فارسي عمومي – پاییز92-
به نام خداوند جان وخرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
فارسي عمومي – پاییز92-
سبک های شعر فارسی
سبك شعر، يعني مجموع كلمات و لغات و طرز تركيب آنها، از لحاظ قواعد زبان و مفاد معني هر كلمه در آن عصر، و طرز تخيل و اداي آن تخيلات از لحاظ حالات روحي شاعر، كه وابسته به تأثير محيط و طرز معيشت و علوم و زندگي مادي و معنوي هر دوره باشد، آنچه از اين كليات حاصل مي شود آب و رنگي خاص به شعر مي دهد كه آن را «سبك شعر» مي ناميم
1-سبك خراساني:شعر شاد وطبیعت گرایی وتوجه به اندیشه وخرد وفرهنگ ایران باستانی. شاعران معروف :رودکی ،فرخی،عنصری،فردوسی،منوچهر ی،ناصرخسرو ،سنایی و مسعود سعد سلمان ظهور کرده و شیوه خراسانی را به کمال رساندند.
2-سبك آذربايجاني قرن ششم (كاربردآيات قرآني-نجوم-طب-انديشه هاي مسيحي)
شاعران بزرگ : نظامي-خاقاني
بسم الله الرحمن الرحيم هست كليد درگنج حكيم
3-سبك عراقي(قرون 7-8-9)عصر حمله مغولان وپيدايش تصوف وعرفان-شاعران:مولوي-سعدي-حافظ-خسروه دهلوي
4-سبك هندي (عصر صفويه)
سبك هندي: صائب تبريزي، زلالي خوانساري، علي نقي كمره اي، عرفي شيرازي، كليم كاشاني، فيض دكني، وحيد قزويني، بيدل، غني كشميري.
- آدمی پیر چو شد حرص، جوان می گردد / خواب در وقت سحرگاه، گران می گردد (صائب )
4- بازگشت ادبي يا سبكهاي جديد
شاعرانی مانند سید محمد شعله اصفهانی، میر سید علی مشتاق، لطفعلی بیگ آذربیگدلی و سید احمد هاتف اصفهانی به مخالفت با شیوه هندی، دست به سرودن اشعاری به شیوه شاعران متقدم مانندسعدی و حافظ می زدند. هدف شاعران در این انجمن احیای شعر کهن، یعنی سبک خراسانی و عراقی بود.
آشنایی با مکاتب ادبی جهان(کلاسیسم –رمانیسم-رئالیسم-ناتورالیسم-سوررئالیسم)
ساختار وقالب های شعری
بیت :هر یك از سطرهای یك شعر را یك بیت گویند . كمترین مقدار شعر یك بیت است . مصراع:هر بیت شامل دو قسمت است هر یك از این بخش ها را یك مصراع گویند . كمترین مقدار سخن موزون یك مصراع است .
ردیف :به پایان هر مصراع یا در پایان هر بیت اگر واژه یا واژه هایی با یك معنی بعد از قافیه تكرار شود به این واژه ها ردیف گویند . این تكرار تأثیر موسیقی شعر را قوی تر می كند .
مژده ای دل كه مسیحا نفسی می آید كه ز انفاس خوشش بوی كسی می آید
قافیه ردیف قافیه ردیف
قافیه :به كلمات آخر ابیات كه آخرین حرف اصلی آنها یكی باشد در واقع كلماتی با یك آهنگ را قافیه گویند . اگر بیتی دارای ردیف باشد قافیه قبل از ردیف قرار می گیرد .قافیه و ردیف حاصل شعر سنتی است . قافیه اجباری است اما ردیف اختیاری است .
سرو چمان من چرا میل چمن نمی كند همدم گل نمی شود یاد سمن نمی كند
قافیه ردیف قافیه ردیف
انواع شعر کهن فارسی
قصیده : اولین قالب شعری است كه از نیمة قرن سوم هـ . ق در ادبیات فارسی به تقلید از شعر عربی پدید آمد و تا روزگار ما مورد توجه شاعران بوده است . شعری است كه مصراع اول با مصراع های زوج آن با هم قافیه است . تعداد ابیات آن از پانزده بیت بیشتر است . محتوای قصیده می تواند مدح ، ستایش ، وصف و پند و اندرز و حكمت و عرفان و رثاء و مرثیه باشد . از قصیده سرایان معروف ، رودكی ، منوچهری و ناصرخسرو و سنایی و قصیده سرای معاصر ملك الشعرای بهار و امیری فیروزكوهی است .
