بازار ( تاریخچه )
بازار ( تاریخچه )
بازار مهم ترین محور و شاهراه ارتباطی در شهرهای قدیمی بود و بیشترین آمد و شد شهروندان در آن صورت می گرفت. بازار مهم ترین کانال ارتباطی شهر بود که نه تنها مردم، در آن حضور داشته و کالاها و سرمایه ها در آن جریان می افتند، بلکه اطلاعات، اخبار و آگهی ها نیز از طریق آن به اطلاع شهروندان می رسید و غالبا عده ای جارچی یا منادی خبر را در بازار اصلی شهر جار می زدند.
| |||||||
● نقش و کارکرد اجتماعی بازار
بازار مهم ترین محور و شاهراه ارتباطی در شهرهای قدیمی بود و بیشترین آمد و شد شهروندان در آن صورت می گرفت. بازار مهم ترین کانال ارتباطی شهر بود که نه تنها مردم، در آن حضور داشته و کالاها و سرمایه ها در آن جریان می افتند، بلکه اطلاعات، اخبار و آگهی ها نیز از طریق آن به اطلاع شهروندان می رسید و غالبا عده ای جارچی یا منادی خبر را در بازار اصلی شهر جار می زدند.
همچنین هنگامی که شخص یا افرادی که مورد توجه و علاقه مردم بودند به شهری وارد می شدند، ورود آنها غالبا از سمت دروازه بازار بود. در این مواقع مردم به استقبال می رفتند و در بازار تجمع می کردند و در برخی موارد بازارها را می آراستند و جشن برپا می کردند. در هنگام جشن های ملی و مذهبی نیز بازارها را چراغانی و برای برپایی جشن آماده می کردند. چنان که تا پیش از قرن پنجم هجری هر سال در ایام نوروز به مدت حدود یک ماه بازاری در کنار دروازه جور در اصفهان تشکیل می شد و در آن مراسم، آیین ها و جشن های نوروزی و برخی از انواع بازی ها و سرگرمی ها برپا می شد.
در بسیاری از بازارهای گیلان و مازندران نیز در روزهای عید و برخی مناسبت های ملی و دینی، انواع بازی های سرگرم کننده و مسابقات ورزشی برپا می شد.
بازارها همچنین غالبا در هنگام عزاداری و ایام سوگواری به مناسبت های مذهبی یا در موارد خاص مانند فوت علمای دینی تعطیل می شد و مراسم عزاداری غالبا در سراها و تیمچه ها تشکیل می شد. از دوره صفویه به بعد همواره گروهی از اصناف هر سال در دهه عاشورا، مجالس عزاداری و روضه خانی در سراها و چهارسوهای بازار تشکیل می شد.
در بازار به عنوان یک فضای شهری مهم، فضاهایی برای عرضه انواع غذاهای ساده و نیز غذاهای عالی وجود داشت و برخی از مردم برای میهمانی دادن در بعضی از مواقع از این فضاها استفاده می کردند.
بازار در ساختار اجتماعی جامعه ایرانی گذشته، به عنوان نمادی شهری و اجتماعی نمایانگر همبستگی و یکپارچگی مردم به شمار می آمد. همچنین اصناف و پیشه وران مهم ترین تشکل اجتماعی، صنفی و سیاسی را در گذشته به وجود می آورند و در برخی دوره ها به هنگام بحران های سیاسی و اجتماعی به صورت متشکل اقدام می کردند که یکی از اقدام های آنها تعطیل کردن بازار بود. در دو قرن اخیر نیز در بسیاری از بحران های اجتماعی، بازاریان با بستن دکان های خود در بازار مخالفت خود را با برخی از فعالیت ها و تصمیم گیری های حکومت اعلام می کردند که از جمله در جنبش تنباکو، انقلاب مشروطیت، نهضت ملی شدن صنعت نفت این اقدامات جلوه گر شد.
نقش و کارکرد اجتماعی بازارها به قدری بود که حتی اروپاییانی که برای مدت کوتاهی به ایران سفر می کردند، به خوبی متوجه آن می شدند.
بازارها به عنوان بناهای اقتصادی غالبا توسط بازرگانان یا اعیان و رجال و حکام و مسئولان شهری ساخته می شدند.
