گروه استان‌ها_زهراكشوري:آخرين گلوله‌هاي سپاهيان صفوي كه به فتح قلعه پرتغالي‌ها منجر شد، در خليج فارس كشف شد. در آخرين كاوش‌هاي باستان‌شناسان زير آب در ساحل خليج فارس يك لنگر، انبار ذغال سنگ پرتغالي‌‌ها و چند كشتي غرق شده در ساحل نيز به دست آمد.
در چند دهه گذشته مطالعات گسترده‌اي روي بقاياي بجاي مانده از قلعه‌هاي پرتغالي‌ها در جزاير هرمزگان انجام گرفته‌است اما بررسي و مطالعه سواحل موجود در اين پيرامون اين جزيره تا به امروز انجام نشده بود. اين پژوهش‌ها به وسيله گروهي از باستان‌شناسان زير آب سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و مشاركت غواصان حرفه‌اي بخش خصوصي انجام گرفت.
"حسين توفيقيان"، سرپرست باستان‌شناسي زير آب گفت:«در ادامه بررسي هاي سواحل مختلف خليج فارس در فاصله 50متري ديواره قلعه پرتغالي‌ها و در عمق 4 متري 50 گلوله كشف شد. اين گلوله‌ها آخرين بقاياي جنگ يك‌ماهه براي فتح اين قلعه توسط سپاهان صفوي است. كشتي‌ها داراي بدنه فلزي با 25 متر طول و حدود 6 متر عرض هستند كه در اعماق 2 تا 6 متر آب قرار دارند و جزر دريا، بخش‌هاي بيشتري از آن‌ها آشكار كرده است »
او گفت:«بقاياي موجود از جنگ‌افزارهاي درون قلعه شامل توپ‌ها و گلوله‌هاي فلزي است اما مطالعات باستان‌شناسي زير آب موجب شناخت ديگر جنگ افزارهاي بكار رفته در اين قلعه‌ها شده است. اين گلوله‌ها از سنگ بسيار سخت كوهستان‌هاي اين جزيره ساخته شده است. همچنين اين لنگر بزرگ به شدت رسوب گرفته و حجم آن چند برابر شده است. در جريان عمليات شناسايي چند قطعه سفال به ويژه قطعه‌اي از لبه يك خمره ذخيره آب كه در گذشته براي ذخيره آب در كشتي‌‌ها استفاده مي شده، به دست آمد.»
بررسي‌‌هاي زيرآب سواحل پيرامون قلعه پرتغالي‌ها در جزيره قشم به شعاع 500 از قلعه و خط ساحلي انجام گرفته است. نخستين بقاياي معماري كه در هنگام جزر از آب دريا بيرون افتاده و از ساحل نيز قابل تشخيص است، شامل پناهگاهي است كه به صورت دو بازو از قطعات بزرگ و نامنظم سنگ‌هاي مرجاني از ساحل به درون آب به طول 100 متر كشيده شده‌است. اين بازوها با انحراف به داخل در مقابل قلعه پرتغالي‌ها يك اسكله كوچك براي پهلو گرفتن قايق‌ها را تشكيل داده است. اين اسكله كوچك از عمق چنداني بر‌خودار نيست و تنها قايق‌هاي كوچك مي‌توانند در آن پهلو بگيرند اما تصور بر اين است كه اين اسكله در گذشته عمق بيشتري داشته و كشتي‌هاي كوچك به راحتي در آن تردد مي‌كرده‌اند.
توفيقيان گفت:«در جزيره "هنگام" بقاياي قلعه پرتغالي‌ها ديده نمي‌شود اما بقاياي يك انبار ذغال سنگ كه در روز‌هاي انجام اين پروژه توسط زلزله تقريبا تخريب شد كاملا قابل مشاهده است.اين بنا با دو رديف ستون‌هاي سنگي از آخرين بقاياي حضور استعمارگران در اين منطقه به شمار مي رود.»