شكل آرایش قافیه
---------* -----------*
--------- -----------*
غزل :از جهت شكل قرار گرفتن قافیه درست مانند قصیده است با این تفاوت كه تعداد ابیات غزل حداقل 5 بیت و حداكثر تا 17 – 12 است. درون مایه و محتوای غزل ، عاشقانه ، عارفانه و یا آمیزه ای از هر دو و یا مضمون اجتماعی است . غزل از قرن ششم پدید آمده و تا امروز از قالب های رایج شعر فارسی است .غزلسرایان معروف ، سعدی ، مولوی ، حافظ و از غزلسرایان معاصر ، شهریار و رهی معیری و . . . می باشند . آرایش قافیه در غزل مانند قصیده است.نخستین بیت قصیده و غزل را " بیت مطلع " و بیت آخر را " بیت مقطع " گویند كه معمولا" شاعر تخلص خود را در بیت آخر ذكر می كند .عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
قطعه :شعری است حداقل دو بیت كه فقط مصراع های زوج هم قافیه اند . قطعه دارای وحدت موضوعی است و موضوع آن معمولا" مطالب اخلاقی ، اجتماعی ، تعلیمی ، مدح و هجو است . قطعه در تمام دوره ها در شعر فارسی رواج داشته است . انوری در قرن 6 ، سعدی در گلستان ، پروین اعتصامی ( معاصر ) از قطعه سرایان معروفند .آرایش قافیه در قطعه
--------- -----------*
--------- -----------*
مثنوی: شعری است كه هر بیت آن قافیة مستقل دارد . این قالب خاص ایرانیان است و از آغاز شعر فارسی تا امروز مورد توجه شاعران بوده است . درون مایه و محتوای آن حماسی ، اخلاقی ، عاشقانه ، عارفانه و تاریخی است .نمونة مثنوی حماسی مثل شاهنامه ، عاشقانه : لیلی و مجنون ، عارفانه : مثنوی معنوی ، اخلاقی : بوستان سعدی است .
شكل آرایش مثنوی
---------* -----------*
رباعی: چهار مصراع است كه مصراع سوم آن معمولا" قافیه ندارد . درون مایه ای عارفانه ، عاشقانه یا فلسفی دارد . مناسب ترین قالب برای لحظه های كوتاه شاعرانه است و در همة دوره ها رواج داشته است . رباعی یك قالب خاص ایرانی است و خیام ، عطار ، مولوی و بابا افضل سرایندگان نامدار رباعی اند .
وقت است كه در بر آشنایی بزنیم تا بر گل و سبزه تكیه جایی بزنیم
زان پیش كه دست و پا فروبندد مرگ آخر كم از آن كه دست و پایی بزنیم
دوبیتی:دو بیت است كه گاه مصراع سوم آن قافیه ندارد . این قالب صورت كامل شدة شعر هجایی در عصر ساسانی است . درون مایة عاشقانه و عارفانه دارد و رایج ترین قالب در میان روستائیان است . باباطاهرعریان از معروف ترین شاعران دوبیتی گو به شمار می آید. دوبیتی وزنی خاص دارد و از این نظر با رباعی متفاوت است .
به صحرا بنگرم ، صحرا تَه وینم به دریا بنگرم دریا تَه وینم
به هر جا بنگرم كوه و در و دشت نشان از قامت رعنا ته وینم
شعر نو
شعر نیمایی شعری است با مصراع های كوتاه و بلند كه قافیه در آن نظم خاصی ندارد . درون مایة شعر نیمایی احساسات و تجربیات فردی ، عشق ، سیاست و . . . است . بنیانگذار شعر نیمایی ، نیما یوشیج است و مهدی اخوان ثالث ، فروغ فرخزاد ، سهراب سپهری و . . . از برگزیدگان شعر نیمایی اند .
