نقدی بر کتابهای دینی و دین وزندگی مدارس

 

قطعا هر كاری را هدفی است و ارایه یك ماده درسی در یك نظام آموزشی ارزشی از این قاعده مستثنی نیست درس تعلیم و تربیت اسلامی یا تعلیمات دینی و قرآن كه در تمامی مقاطع تحصیلی مدارس و حتی به عنوان یك درس عمومی تحت عنوان معارف اسلامی 2-1دانشگاه ها در تمامی رشته تدریس می شود هدفی مهم را دنبال می كند و آن تربیت انسان هایی با اعتقادات و باورهای دینی است

 گروه : اجتماعی / تعلیم و تربیت / سایر مقالات / آموزش و پرورش

● مقدمه :

قطعا هر كاری را هدفی است و ارایه یك ماده درسی در یك نظام آموزشی ارزشی از این قاعده مستثنی نیست درس تعلیم و تربیت اسلامی یا تعلیمات دینی و قرآن كه در تمامی مقاطع تحصیلی مدارس و حتی به عنوان یك درس عمومی تحت عنوان معارف اسلامی 2-1دانشگاه ها در تمامی رشته تدریس می شود هدفی مهم را دنبال می كند و آن تربیت انسان هایی با اعتقادات و باورهای دینی است كه این باورها و اعتقادات را در تمامی مراحل زندگی در جسم و جان خود داشته و بر اساس آن عمل كنند و حال این سوال مطرح است آیا دانش آموزانی كه دوران تحصیلی خود را به اتمام می رسانند و سالها تعلیم و تربیت دینی می خوانند به این باورها و اعتقادات رسیده اند یا نه ؟ و اگر رسیده اند چند درصد ؟بی شك جواب چندان رضایت بخش و قانع كننده نیست و دلیل این امر نیز ناشی از عوامل گوناگونی است كه یكی از این عوامل كتب درسی و شیوه تدریس و ارزشیابی تعلیمات دینی مقاطع مختلف تحصیلی است و این كتب نقد و بررسی بسیاری را می طلبد لذا انتقاداتی كه به طور اجمالی بر این كتب می توان وارد ساخت از قرار زیر است:

1) متفاوت بودن نام این درس در دوره های تحصیلی مختلف ،به گونه ای كه در مقطع ابتدایی (هدیه های آسمان ) در مقطع راهنمایی (تعلیمات دینی )و در مقطع متوسطه (دین و زندگی ) و در دانشگاه ها (معارف اسلامی 2-1)باعث گردیده است دانش آموزان و حتی اولیا چنین تصور كنند كه این كتابها ربطی به همدیگر ندارند حال آن كه این تعدد اسم تعدد هدف را به دنبال ندارد.

2) از نحوه ی نگارش، تصویرگری ، چینش مطالب ،.... دقیقا مشخص می گردد كه اولا در تالیف این كتب همانند سایر كتب درسی مدارس از معلمان مربوطه استفاده خوبی نشده است ثانیا مولفان این درس در مقاطع سه گانه ارتباط چندانی با هم دیگر ندارند و این موضوع حتی در كتابها ی هدیه آسمان و قرآن مقطع ابتدایی دقیقا به چشم می خورد .به عنوان مثال در كتابهای هدیه های آسمان تصاویر پیامبران و ایمه به صورت نیم رخ و یا هاله ای از نور نشان داده شده است اما در كتاب های قرآن همان پایه ها تصویر حضرت ابراهیم (ع) كاملا طراحی شده است و طراحی آن هم چندان جالب نیست .

3) كتاب قرآن در دوره ابتدایی و راهنمایی كتابی مجزا با ساعت درس مخصوص به خود می باشد اما در دوره متوسطه كتاب قرآن و كتاب دین و زندگی یك كتاب شده اند و این كار باعث شده در اغلب موارد ساعت قرآْن به دلیل حجم زیاد مطالب دینی فدای آن نشود و رو خوانی اكثر دانش آموزان ضعیف باشد.

4) وجود برخی تصاویر هنری مبهم در جلد كتاب ها یا صفحات اول درسها یا متن درسها كه این امر در دوره ی متوسطه بیشتر می باشد هر چند این تصاویر به عقیده ی تصویر گران آن دارای پیام هایی می باشد ولی دانش آموزان و حتی در بیشتر موارد دبیران از درك پیام موجود در تصاویر بی بهره اند و چنین به نظر می رسد كه فقط مولفان خواسته اند صفحات سفید نباشند (رجوع شود به کتابهای دین و زندگی دوره دبیرستان و هدیه های آسمان پایه پنجم .صص (103-102-72-41-40-39 )

