرافى نزد اعراب تا روزگار نويسنده آغاز مى‏شود، و در آن شيوه انتقاد علمى بكار مى‏برد. آنگاه مزيت كتاب خود و رنجى را كه در راه تأليف و جمع حقائق كتاب خويش كشيده ياد مى‏كند و مى‏گويد «گردآورى آن دست نداد مگر پس از جولان من در بلاد و وارد شدن من در بلاد اسلام و ديدارم با علما و خدمت من براى ملوك و مجالستم با قضاة و درس خواندنم نزد فقها و آمد و رفتم به پيشگاه ادبا و قراء و نويسندگان حديث، و آميزش من با زاهدان و صوفيان و حضورم در مجالس قصه گويان و مذكران...» آنگاه ادامه مى‏دهد كه براى انجام مقصود خويش «... در هر شهرى تجارت كردم و با هر كسى معاشرت، و در اين اسباب به فهمى قوى نكته سنجى كردم تا همه را نيك بشناسم، و مساحت اقاليم را به فرسنگها پيمودم... و پيش سپاهى و جندى رفتم تا احوال آنان بشناختم، و از مذاهب گوناگون تفتيش كردم، و از زبان و رنگ پوست مردمان آگاهى زياد گردآوردم ... تا اين كتاب بدين صورت در وجود آمد... (31) » .

اما مقدسى در اين كار خويش، همت خود را تنها معطوف به ذكر بلاد اسلام (مملكة الاسلام) مى‏كند و از ممالك كفار ذكرى به ميان نمى‏آورد و حتى «در ذكر آنها فايده‏يى نمى‏بيند ... (32) » .

آنگاه مى‏گويد «كتاب خود را به نقشه‏هاى رنگين توضيح دادم... (33) » اما در احسن التقاسيم موجود كه در دست ماست، و دوبار توسط دخويه در سالهاى 1877 و 1906 با شروح و ملاحظات چاپ شده از اين نقشه‏ها خبرى نيست.

.7 مسعودى (وفات 346 ه.ق).

ابو الحسن على بن حسين مسعودى، از دانشمندان و مورخان و جغرافيون معروف و بزرگ سده چهارم هجرى است. وى در اواخر سده سوم ميلادى در بغداد متولد شد. از سال 300 ه.ق. به فارس، كرمان، هندوستان، چين، ماوراء النهر، آذربايجان، گرگان، شام، فلسطين، و مصر سفر كرد، و مطالعات دقيقى در اوضاع و احوال مردم آن بلاد انجام داد، سپس به بغداد برگشت و به تأليف كتابهاى مفيد خود پرداخت، و در سال 346 در فسطاط مصر درگذشت.

از آثار وى اخبار الزمان فى ما اباده الحدثان را نام برده‏اند (خود او نيز در مروج الذهب از آن ياد مى‏كند) كه در 30 مجلد بوده و اكنون در دست نيست. دو كتاب معروف او بيشتر به تاريخ مربوط است، ولى درباره كره زمين و جغرافياى طبيعى و زمين شناسى نكته‏هاى بسيار سودمند و دقيقى دارد. و ضمن به دست دادن اطلاعات گرانبهايى درباره زمين و جغرافياى طبيعى و اقتصادى خلاصه‏يى است از نظر كلى و فلسفه وى، و از وسعت تجارب و اطلاعات وى حكايت دارد (34) . در كتاب التنبيه مطالب عميقى راجع به جغرافياى انسانى دارد، و اشارات دقيقى راجع به علم عمران آورده است. (35) .

اما مهمترين كتاب او مروج الذهب و معادن الجواهر نام دارد و آن از معتبرترين كتابهاى تاريخ و جغرافياى سده چهارم هجرى است، به زبان عربى از زمان آدم ابو البشر تا سال 332 ه.ق.، و مشتمل است بر اوضاع طبيعى و جغرافيايى كشورها و اوضاع اجتماعى و دينى گوناگون موجود در آن عصر، و نيز آداب و رسوم مردم، و شرح حال پيامبران.

اين كتاب را مسيو باربيه دومينار (36) به زبان فرانسه ترجمه كرده است (1861 ـ 1877) .

