از نظر بنده جغرافیا علمی است که رابطه متقابل انسان و محیط را بررسی می کند.در این تعریف محیط یک سیستم طبیعی است که از اجزاء و عناصری همچون لیتوسفر، هیدروسفر، اتمسفر و بیوسفر تشکیل گردیده است، که ترکیب و ادغام این اجزاء باعث پیدایش نواحی گوناگون همچون قطبی ف بیابانی ، کوهستانی ، جلگه ای و... شده است.

از سویی دیگر در این تعریف انسان به موجودی اطلاق می گردد که مجعز به تکنولوژی ، ایدئولوژی ، مدیریت ، فرهنگ ، سیاست ، اقتصاد و... است.انسانها در جوامع مختلف در برخورداری از این پارامترها با همدیگر تفاوتها و تشابهاتی دارند که این خود نواحی انسانی را بوجود می آورد.جامعه آفریقایی ، هندی ، اروپایی ، ژاپنی و...ضمن داشتن تشابهات از تفاوتهای زیادی نیز برخوردارند. اقتصاد سرمایه داری ، سوسیالیستی و اسلامی از همین تفاوتها منتج می گردد. اراضی وسیع زراعی در جامعه سوسیالیست با اراضی کوچک ( قانون ارث) درکشورهای اسلامی ناشی از همین تفاوتهاست، وجود دیوار در مساکن کشورهای اسلامی و غیر اسلامی از دیگر تفاوتهاست و ...

تفاوتهای جامعه انسانی باعث کنش و واکنشهای گوناگون با محیط های طبیعی می گردد، بطوریکه شیوه برخورد آفریقایها با صحرای بزرگ آفریقا با استرالیها در برخورد با صحرای غرب استرالیا متفاوت است، زیرا تکنولوژی ، مدیریت ، اقتصاد و... در این دو جامعه با هم تفاوتهایی دارد.

از سویی دیگر چون محیط های طبیعی با همدیگر تفاوت دارند ، نحوه عملکرد انسانها در این نواحی نیز همینگونه متفاوت است.بطوریکه نحوه برخورد انسان با محیط بیابانی ، قطبی ف کوهستانی و... متفاوت است.شکل بهره برداری از محیط طبیعی در یزد، تنکابن و شهرکرد با هم فرق داردو این بخاطر تفاوتهای محیط طبیعی است.

رسالت اصلی علم جغرافیا ، شناخت تفاوتها و تشابهات محیط و اتخاذ مطلوبترین شیوه بهره برداری از منابع است تا ضمن تامین نیازهای انسان بطور معقول ، لطمه ای به محیط وارد نشود و بعبارتی گام برداشتن بسوی توسعه پایدار.http://geo-f.blogfa.com/post-61.aspx