5) كتب دینی و قرآن دوره ی راهنمایی در میان این سه مقطع مظلو م تر از دو دوره دیگر است كتابهای دینی دوره ی راهنمایی نزدیك بیست سال است كه هیچ تغییری در آن ها به وجود نیامده است و حال آن كه سرعت پیشرفت علوم و اهمیت ارایه مطالب به شیوه های متفاوت در زمان فعلی بر كسی پوشیده نیست به عنوان مثال در سال سوم راهنمایی در درس بهشت و بهشتیان ...... وقتی بحث بهشت و ویژگی های آن و این كه بهشت چگونه جایی است به میان می آید تصویری كه برای جلب توجه و ایجاد جذابیت طراحی شده عبارت است از:یك شاخه خشك و سیاه و سفید با برگ های سیاه و سفید و چند برگ سبز رنگ و این نهایت تمسخر موضوع است .چرا كه این تصویر چه علاقه و انگیزه ای در دانش آموز می تواند ایجاد كند و او را تشویق به انجام كارهای نیك نماید.و آیا امكان ندارد به جای آن یك تصویر زیبا از یك منطقه سر سبز و جالب چاپ شود ؟

6) در دوره ی متوسطه كتاب دین و زندگی (1) در هر هفته چهار ساعت و دین و زندگی 2و3در هر هفته سه ساعت تدریس می شود حال آنكه مطالب موجود در دین و زندگی 2و3بسیار بیشتر و مهم تر از مطالب دین و زندگی (1) می باشد.

7 ) كتابهای دوره ی متوسطه بیشتر در جهت ایجاد ایمان گرایی است تا عمل گرایی .

8) در كتابهای دینی موارد كمتری از مواجه شدن دانش آموزان با واقعیات تلخ زندگی بیان شده است .

9) امكان تدریس دروس دوره متوسطه به روش فعال به دلیل حجم زیاد مطالب كتاب ها عملا امكان پذیر نیست.

10) در كتابهای دینی بحثی از فرهنگ ایرانی و اسلامی به میان نیامده است.

11) به سیره ی عملی پیامبر اكرم (ص) و ایمه توجه چندانی نشده است.

12) برخی از درسها به دلیل حجم زیاد مطالب در یك جلسه قابل ارایه نیستند و گسسته شدن موضوع در دو جلسه به تدریس و آموزش ضربه های اساسی می زند.

13) كتاب ها بیشتر حالت تئوری به خود گرفته اند تا حالت عملی لذا جای مصاحبه با افراد موفق و متدین كه تاثیر عمیقی روی دانش آموزان داشته باشدكاملا خالی به نظر می رسد.

14) در برخی از درس ها قسمت((برای مطالعه )) از مباحث خود درس جذاب تر و ارزشمند تر است .

15) با توجه به اهمیت احسان و نیكی به والدین وبزرگان در زندگی در دوره ی راهنمایی و متوسطه فقط یك درس در دوره راهنمایی (درس 12سال اول)به این موضوع پرداخته است.

16) كتاب های دوره ی متوسطه بیشتر به مباحث فردی مسلمانی می پردازد و كاری با جنبه اجتماعی مسلمانی ندارد.

17) در بیان مطالب دینی از امثال و حكم و داستانهای جالب و........ استفاده كافی نشده است.

18) كتابهای دینی مخصوصا در دوره ی راهنمایی و متوسطه به گونه ای تالیف شده اند كه درس خواندن و حفظ كردن درس جای دل بستن به درس را گرفته است.

19) نبود امكانات آموزشی مرتبط با این درس از قبیل فیلم ، اسلاید ،كتاب های منبع،...

موضوعی كه امروزه اغلب دبیران را آزار می دهداین است كه مسولان نظام آموزشی كشورما معلمان را معجزه گرو یا جادوگر می دانند و بر این باورند كه معلمان حتما باید معجزه بكنند و آن این كه همه معلمان رشته های مختلف اعم از: فیزیك،شیمی،ریاضی،زیست شناسی،زبان خارجی،زبان عربی،دینی ، .......... تمامی مطالب را باید با گچ و تخته به دانش آموزان بیاموزند و بیچاره دانش آموزان كه چه عذابی باید در طول ده ها سال در مدرسه و با نشستن روی صندلی ها تحمل كنند و همه علوم را از دریچه تخته كلاس یاد بگیرند شاید در جواب بگویند معلمان می توانند از روشهای نوین و امكانات جدید استفاده كنند و كسی به معلم نگفته كه فقط از تخته و گچ استفاده نماید ولی همه می دانیم كه استفاده از روشهای نوین آموزشهای خاص و امكانات و تكنولوژی روز و هزینه های مربوط را می طلبد و آیا این امر صرفا با توصیه و امر و نهی و ارسال بخش نامه امكان پذیر است؟

20) روش ارزشیابی درس دینی درست به نظر نمی رسد چرا كه هرگز نباید درس دینی را با سایر دروس در یك ردیف قرار داد به عنوان مثال در درس ریاضی و یا فیزیك هدف آموزش یك سری فرمول ها ، اصطلاحات تعاریف، و استفاده از آن ها در حل مسایل مربوط به آن علم است اما هدف درس دینی را در محور اساسی می دانیم محور اول آشنایی دانش آموز با یك سری تعاریف و اصطلاحات و وقایع تاریخی و مذهبی است.