در اينجا از جغرافيدانان و سياحان معتبر ديگر نام مى‏بريم و به آثار عمده آنها اشاره مى‏كنيم:

.1 ابو ريحان بيرونى (وفات 440 ه.ق).

آثار ابوريحان در جغرافيا و زمين شناسى عبارت است از:

.1 تحديد نهايات الاماكن، .2 تحقيق ما للهند.

.2 ابو عبيد البكرى (وفات 487 ه.ق).

ـ معجم ما استعجم، كه فرهنگى جغرافيايى است از آن شهرهايى كه نام آنها در اشعار عرب آمده است.

ـ المسالك و الممالك، كه درباره راه‏ها و كشورها اطلاعات كلى ولى نابسنده بدست مى‏دهد .

.3 شريف ادريسى (560 ه.ق).

[ابو عبدالله محمد بن محمد بن عبد الله بن ادريس‏] معروف به شريف ادريسى (چون سيد بوده)، جغرافى دان مسلمان، وى يكى از بزرگ‏ترين جغرافى‏دانان و نقشه‏نگاران قرون وسطى. در سبته مراكش متولد شد، و در قرطبه تحصيل كرد، و سپس در دربار رژه دوم [به عربى رجار] پادشاه سيسيل وارد شد، و براى او از نقره جهان نمايى ساخت، و كتابى در جغرافيا به نام كتاب الرجالى، يا نزهة المشتاق نوشت، كه مفصل‏ترين شروح قرون وسطايى عالم است.

.4 ابن جبير اندلسى (وفات 614 ه.ق).

جهانگرد عرب. در والانس اسپانيا متولد شد. در سال 577 ه.ق. سفرى از راه دريا به مصر و مكه و مدينه و كوفه و بغداد و موصل و حلب و دمشق كرد، و از عكا به كشتى نشست، و پس از گذشتن از صقليه (سيسيل) به غرناطه بازگشت. اثر معروفش، يكى الاحاطه فى اخبار غرناطه است، و ديگرى رحلة الكنانى، كه به رحلة ابن جبير معروف است.

.5 سائح هروى (611 ه.ق).

الاشارات الى معرفة الزيارات. كه در آن سفرهاى خود به حلب و شام و سوريه و فلسطين و جز آن‏ها را وصف كرده است.

.6 ياقوت حموى (وفات 626 ه.ق).

از دانشمندان بزرگ و مشهور اسلامى. اثر معروف جغرافيايى او معجم البلدان است كه صفى الدين بن الحق آن را خلاصه كرده مراصد الاطلاع على اسماء الامكنة و البقاع ناميده است .

.7 ابن بطوطه، ابو عبدالله محمد بن عبدالله طنجه‏يى (730 ـ 779 ه.ق). ، جهانگرد معروف عرب. در طنجه از مادرزاد، و در سال 720 به قصد سياحت از آنجا بيرون آمد، و شمال آفريقا و مصر و شام و حجاز و ايران و يمن و بحرين و تركمنستان و ماوراء النهر و قسمتى از هند و چين و جاوه و مراكز آفريقا را سياحت كرد. و بسيارى از بزرگان و اميران اين ممالك را ملاقات كرد، و از كمك‏هاى ايشان در تهيه وسايل سفرهاى خود بهره‏مند شد. در بازگشت از اين سفرها در شهر فاس به نوشتن سفرها و سرگذشت‏هاى خود پرداخت، و سياحت‏نامه معروف خود را كه تحفة النظار نام دارد، و بيشتر با نام رحله ابن بطوطه معروف است، پديد آورد. اين سياحت نامه، از جهت بيان اوضاع و احوال تمدن و فرهنگ و تاريخ بلادى كه وى در سفرهاى خود ديده، اهميت بسيار دارد، و به فارسى هم ترجمه شده است. قبلا به زبان‏هاى گوناگون، از جمله آلمانى، فرانسوى، و انگليسى نيز ترجمه شده بوده است.