شعر زمستان
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت / سرها در گریبان است /كسی سر بر نیارد كرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را /نگه جز پیش پا را دیده نتواند /كه ره تاریك و لغزان است . "مهدی اخوان ثالث"
درس :آشنايي باعلم بیان
بیان به معنی پیدا و آشکار شدن است و در اصطلاح ادبیات عبارت است از مجموع قواعد و قوانینی که به وسیله ی آن ها یک معنی به راه های گوناگون نشان داده می شود. شیوه های بیان اندیشه را دردانش بیان در چهار زمینه گنجانده اند که ما در این بخش به بررسی هر یک از آن ها می پردازیم. این چهار زمینه که مباحث علم بیان است، عبارت است از:
تشبیه ، استعاره ، مجاز و کنایه که از نظر حالات سخن نیز به سه دسته ی ایجاز، اطناب و مساوات بخش می شود.
١ـ تشبیه :
تشبیه پیوند برقرار کردن میان دو چیز و همانند کردن آن ها است با واژه ها یا عباراتی ویژه، مانند:
«علم درهدایت انسان چون نور است »در این مثال چهار پایه یا رکن وجود دارد که ارکان تشبیه نامیده می شود.
١ـ مُشَبَه : چیزی که آن را به چیز دیگری
مانندکرده ایم (یعنی علم )
۲ـ مُشَبَه به : چیز دوم که مُشَبَه، به آن مانند شده است (یعنی نور)
٣ـ ادات تشبیه : واژه هایی که میان مشبه و
مشبه به، پیوند برقرارمی کند که برخی از آن ها عبارت است از:
چون، چو،
همچون، مانند ِ، بسان ِ ، مثل ِ ، بکردار ِ، پنداری، گویی و ...
۴ـ وجه شِبه: صفت مشترک میان مشبه و مشبه به است (یعنی هدایت )
نمونه ی دیگر:ز خوشی باغ همچون دلبران شد /
ز خوبی شاخ همچون اختران شد
● تشبیه
بلیغ
درتشبیه بلیغ ادات تشبیه و وجه شبه هر دو حذف می شود. مانند: عمر برف است.در زبان
ادبی گاه مشبه و مشبه به به کمک کسره به هم می پیوندد و به صورت اضافه ی تشبیهی
بیان می شود. مانند: برف عمر
بنابراین اضافه ی تشبیهی گونه ای ازتشبیه بلیغ است. چند نمونه : کیمیای
عشق، قد سرو، تیر مژگان، شبنم عشق، نیشترعشق، آتش عشق، سراچه ی دل، باران رحمت،
خوان نعمت، اطفال شاخ، بنات بنات، کلاه شکوفه، مهد زمین، دایه ی ابر بهاری،
نوردانش، چراغ علم، تخم محّبت، نسیم رحمت، سحاب رحمت، سیلاب اشک.
۲- استعاره :
هرگاه واژه ای به دلیل شباهتش با واژه ی دیگری به جای آن به کار رود، استعاره پدید می آید.
به گفته ی دیگر، استعاره تشبیهی است که یکی از طرفین تشبیه ذکر نشود.- یکی « درخت گل » اندر میان خانه ماست / که سرو های چمن پیش قامتش پستند (سعدی )- استعاره از جوانی بلند بالا و خوش اندام
- ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد (حافظ ) استعاره از پیامبر (ص)
- همی زور کرد این بر آن آن بر این /
نجنبید یک شیر بر پشت زین (فردوسی )
- دست روزگار، رخسارصبح، چنگال مرگ، آستین
عقل، دست طرب، چشم بخت.
٣- مجاز:
مجاز به کاربردن واژه است درمعنایی غیرحقیقی به شرط آن که میان معنی حقیقی و معنی غیر حقیقی پیوندی برقرار باشد. مثلن هنگامی که می گوییم :« جهان انجمن شد بر تخت اوی » مراد ازجهان، مردم جهان است.