سواحلجزيره هرمز در محدوده قلعه پرتغالي‌ها بر اثر تماس با امواج سهمگين دچار آسيب شده است.
بررسي‌هاي سواحل جزيره هنگام با هدف شناسايي جاذبه‌هاي دريايي و كشتي‌هاي غرق شده در اين ساحل انجام شده است. سواحل جزيره "هنگام" علاوه بر شفافيت فوق‌العاده از عمق مناسبي براي كشتيراني برخودار بوده و اين شرايط ايد‌ه‌آل باعث رونق كشتيراني در اين سواحل از روزگاران گذشته بوده ‌است.
توفيقيان گفت:«شناسايي اين كشتي‌ها از يك سو براي مطالعه تجهيزات سده‌ها اخير و از سوي ديگر جهت شناخت پتانسيل‌هاي گردشگري دريايي منطقه از اهميت خاصي برخوردار است. مطالعه روي اين كشتي‌ها براي تعيين دقيق قدمت آن‌ها ادامه دارد. وجود اين كشتي‌ها با توجه به سواحل مرجاني و بكر جزيره هنگام يكي از پتانسيل‌هاي مهم براي جلب گردشگر است.»
قلعه پرتغالي‌ها در جبهه ‌شمالي خود داراي اسكله‌اي بوده كه كاملا ويران شده است. قسمت اعظم اين اسكله در درون آب قرار گرفته‌است. سنگ‌هاي بكار رفته در اين سازه در بستر دريا پراكنده شده‌است. بررسي اين اسكله در درون آب به تعيين محدوده دقيق آن در دريا و انتقال آن به پلان موجود از قلعه منجر شد. مطالعه چيدمان اين اسكله در درون آب مي‌تواند زمينه را براي بازسازي اين سازه مهيا سازد.
خبرگزاري ميراث فرهنگي۱۰/۱۰/۱۳۸۴
مرتبط با خبر فوق
گروه فرهنگ، هستي پودفروش _ «شهاب الدين احمد بن ماجد» مخترع قطب نما و عرب شيعه مذهب، نخستين فردي بود كه با ياري رساندن به پرتغالي ها در امر دريانوردي، موجب شد پرتغالي ها به خليج فارس راه پيدا كنند و بساط استعمار را در آنجا بر پا كنند. در آغاز پرتغالي ها دريانوردي را به قصد رسيدن به هند شروع كردند. «بارتيمي دياز» دريانورد پرتغالي كه اين سفر را آغاز كرده بود، به طور ناگهاني و براثر فشار طوفان به سوي ديگري هدايت شد و توانست به منتهي اليه جنوب قاره آفريقا برسد. دماغه جنوبي كشف شده در اين سفر را «دماغه طوفان ها» ناميد. اما ژان دوم پادشاه پرتغال كشف اين دماغه را به فال نيك گرفت و نام دماغه «اميد نيك» را بر آن نهاد. «بارتيمي دياز» كاشف «دماغه طوفان ها»، هيچ گاه به هند دست نيافت.
دومين دريانورد پرتغالي «كريستف كلمب» بود. او با ياري «ايزابل» ملكه پرتغال عازم درياها براي دستيابي به هند شد. او پس از ماه ها سفر به سرزميني رسيد كه به گمانش هند بود.
او تا آخر عمر متوجه نشد كه سرزمين كشف شده به وسيله او، آمريكا بود. نام كلمبيا هنوز يادآور جسارت «كريستف كلمب» است.
سومين دريانورد و ملاح پرتغالي «واسگودا گاما» بود. او توانست با كمك «ابن ماجد» يا معلم به سرزمين هند دست پيدا كند.