بسيارى از كتب چون حدود العالم من المغرب الى المشرق از مؤلفى ناشناخته، يا كتاب الكندى فيلسوف در جغرافى كه رسالة فى الربع المسكون را نوشته است، در اين فهرست ياد نشده است،

و نيز سفرنامه ناصر خسرو قباديانى. شرح و توصيف كافى درباره آنها مستلزم تسويد اوراقى بيشتر از اينهاست، و ما آن را به زمانى ديگر مى‏گذاريم.

پاورقى‏ها:

(1). به صورت «جيغرافيا» و «جائوغرافيا» هم خوانده‏اند.

2. Marinos of tyre

.3 مروج الذهب، 1/19 ـ 20، چاپ مصر، محمد محيى الدين. «و المراد بالقطع هو الوصف و التفصيل» . و بايد دانست كه مسلمين لفظ «جغرافيا» (به فتح اول يا به ضم اول) را براى دلالت بر اين علم تا سده نهم ميلادى به كار نبرده‏اند. اما پيش از اين، لفظ «الجغرافية» مقصور بر جغرافياى بطلميوس بوده و هرگاه جغرافيا مى‏گفتند تنها مرادشان اين كتاب بوده است . و اولين كسى كه جغرافى را به معنى علم جغرافى به كار برده مسعودى است در التنبيه و الاشراف (125، چاپ اروپا) كه گويد «الجغرافية هى قطع الارض» .

.4 اخوان در رسائل، 2/484 «علم الجغرافية» به كار برده‏اند و آن را به «صورة الارض» (زمين نگارى) تفسير كرده‏اند.

, New Edition, 1965 «ajughrafiyD» , 5. Encyclopaedia of Islam, vol. ll, p. 575

.6 حاجى خليفه، كشف الظنون، 1/394 ـ 395، چاپ آستانه، 1310 ه.ق. «... و قد عربوه فى عهد المأمون و لم يوجد الان تعريبه» .

.7 همان كتاب، 1/ .394

.8 «افلم يسيروا فى الارض فينظروا كيف كان عاقبة الذين من قبلهم...» (سورة مؤمن، 40/ آيه 86) . نيز: سورة الانعام، 6/ آيه 11، و سورة الحج / آيه 46)، و آيه «سنريهم آياتنا فى الافاق و فى انفسهم حتى يتبين لهم أنه الحق...» (سورة فصلت، 41/ آيه 53) .

.9 جرجى زيدان، تاريخ آداب اللغة العربية، 2/201، قاهره، مطبعة الهلال، .1930

.10 عمر فروخ، تاريخ العلوم عند العرب، .192

.11 جرج سارتن، مقدمه‏يى بر تاريخ علم، 2/392 ـ 393، بالتيمور، .1963

.12 جرجى زيدان در تاريخ التمدن الاسلامى، (2/62) اين احصائيه را نقل كرده است.

.13 ابن النديم، الفهرست، 149 ـ 150، و آداب اللغة العربية، 2/ .202

.14 همان كتاب، 130 و ما بعد، تاريخ العلوم عند العرب، عمر فروخ، 198 ـ .199

.15 تاريخ آداب اللغة، 2/ .173

.16 تاريخ التمدن الاسلامى، 2/ .62

.17 گوستاولوبن، حضارة العرب، 79، ترجمه عربى به خامه عادل زعيتر، قاهره، مطبعة عيسى البابى الحلبى، چاپ چهارم، 1384 ه.ق.

.18 آداب اللغة العربية، 2/202 ـ .203

.19 الفهرست، 154 ـ 155، ياقوت معجم الادبا، 2/63 و ما بعد در ترجمه «ابن فقيه» .

.20 آداب اللغة العربية، 2/203 ـ .204

.21 تنها جزء هفتم آن در دست است.

.22 ياقوت، معجم البلدان، زير ماده «ايران» و «فرس» .