۴ -کنایه :
کنایه به معنی پوشیده سخن گفتن است، اما در علم بیان، عبارت است از گفتن لفظی در معنی غیرحقیقی (معنی نزدیک)، آن گونه که بتوان معنی حقیقی (معنی دور) آن را نیز اراده کرد.به عنوان مثال درجمله های: « پرسیدم : پس چه خاکی بر سر بریزم »و : « مابقی را فعلن خط بکش »
عبارت های مشخص شده دارای دو معنی نزدیک و دور است، اما معنی دور آن ها موردنظر است.
«چه خاکی بر سر بریزم » در معنی حقیقی یعنی «چه کار باید بکنم » و عبارت «خط بکش » یعنی «نادیده بگیر».
به این کاربرد کنایه می گویند.چند نمونه : - در خانه ی او به روی همه باز است - معنای نزدیک : همه می توانند وارد خانه ی او شوند معنای دور : مهمان نواز است
- آب از دستهایش
نمی چکد. معنایی نزدیک : نمی گذارد قطره
ای آب از دستهایش به روی زمین بچکد.
معنایی دور : هیچ چیزی از او به دیگران نمی رسد، خیلی خسیس است.
-
چشم به راه بودن معنای نزدیک :
یکسره به راه نگاه می کند . معنای دور
: انتظار کشیدن
- شکم را صابون زدن معنای نزدیک : به شکم صابون زدن - معنای دور: امیدوار بودن
- کمر بستن - معنای نزدیک : کمربند را به کمر بستن - معنای دور : همّت کردن
نمونه های دیگر:- سر به جیب مراقبت فرو بردن : کنایه از فرو رفتن در حالت تفکّر و تعّقل
- سیه گلیم: کنایه
از بدبخت - عنان پیچ : کنایه از سوارکار
تفاوت کنایه با مجاز و استعاره در این است که در کنایه به هر دو معنی می توان دست
یافت و هر دو معنی می تواند درست باشد ( ولی گوینده معنی حقیقی را می خواهد).
درس آشنايي باعلم بدیع
بدیع در واژه به معنی تازه، نو و نوآورده است و در گستره ی زبان، علمی است که از آرایه های ادبی سخن می گوید. آرایه ها زیورهایی است که سخن را بدان می آرایند. آرایه های ادبی بر دو گونه است:الف) ـ آرایه های لفظی (صناعات لفظی ) : به آن دسته از آرایه های ادبی گفته می شود که از تناسب آوایی و لفظی میان واژه ها پدید می آید.
ب) ـ آرایه های معنوی (صناعات معنوی ) : به آن
دسته از آرایه های ادبی گفته می شود که بر پایه ی تناسب های معنایی واژه ها شکل می
گیرد، مانند:مراعات نظیر، تناقض، عکس، تلمیح، تضمین، اغراق، حسن تعلیل، ارسال
المثل، تمثیل، اسلوب معادله و ایهام.
الف) - آرایه های لفظی :
١- واج آرایی :
به تکرار یک واج (حرف صامت یا مصوت ) در یک بیت یا عبارت گفته می شود که پدید آورنده ی موسیقی درونی شعر است. واج آرایی یا نغمه ی حروف، تکراری آگاهانه است که موجب آن می گردد که تاثیر موسیقی کلام و القای معنی مورد نظر شاعر بیش ترگردد. مانند:
سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند ( تکرارصامت چ
)
خیزید و خز آرید که هنگام خزان است ( تکرارصامت های خ و ز ) از منوچهری که تداعی کننده
ی صدای ریزش و خرد شدن برگ ها درفصل خزان است.
نمونه های دیگر:بگذار تا بگریم چون ابر در
بهاران / کز سنگ ناله خیزد روز وداع
یاران (سعدی )
بر او راست خم کرد و چپ کرد راست / خروش
از خم چرخ چاچی بخاست (فردوسی )
۲ـ سجع :
معنی آواز کبوتر را
دارد و در اصطلاح سخن شناسان، آوردن واژه
هایی است ( واژه های سجع ) در آخر قرینه های سخن منثور به سانی که حرف آخر این
واژه ها یکی باشد.
