بلخ يا نيشابور" ، محمد ابراهيم باستاني پاريزي
بلخ يا نيشابور" ، محمد ابراهيم باستاني پاريزي
در بيشتر تواريخ در باره جاي بردار کردن حسنک اختلاف نظر هست . در تواريخ ديگر ( نسائم الاسحار، روضه الصفا ، آثار الوزراء عقيلي ) محل بردارکردن حسنک را نيشابور نوشته اند . بعضي کتب هم مانند مجمل فصيحي قتل او را بدون ذکر محل ياد کرده اند . در تاريخ گرديزي از بلخ نام برده شده است .
ظاهرا روايات مربوط به نيشابور از اين جمله بيهقي : " همه زار زار مي گريستند خاصه نيشابوريان " گرفته شده است اما از اين روايت نمي شود اين گونه استنباط کرد .
با مروز اين قسمت از کتاب : " حسنک را از بست به هرات آوردند ...از هرات قصد بلخ کرد ... و به بلخ در ايستاد " ثابت مي شود که حسنک را در بلخ برده بودند و در آن جا قرار شد بر دار آويخته شود .
از سوي ديگر بوسهل به مسعود مي گويد : " خداوند به ياد دارد که به نيشابور رسول خليفه آمد و خلعت و لوا آورده و منشور و پيام در اين باب بر چه جمله بود " از اين عبارت معلوم مي شود که گفتگوي مسعود و بوسهل در نيشابور نبوده است .
در مجلس مصادره اموال حسنک : " قضاه بلخ و اشراف و علما و ... همه آن جا بودند " . از بلخ تا نيشابور فرسنگ ها راه است و بسيار دور از ذهن است که اين افراد براي محاکمه حسنک از بلخ به نيشابور آمده باشند .
مهم تر از همه جاي دار است : " فرمود داري بر کران مصلاي بلخ فرود شارستان ( نصب کنند ) " .
پس منظور بيهقي در عبارت : " همه زار زار مي گريستند خاصه نيشابوريان " ظاهرا نيشابوريان ساکن بلخ يا نيشابوريان همراه موکب سلطان مسعود بوده است .
قرينه ديگر اين که ، بعيد است مسعود در اوايل سلطنت خود چنين کار خطيري را در شهر زادگاه حسنک انجام دهد زيرا احتمال شورش در آن جا بيشتر بوده است .
تخليص و باز نويسي: نيره سليمي
منبع: مجله دانشکده ادبيات و علوم انساني مشهد ، شماره چهارم ، سال هفتم ، ص ص 857-867
در بيشتر تواريخ در باره جاي بردار کردن حسنک اختلاف نظر هست . در تواريخ ديگر ( نسائم الاسحار، روضه الصفا ، آثار الوزراء عقيلي ) محل بردارکردن حسنک را نيشابور نوشته اند . بعضي کتب هم مانند مجمل فصيحي قتل او را بدون ذکر محل ياد کرده اند . در تاريخ گرديزي از بلخ نام برده شده است .
ظاهرا روايات مربوط به نيشابور از اين جمله بيهقي : " همه زار زار مي گريستند خاصه نيشابوريان " گرفته شده است اما از اين روايت نمي شود اين گونه استنباط کرد .
با مروز اين قسمت از کتاب : " حسنک را از بست به هرات آوردند ...از هرات قصد بلخ کرد ... و به بلخ در ايستاد " ثابت مي شود که حسنک را در بلخ برده بودند و در آن جا قرار شد بر دار آويخته شود .
از سوي ديگر بوسهل به مسعود مي گويد : " خداوند به ياد دارد که به نيشابور رسول خليفه آمد و خلعت و لوا آورده و منشور و پيام در اين باب بر چه جمله بود " از اين عبارت معلوم مي شود که گفتگوي مسعود و بوسهل در نيشابور نبوده است .
در مجلس مصادره اموال حسنک : " قضاه بلخ و اشراف و علما و ... همه آن جا بودند " . از بلخ تا نيشابور فرسنگ ها راه است و بسيار دور از ذهن است که اين افراد براي محاکمه حسنک از بلخ به نيشابور آمده باشند .
مهم تر از همه جاي دار است : " فرمود داري بر کران مصلاي بلخ فرود شارستان ( نصب کنند ) " .
پس منظور بيهقي در عبارت : " همه زار زار مي گريستند خاصه نيشابوريان " ظاهرا نيشابوريان ساکن بلخ يا نيشابوريان همراه موکب سلطان مسعود بوده است .
قرينه ديگر اين که ، بعيد است مسعود در اوايل سلطنت خود چنين کار خطيري را در شهر زادگاه حسنک انجام دهد زيرا احتمال شورش در آن جا بيشتر بوده است .
تخليص و باز نويسي: نيره سليمي
منبع: مجله دانشکده ادبيات و علوم انساني مشهد ، شماره چهارم ، سال هفتم ، ص ص 857-867
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم آبان ۱۳۸۹ ساعت 8:23 توسط جامخانه سرزمین مهر
|
رضا عبادي جامخانه دبير تاريخ وعلوم اجتماعي شهرستان نكا دانشجوي دوره دكتري تاريخ دانشگاه علوم وتحقيقات تهران-نکاتی پیرامون تاریخ -جغرافیا - اجتماعی - تحقیق وپژوهش -مازندران شناسی (نکا- ساری و...)-روش های تدریس -نمونه سوالها