.23 عمر فروخ، تاريخ العلوم عند العرب، .196

24. Henri Muller

.25 ابن القفطى، اخبار الحكماء، 113، چاپ ليپرت، معجم الادباء، 3/9 و ما بعد، و نيز تاريخ آداب اللغة العربية، 2/ .204

.26 معجم البلدان، 1/722 ـ 727، لايپزيك، چاپ فرديناند و ستنفيلد، .1866

(by I. Hrbek) "Bulghar" ,1308, 2nd Ed, art ـ 1304/ 27. The Legacy of Islam, p. 119 , Ency, of Islam, 1

.28 براى ترجمه ابوزيد بلخى، معجم الادبا، 1/141، الفهرست، .138

.29 تاريخ العلوم عند العرب، 199، جرجى زيدان، آداب اللغة، 2/237 ـ .238

.30 مقدمه صورة الارض، 5 ـ 6، چاپ بيروت، مكتبة دار الحياة، (بى.تا) .

.31 احسن التقاسيم، 2، چاپ ليدن (بريل)، .1906

.32 همان كتاب، 9 «... و لم نذكر الا مملكة الاسلام حسب، و لم نتكلف ممالك الكفار لاننا لم ندخلها و لم نر فائدة فى ذكرها...» .

.33 همان كتاب، .10

.34 عمر فروخ، تاريخ العلوم عند العرب، 119 ـ .120

. 35. J. Schacht, The Legacy of Islam, p. 123

36. Barbier de Meynard

كتاب: تاريخ تمدن اسلام، ص 358

نويسنده: دكتر على اصغر حلبى

طرز تدریس جغرافیا

 

تعریف جغرافیا : جغرافیا علمی است که از اوضاع سطح زمین و عوامل و قوای طبیعی و آثار و عوارض آن بحث مینماید و در صورتیکه آنرا با نظر حکمتی تدریس کنند نظر عمده متوجه طبقه بندی آثار جغرافیایی و بیان علل و نتایج آنها و قوانین کلی ثابته ایست که بر این آثار حاکمند. چون در بیان اوضاع سطح زمین پای تمام علوم انسانی راجع به کره ارض در میان می آید و جغرافیا از آنها کمک میگیرد ممکن است تصور شود جغرافیا بخودی خود علم مخصوصی نیست بلکه مجموعه ای از اطلاعات و قوانینی است که از علوم مختلفه گرفته شده و تحت عنوان خاصی در آمده . این تصور در بادی نظر صحیح می نماید ولی از مقایسه تعریف جغرافیا با تعریف سایر علوم مربوطه بزمین معلوم می شود که جغرافیا علم خاصی است و از میان علوم فوق الذکر موضوع هیچیک بحث و تحقیق در اوضاع حالیه سطح زمین که موضوع خاص جغرافیاست نیست. تقسیمات جغرافیا : طبیعی ترین تقسیمات جغرافیا اینستکه آنرا بدو قسمت تقسیم کنیم: جغرافیای طبیعی و جغرافیای سیاسی . جغرافیای طبیعی قسمتی است که از عوارض طبیعی سطح کره گفتگو میکند و شامل خاک و آب وهوا و توزیع نباتات و حیوانات و جنس معدنیات و غیره می شود ولی جغرافیای سیاسی از تغییراتی بحث مینماید که انسان در نتیجه تشکیل هیئت اجتماعیه در سطح زمین داده از قبیل تاسیس ممالک و انشاء بلاد و مقتضیات و خصوصیات سیاسی و اجتماعی هر کدام مثل بیان جمعیت و اخلاق و عادات و طرز حکومت و معیشت و غیره. چون در جغرافیای طبیعی غالبا ببیان علل آثار توجه میکنند و روابط علت و معلول اوضاع حتی اوضاع سیاسی را بیشتر تابع مقتضیات و عوارض طبیعی اند تحقیق مینمایند بعضی اوقات جغرافیای طبیعی را فلسفه جغرافیا هم میخوانند.غیر از این تقسیم بعضی تقسیمات دیگر هم برای جغرافیا ذکر میکنند.مثل جغرافیای محلی و جغرافیای توصیفی و جغرافیای ریاضی و تاریخی و غیره ولی این تقسیمات هر کدام معنی مخصوصی دارند و نمی توان آنها را در موقع تقسیم بندی کلی و علمی جغرافیا طرف توجه قرارداد.
 

تعریف جغرافیا

ادامه نوشته

مفهوم شناسي نظريه پردازي در جغرافيا و ارتباط آن با علوم انساني

ادامه نوشته