- ای عزیز، در رعایت دل ها کوش و عیب کسان می پوش (خواجه عبدالله
انصاری )
- جان ما را صفای خود ده و دل ما را هوای
خود ده
(خواجه عبدالله انصاری )
- منّت خدای را عّزوجّل که طاعتش موجب قربت است و به شکراندرش مزید نعمت (گلستان )
- هرنفسی که فرو می رود ممّد حیات است و چون برمی آید مفّرح ذات (گلستان )
درعبارات
بالا، کوش و می پوش ، صفا و هوا، قربت و نعمت، حیات و ذات، واژه ها ی سجع به شمار
می آید.
سجع متوازی
سجع متوازی
آن است که در آخر دو
جمله، کلماتی قرار گیرند که در وزن، عدد و حرف رَوی (حرف آخر قافیه) یکسان باشند. مثل: انیس و جلیس.
مثالهایی از گلستان سعدی: سلاح از تن
بگشادند و رخت و غنیمت
بنهادند.هر که دست از جان بشوید، هر
چه در دل دارد بگوید.باران رحمت بیحسابش
همه را رسیده و خوان نعمت بیدریغش همه جا کشیده.
3ـ جناس (تجنیس) :
تجنیس به کار بردن واژه هایی است که تلفظی یکسان و نزدیک به هم دارد. این آرایه بر تأثیر موسیقی و آهنگ سخن می افزاید.
جناس دو نوع است : جناس تام و جناس ناقص
• جناس تام : هرگاه واژه ای در
یک بیت یا عبارت دو بار به کار برود و هر بار معنای دیگری داشته باشد. مانند:
بیا و برگ سفر ساز و زاد ره بر گیر / که عاقبت برود هرکه او ز مادر زاد (خواجوی
کرمانی )
دو واژه ی زاد (توشه) و زاد (ولادت) با
وجود تفاوت معنایی یکسان خوانده می شود.
نمونه :
بهرام که گور گرفتی همه عمر / دیدی که چگونه گور بهرام گرفت (نظامی )
برادرکه در بند خویش است / نه برادر و نه خویش است (سعدی )
• جناس
ناقص: هرگـاه دو واژه در یکـی از مـوارد
زیر با هم اختلاف داشته باشد، یکی از انواع جناس ناقـص پدید می آید.مانند : مِلک
،مُلک؛ قَمَری، قُمری؛ گِرد، گَرد؛ مِهر،
مُهر
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند / به دشت پُر ملال ما پرنده پَر نمی زند -ناز،
باز؛ رفیق، شفیق؛ چاه، جاه
اختلاف درحرف میانی : آستین، ستان؛ کمین، کمان
اختلاف درحرف پایانی: بار، باز
هنگامی که یک واژه، یک حرف بیش تر ازدیگری دارد : در آغاز یک حرف بیش تر دارد.
مانند: شما، ما؛ مرنج، رنج
در میان یک حرف بیش تردارد. مانند: خاص، خلاص؛ دست، دوست
در پایان یک حرف بیش تردارد. مانند: قیام، قیامت
جناس ناقص قلب
هنگامی که اختلاف دو رکن جناس درجا به جایی حروف آن ها باشد
: امهال،اهمال؛ قلب،لقب؛ گنج،جنگ
ابر بهاری را فرموده تا بنات، نبات در مهد
زمین بپرورد (سعدی )
• جناس خطی:هنگامی که دو لفظ در خط و نوشتن نظیر هم باشند اما در تلفظ مختلف. مانند:
عِلم و عَلَم، سِحر و سَحَر ، گـُل و گِل.
4- اشتقاق :
به کار گرفتن واژه
هایی که هم ریشه و هم خانواده باشد را اشتقاق می نامند.