برای هر بازار یا عناصر مهم و اصلی آن مانند راسته های اصلی یک نام وجود داشت که بازار به آن نام خوانده می شد. راسته های تخصصی بازارها گاهی اوقات به نام کالایی که در آنها عرضه می شد، نامیده می شدند، مثلا بازار مرغ، بازار اسب. اما در بیشتر موارد بازارها به نام پیشه اصناف آنها نامیده می شدند، مثلا بازار مسگرها. گاه بعضی از بازارها را به نام مکان یا فضای معماری مهمی که در کنار آنها وجود داشت، می نامیدند، مثلا بازار مسجد جامع، بازار بین الحرمین در تهران، بازار خندق، بازار دروازه.
در مورادی یک راسته بازار یا یک کاروانسرا با توجه به موطن بازرگانان یا پیشه وران شاغل در آن نامگذاری می شد، مانند کاروانسرای خراسانیان در اصفهان (۵۳) و بازار کرمانیان در نیشابور در دوره غزنویان (۵۴) یا بازار تبریزی ها در یزد. (۵۵) این نامگذاری به این دلیل بود که گاه در گذشته پیشه وران شاغل در یک یا چند حرفه مرتبط با هم، براساس موطن خود در یک راسته یا کاروانسرا مستقر می شدند.
برای راسته ای از بازار یا کاروانسرایی که کالاهای گرانبها و ظریف در آن عرضه می شد، غالبا نام هایی خاص در نظر می گرفتند. برخی از شهرهای ایران برای این منظور از واژه قیصریه استفاده می کردند.
اندازه برخی از خصوصیات کالبدی بازار نیز ممکن بود موجب نام گذاری آن شود، مانند بازارچه بلند در اصفهان و بازار بزرگ در تهران. زمان تشکیل بازارهای ادواری نیز در نامگذاری آنها غالبا اهمیت داشت و بیشتر آنها به این ترتیب خوانده می شدند. مانند جمعه بازار، شنبه بازار، دوشنبه بازار. مکان و فضای تشکیل بازار موقت در نام گذاری آنها موثر بود. بازار به معنی محل خرید و فروش و عرضه کالا، واژه ای بسیار کهن است که در فارسی میانه به صورت وازار و با ترکیب هایی چون وازارگ (بازاری) و وازارگان (بازرگان) به کار می رفته و در پارتی به صورت «واژار» مورد استفاده بوده است. بازار که واژه ای ایرانی است به برخی سرزمین هایی که با ایران تبادلات تجاری داشتند همچون سرزمین های عربی، ترکی، عثمانی و برخی کشورهای اروپایی راه یافته است.
اگر چه واژه بازار امروزه بیشتر در مورد بازارهای دایمی، اصلی و قدیمی شهرهای کهن و تاریخی به کار می رود، اما در گذشته و به صورت ساده یا گاه با پیشوند و پسوندهایی به معنی مکان خرید و فروش به طور مطلق بوده است و اگر به این مفهوم به واژه بازار توجه شود، می توان گفت که پیشینه آن به حدود ده هزار سال پیش می رسد. همان طور که بر اساس یکی از بررسی های قدیمی، یکی از سکونت گاه هایی که اقتصاد آن به کشت غلات و دامداری متکی بود و به گونه ای از مرحله یکجانشینی و شهرنشینی رسیده بود، سکونتگاهی در نزدیکی کرمانشاه بود که پیشینه آن به نه هزار سال پیش می رسد. نمونه های متعدد دیگری نیز از سکونت گاه هایی که اقتصادشان متکی بر تولید صنایع دستی بود، در نقاط مختلف ایران یافت شده که می توان به تپه زاغه در دشت قزوین (اواخر هزاره هفتم پیش از میلاد و اوایل هزاره ششم پیش از میلاد، تپه سیلک در جنوب غربی کاشان (هزاره ششم پیش از میلاد)، تپه حسنلو در جنوب غربی دریاچه ارومیه (هزاره ششم پیش از میلاد)، تل ابلیس در منطقه بردسیر کرمان (هزاره پنجم پیش از میلاد) تپه یحیی در فاصله ۲۲۵ کیلومتری جنوب کرمان (هزاره پنجم پیش از میلاد)، خبیص (شهداد) در ناحیه کرمان (هزاره چهارم پیش از میلاد)، شهر سوخته در سیستان (هزاره سوم پیش از میلاد) و سکونتگاه های عیلامی (هزاره چهارم پیش از میلاد به بعد) اشاره کرد که شواهدی مبنی بر وجود کارگاه های صنایع دستی و فضاهای بازرگانی در آنها پیدا شده است.