«معلم» در آن زمان به كسي اطلاق مي شد كه دريايي از اطلاعات راه هاي آبي داشت. «واسگودا» همراه ابن ماجد در 28 رمضان 903 هجري قمري توانستند در بندر كاليگوت هند لنگر بياندازند. «واسگودا گاما» توانست در مدت كمتر از يك سال از «ليسبون» پايتخت پرتغال به خاك هند دست پيدا كند.او پس از 4 ماه قسمت هايي از هند را تصرف كرد و پس از رسيدن به خليج فارس و آگاهي از موقعيت ويژه اين خليج، سنگ نخستين استعمار و استثمار پرتغال در ايران و خليج فارس را بنا نهاد.
در سال 911 هجري قمري يعني 4 سال پس از استقرار حكومت صفويه و شاه اسماعيل در ايران، پادشاه پرتغال شخصي به نام «فرانسيسكو دالميدا» را به عنوان نايب السلطنه به هند فرستاد. او درصدد پديد آوردن پايگاه تجاري در خليج فارس از جمله جزيره «هرموز» بود. «هرموز» تا اوايل قرن هشتم هجري (چهاردهم ميلادي) به بندري نزديكي رودخانه «ميناب» اطلاق مي شد. ولي در زمان حمله مغولان، پادشاه «هرموز» كه توان مقابله با مغولان را نداشت به جزيره «جرون» درست رو به روي بندر «هرموز» پناه برد و از آن پس «هرموز» جديد همان جزيره «جرون» قديمي شد. اين جزيره در مدت كمي ثروت و شهرت بسياري به دست آورد. اين ثروت، فكر حمله و تصرف اين جزيره را در ذهن پرتغالي ها انداخت. «آلفونسو آلبوكرك» مامور حمله به اين جزيره شد.
حكومت «هرموز» در آن زمان در دست پسركي دوازده ساله به نام «ابوالمظفر سيف الدين ابانصر» بود ولي در اصل حكومت در دست «خواجه عطا» از غلامان بنگالي توران شاه حاكم هرموز بود.
در روز اول ربيع الثاني سال 913 هجري قمري، آلبوكرك با شش كشتي جنگي و در حدود پانصد تن سپاهي و ملوان از هند عازم بندر «هرموز» شد. قلمرو تحت حاكميت حكمران «هرموز» جزاير كيش، قشم، بحرين، اراضي ميناب موغستان نواحي قطيف، قطر و قلمات بود. البو كرك نخست به سوي قلمات روي آورد و آنجا را تصرف كرد. خواجه عطا پس از شنيدن تصرف قلمات 3 هزار نفر از ايرانيان، اعراب و چند صد كشتي بزرگ و كوچك براي حمله به دشمن تدارك ديد. سرانجام جنگ درگرفت و ايرانيان هر چه كوشيدند از جان و مال خود دفاع كنند، نتوانستند و در آخر تن به امضاي قرارداد با پرتغالي ها دادند.
در قراردادي كه با پرتغالي ها بسته شد، ايران تعهد كرد 5 هزار اشرفي به عنوان غرامت و هر ساله 15 هزار اشرفي به عنوان خراج به پادشاه پرتغال بپردازد. كالاهاي تجارتي پرتغال از پرداخت حقوق گمركي معاف باشد. در مقابل پادشاه پرتغال متعهد شد كه «سيف الدين ابانصر» را به پادشاهي «هرموز» بپذيرد و خواجه عطا را به عنوان نايب السلطنه بشناسد و در برابر دشمنان، از جزيره« هرموز» دفاع كند.
«آلبو كرك»، پس از امضاي قرارداد، جزيره «هرموز» را پايگاه تجاري خود قرار داد و براي حفظ آن نيز قلعه نظامي نيرومندي به پا ساخت كه بعد ها قلعه پرتغالي ها نام گرفت و اين سرآغاز استعمار غرب در ايران و دوره صفويه بود.

منابع:
روابط سياسي و اقتصادي ايران در دوره صفويه _ عبدالحسين نوائي
ايران عصر صفوي _ راجر سيوري