عالم، معلوم؛ مفتاح، فتوح؛ دیده، دیدار؛
لطف، لطیفه
موج زخود رفته ای تند خرامید و گفت / هستم اگر می روم گر نروم نیستم
شبه اشتقاق : در این جا واژه ها به ظاهر هم ریشه است ولی از جهت معنی ارتباطی میان آن ها نیست. مانند : عَلَم ،عالم
ب )- آرایه های معنوی :
١- مراعات نظیر (تناسب ) : از
متداول ترین آرایه های ادبی در ادبیات کلاسیک و معاصربه شمار می آید و آن عبارت
است از آوردن دو یا چند واژه در یک بیت یا عبارت که در خارج از آن بیت نیز رابطه ای خاص میان آن ها برقرار
باشد.
مانند :ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند /
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
(سعدی )
با ساربان بگویید احوال آب چشمم / تا بر شتر نبندد محمل به روز باران (سعدی )
بیستون بر سر راه است مباد از شیرین/ خبری گفته و غمگین دل فرهاد کنید
۲- تضاد ( طباق ):هرگاه دو واژه با
معنای متضاد دریک بیت یا عبارت به کار رود آرایه ی تضاد پدید می آید.
نمونه : غلام همّت آنم که زیر چرخ کبود /
ز هرچه رنگ تعّلق پذیرد آزاد است (حافظ )
نه شاخش خشک گردد روز سرما / نه برگش
زرد گردد روز گرما (فخرالدین
اسعدگرگانی )
بسیار سیه سپید کرده است / دوران سپهر لاجوردی
٣- تناقص (پارادوکس )
اگر دو مفهوم متضاد را به هم نسبت دهیم یا آن دو را با هم جمع کنیم، آرایه ی تناقص شکل می گیرد. آشتی دادن دو متناقص را پارادوکس (متناقض نما) گویند.نمونه :" جیب هایم پر از خالی است " که برای عمق بخشیدن به سخن، دو صفت متضاد «پر» و «خالی» را با هم به کار برده ایم.حاضر غایب، فریادسکوت و گشنه پلو نمونه های دیگری از آرایه ی متناقض است.
۴-عکس (قلب) :
هرگاه در یک بیت یا عبارت، میان دو مورد پیوندی برقرارکنیم
و سپس در بخش دیگری جای آن دو را با هم عوض کنیم و یا هرگاه نویسنده با جا به جا
کردن اجزای ترکیب های وصفی و اضافی، ترکیب ها ی تازه پدید آورد.
نمونه:دلبرجانان من برده دل وجان من
برده دل وجان من دلبر جانان من
- حافظ
مظهر روح اعتدال و اعتدال روح اقوام ایرانی است .- برهنگی فرهنگی و فرهنگ برهنگی - بسیار اندک اند کسانی که هم حرف خوب می زنند و
هم خوب حرف می زنند.
۵ ـ تلمیح :
در واژه به معنی «به گوشه چشم اشاره کردن» است و در اصطلاح
ادبی بهره گیری از نقل قول ها، آیات،
احادیث، داستان ها و وقایع تاریخی است و یا آن که با شنیدن بیت یا عبارتی، به یاد
داستان و افسانه، رویدادی تاریخی و مذهبی یا
آیه و حدیثی بیفتند، بدون آن که آن موضوع و داستان را تعریف کنند.نمونه :نه
خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت / متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را (شهریار)که به حدیث «لا فتی الّا علی
لاسیف الّا ذوالفقار» اشاره دارد.
نمونه های دیگر:- آسمان بار امانت نتوانست
کشید / قرعه کار به نام من دیوانه زدند (حافظ )
- چنین گفت پیغمبر راست گوی / ز گهواره تا گور دانش بجوی (فردوسی )
- چه فرهاد ها مرده در کوه ها / چه حلاج
ها رفته بر دارها (علامه
طباطبایی )
- ما قصه سكندر و دارا نخوانده ايم / از
ما به جز حكايت مهر و فا مپرس
- گفت آن يار كز و گشت سردار بلند / جرمش اين بود كه اسرار هويدا مي كرد
۶- تضمین : هرگاه
شاعر یا نویسنده ای در سخن خود از شعر یا نوشته ی دیگری بهره بگیرد، آرایه ی تضمین
شکل می گیرد و به ترآن است که نام گوینده ی اصلی گفته شود.نمونه : چه خوش گفت
فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد-«میازار موری که دانه کش است / که جان
دارد و جان شیرین خوش است»که در ابن جا سعدی بیتی از«فردوسی » را تضمین کرده است.