در تپه سیلک کاشان نیز صدف هایی پیدا شده که ساکنان سیلک از آنها برای تزیین و تجمل استفاده می کردند و پس از آزمایش های متعدد آشکار شده که این صدف ها خاص خلیج فارس و توسط بازرگانانی به ناحیه سیلک فرستاده شده است. توسعه روابط بازرگانی در آن دوران موجب شد که در حدود هزاره چهارم پیش از میلاد مهر اختراع شود و از آن برای ممهور کردن برخی از انواع ظرف های حامل کالا استفاده کردند. همچنین آثار و شواهدی حاکی از وجود ارتباط بازرگانی بین تپه یحیی (در جنوب کرمان) با نواحی خلیج فارس در هزاره سوم پیش از میلاد پیدا شده است.
شهر سوخته در کنار رود هیرمند را نیز که در اثنای هزاره سوم و دوم پیش از میلاد یکی از سکونتگاه های بسیار مهم بوده می توان یکی از کهن ترین شهرهای شناخته شده دانست که در آن ناحیه های ویژه فعالیت های تولیدی از سایر نواحی شهر متمایز شده بود. این اقدام در حوزه بندی فعالیت ها و فضاهای شهری را می توان از نخستین کنش های مهم در شکل گیری فضای بازار به شمار آورد.
این شهر بین سال های ۳۲۰۰ تا ۲۱۰۰ پیش از میلاد بسیار آباد بود و در پر رونق ترین زمان جمعیتی حدود پنج هزار و ۵۰۰ نفر داشت، بسیاری از فعالیت ها و فضاهای صنعتی در ناحیه معینی واقع در بخش غربی شهر که آن را ناحیه «کارگاه های صنعتی» خوانده اند، استقرار یافته بود. به نظر می رسد ناحیه کوچک تری نیز در بخش شرقی شهر به فعالیت های صنعتی اختصاص یافته بود. ناحیه دیگری نیز در بیرون از فضای اصلی شهر و در ۵/۲ کیلومتری جنوب غربی تپه مرکزی حفاری شده و به فعالیت های مربوط به سفالگری اختصاص یافته بود به این ترتیب نوعی منطقه بندی شهری بر اساس انواع فعالیت های تولیدی _ بازرگانی در آن شهر شکل گرفته بود و می توان گفت که بازار یا منطقه تولیدی به بازرگانی به عنوان ناحیه ای مستقل در شهر به تدریج به شکل نهایی خود نزدیک شد.
در شهر شوش به عنوان یکی از مهم ترین و کهن ترین شهرهای عیلامی شماری از فضاهای عمومی مثل مدرسه، تجارتخانه و انبار اسناد بازرگانی یافت شده است.
گستردگی مبادلات بازرگانی و روابط اجتماعی در هزاره دوم پیش از میلاد در عیلام چنان بودکه قوانین و ضوابط قضایی و اجتماعی دقیقی برای اداره جامعه تدوین کرده بودند چنان که شاهزاده ای اهل شوش موسوم به «آدا پاکشو» کمی پیش از حمورابی دستور داد که قوانین قضایی را بر لوحی سنگی حک و آن را در میدان بازار پایتخت نصب کنند.
در شهر عیلامی دوراونتاش (متعلق به اواسط هزاره دوم پیش از میلاد) واقع در جنوب شوش کارگاه هایی برای تولید و عرضه هدایایی از طلا و نقره و مفرغ و نیز اشیای سفالی در محلی در نزدیکی معبد مقدس در مرکز شهر وجود داشت و می توان گفت که بخشی از بازار تا مرکز شهر گسترش یافته بود.
اطلاعات موجود در شهر اور در سومر (متعلق به هزاره دوم پیش از میلاد)، حاکی از آن است که در بخشی از ناحیه مسکونی شهر راسته هایی وجود داشت که در دو سوی آنها دکان هایی ساخته شده بود و قسمت هایی از آن را با سایبان هایی پوشانده بودند. که این راسته ها را می توان نمونه های کهن بازار به شکل خطی دانست.
رضا عبادي جامخانه دبير تاريخ وعلوم اجتماعي شهرستان نكا دانشجوي دوره دكتري تاريخ دانشگاه علوم وتحقيقات تهران-نکاتی پیرامون تاریخ -جغرافیا - اجتماعی - تحقیق وپژوهش -مازندران شناسی (نکا- ساری و...)-روش های تدریس -نمونه سوالها