۷ـ اغراق (مبالغه، غلو) :
هنگامی است که شاعر یا نویسنده ای صفتی را در فرد یا پدیده ای برجسته کند که مطابق عرف و عادت جاری پذیرفته نیست و درعالم واقع امکان دست یابی به آن صفت وجود ندارد. مانند:
بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران / كز سنگ ناله خيزد وقت وداع ياران
مانند ابر بهار گریستن و گریه ی درد آلودی که حتا سنگ را هم به ناله وا می دارد،
بیانی آمیخته به اغراق است
هر شبنمي در اين ره، صد بحر آتشين است / دردا كه اين معما شرح و بيان ندارد
قطره ی ناچیز شبنم را در راه عشق، صد دریای آتشین تصّور کردن بیانی اغراق آمیز است
فردوسی می گوید: که گفتت برو دست رستم ببند / نبندد مرا دست، چرخ بلند
ز سمّ ستوران درآن پهن دشت / زمین شش شد و آسمان گشت هشت
شود کوه آهن چو دریای آب / اگر بشنود نام
افراسیاب
اغراق، مناسب ترین ابزار برای آفریدن صحنه های حماسی است.
8ـ ایهام :
یا تورایه به معنی به شک انداختن است و در اصطلاح ادبی، به
کاربردن واژه یا ترکیبی در دو معنی نزدیک و دور به ذهن است و هر کدام از آن دو
معنی را بتوان از آن برداشت کرد. ایهام، هنری ترین آرایه ی معنوی است و استاد مسلم
آن حافظ است.نمونه :- غرق خون بود و نمی
مرد ز حسرت فرهاد / گفتم افسانه ای شیرین
و به خوابش کردم (رهی معیری )
که شیرین هم به معنی زیبا و دلنشین و هم نام معشوقه ی فرهاد است.
- گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید / گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید -که بر آید
هم به معنی طلوع کردن و هم به معنی اگر امکان داشته باشد است.- خانه زندان است و
تنهايي ملال / هر كه چون سعدي گلستانش نيست گلستان
به دو معني باغ و كتاب گلستان سعدي است
خلاصه دستور زبان
جمله: انسان هميشه مقصودخود را به صورت جمله بيان مي كند.جمله ،يك يا مجموع چند كلمه است كه بر روي هم پيام كاملي را از گوينده به شنونده برساند.هرجا كه جمله تمام شود،نقطه اي مي گذاريم.مثال:ابوعلي سينا از بزرگترين دانشمندان ايران است.انواع جمله: جمله اي كه خبري را بيان ميكندجمله خبري ناميده ميشود.مثال:فردا سالگرد پيروزي مردم نيكاراگوئه است.جمله اي كه درآن پرسشي باشد جمله پرسشي ناميده ميشود.مثال:فردا چه روزي است؟جمله اي كه درآن فرماني داده شده است جمله امري خوانده ميشود.مثال:همه در جاي خود بايستند.جمله اي كه عاطفه اي را بهمراه داشته باشد جمله عاطفي يا تعجبي ناميده مي شود.مثال:چه باغ باصفايي!
زبان چیست؟ «زبان یک نظام است که کار اصلی آن ایجاد ارتباط بین انسانهاست.»طبق تعریف ارکان اصلی تعریف زبان عبارتند از:1-نظام بودن 2-ایجاد ارتباط 3-انتقال پیام 4-انسانی بودن در این تعریف منظور از یعنی یک مجموعه ی پیچیده وبه هم پیوسته که از اجزای کوچکتری تشکیل شده است و انسانی بودن یعنی اینکه مخصوص انسانهاست و آنها بوسیله زبان با هم ارتباط برقرارمی کنند.گر چه استفاده از زبان آسان است ولی شناخت آن دشوار است دلیل آن پیچیدگی وگستردگی زبان و درعین حال چون ما طرز استفاده از آن را می دانیم فکر می کنیم شناخت آن نیز آسان نیز آسان است،درحالی که این طور نیست.زبان انسان اگر چه نظام یگانه ای است ولی شکلهای متنوعی دارد:1-گونه2-لهجه3-گویشگونه:شکلی از زبان که در جا و مو قعیت به خصوص بکار می رود:طرز صحبت با معلم،یا با کودکلهجه:که در تلفظ با هم فرق می کنند.کردی،لری گویش:علاوه بر تلفظ در انتخاب کلمات و قواعد دستوری هم تفاوت دارد:1-جغرافیای2-اجتماعی 3-تاریخی 4- معیار
خلاصه نویسی:یکی از راههای تمرین نگارش خلاصه نویسی است.پیشنهادهایی برای خلاصه نویسی:1-متنی که باید خلاصه شود باید به دقت خوانده شود.2-میزان و روش خلاصه نویسی قبلا تعیین شود.3-مفاهیم و نکات مهم مطلب مشخص شود.4-به محتوای اصلی و مفاهیم کلیدی نه چیزی اضافه،نه چیزی کم می شود.5-نکات اضافی و غیر مهم و تکراری حذف شود.6-بندها و علایم نگارشی به درستی رعایت شود و مشخصات نوشته ای که خلاصه کرده ایم،با دقت بنویسم.
مراحل تهیه ی مقاله علمی-پژوهشی:1-شناسنامه مقاله(صفحه عنوان و نام دانشگاه ونام محقق وسال )2-صفحه چکیده مقاله(شامل عنوان مقاله-نام محقق-خلاصه مقاله حدود 400کلمه-ذکر واژگان کلیدی تحقیق در 4یا 6 کلمه)3-مقدمه 4-بیان موضوع ومبانی نظری تحقیق وپیشینه ی تحقیق وطرح فرضیه یا سوالات تحقیق5-روش تحقیق (روش تحقیق-جامعه آماری-ابزارتحقیق –تحلیل آماری-شیوه ی گردآوری اطلاعات)6-تحلیل سوالات تحقیق 7-نتایج 8-راهکار ها یا پیشنهادات تحقیق 9-منابع10پیوست
تحقیق وکار عملی درکلاس ونمونه سوالات ادبیات فارسی عمومی –
1-فردوسی وشاهنامه را معرفی کنید.2-سبک های نظم ونثر فارسی را نام ببرید.وهرکدام را به طور خلاصه توضیح دهید.
3-مکنب های مختلف ادبی جهان را نام ببرید. وهرکدام را به طور خلاصه توضیح دهید.4-مولوی واندیشه هایش(داستان) را معرفی کنید.5-حافظ را معرفی کنید ویک غزلش را از حفظ نوشته وتفسیر نمائید.6-عناصر داستان را نام ببرید با مثال.7- نیما وشهریار ودرویشیان را معرفی کنید.8- علم بیان را تعریف کنید.صورت های مختلف آن را نام ببرید.با ذکر یک مثال از هرمورد.9-ذکر تاریخ ایران در جدول
10-عبارات زیر را معنی وتحلیل کنید.1-ایمام دهیائوم اهورامزدا-هچا دوشی یارا-هچادرئوگا-هچا هینایارا .
2-راست کند=سروسامان بخشد. 3-دفع الوقت =گذراندن وقت وامروز وفردا کردن 4-مهر ومیترا 5-اوستا وزردشت
6-افحسبتم انما خلقناکم عبثا= شما پنداشتید که ماشما را به بازی گرفتیم (سوره مومنون آیه 23)
7-دیوان عصر غزنوی 8-ترجمه سوره حمد وتوحید
رضا عبادي جامخانه دبير تاريخ وعلوم اجتماعي شهرستان نكا دانشجوي دوره دكتري تاريخ دانشگاه علوم وتحقيقات تهران-نکاتی پیرامون تاریخ -جغرافیا - اجتماعی - تحقیق وپژوهش -مازندران شناسی (نکا- ساری و...)-روش های تدریس -نمونه سوالها