و محور دوم به كار بستن این تعاریف و اصطلاحات و وقایع در زندگی و به عبارت دیگر تبدیل آن تعاریف و دانسته ها به اعتقادات و باورها در زندگی فردی و اجتماعی روزمره است درس دینی در محور اول با سایر علوم مشترك است اما محور دوم مختص این درس است لذا اگر فردی همه تعاریف و اصطلاحات دینی را بداند ولی اعتقاد و اعتنایی به آن ها در زندگی روزمره نداشته باشد قطعا یك انسان با تعلیم و تربیت دینی نخواهد بود .

در حال حاضر در مدارس ارزشیابی دینی فقط از محور اول به عمل می آید و محور دوم كاملا نادیده گرفته شده است لذا پیشنهاد می گردد كه ارزشیابی این درس متناسب با دو محور فوق به صورت عملی و نظری باشد . محور نظری همانند روش فعلی توسط دبیر مربوطه صورت گیرد و محور عملی توسط اولیا مدیر و معاون سایر دبیران كه با دانش آموز مربوطه ارتباط دارند با در نظر گرفتن رفتارها و اعمال وی در خانه و مدرسه ارزشیابی شود . تا مشخص شود آیا این فرد آموخته های خود را در مرحله عمل بکار می بندد یا خیر ؟


علـی مـوازن منــــابع 1 1603 تاب های هدیه های آسمان دوره ابتدایی 2 1603 تاب های فرهنگ اسلامی و تعلیمات دینی دوره راهنمایی 3 1603 تاب های دین و زندگی دوره متوسطه
مقالات ارسالی به آفتاب

 

 

جایگاه کمرنگ تعلیمات دینی در مدارس

تعلیم و تربیت دینی نتیجه کارکرد مدرسه، خانواده، رسانه های جمعی و نهادهایی همچون اقتصادی و قضایی در کنار محیط اجتماعی است.

 

 

 

تعلیم و تربیت دینی نتیجه کارکرد مدرسه، خانواده، رسانه های جمعی و نهادهایی همچون اقتصادی و قضایی در کنار محیط اجتماعی است.

در این باره باید گفت وفاداری به باورها و آموخته های دینی، می تواند زمینه ساز تحقق اهداف تربیت دینی باشد و بالطبع پایبند نبودن به آن مانع جدی و آسیب تلقی می شود. از عوامل آسیب شناسی دینی هم ابتدا خانواده را باید مورد توجه قرار داد که اولین کانون رشد و تعالی فرد در ابعاد جسمی و روحی است. به همین خاطر نقش الگویی پدر و مادر در خانواده اهمیت فوق العاده ای دارد، چرا که اقتضای فطرت کودک و نیازهای جسمی او موجب می شود که او بیشترین ارتباط را با پدر و مادر داشته باشد، ضمن آن که میزان تربیت پذیری کودک از والدین بسیار عمیق و پابرجاست و کودک با اطمینان و اعتماد، تمام آنچه را که والدین انجام می دهند درست و نیکو می داند، بنابراین تربیت پذیری کودک کم کم به الگوپذیری از آنها تبدیل می شود، اما متأسفانه عده ای از والدین بدون توجه به نقش الگویی خود بر خلاف اهداف تربیتی خویش عمل می کنند که این امر علل متعددی دارد که از جمله ناآگاهی و جهل در تربیت، ضعف دین و آموزش آن در خود والدین، خودپسندی و دنیاخواهی و اختلاف والدین و تعصبات خشک است.

بعضی شرایط محیطی و خانوادگی فرزندان را دچار دوری از دین می کند و در نتیجه اشکالات خویش را متوجه دین می داند، حتی در گفت وگو با آنها معتقدند که اشکالات آنها به کسانی که وظیفه تربیت و سرنوشت آنها را به عهده داشتند، برمی گردد.

● علل غفلت در راه تربیت دینی

▪ مادی گرایی در خانواده

در حال حاضر حرکت به سوی مادی گرایی و اقتصاد پولی و دستیابی به درآمد بیشتر اهمیت فراوانی پیدا کرده و عواملی مانند ثروت و مقام و تجمل گرایی موجب شده عده ای از مردم براین باور باشند که اینها ارزش های جدیدی است که با ارضای نیازهای مادی آنها می تواند پیشرفت خوبی در زندگی آنها به ارمغان بیاورد، برهمین اساس عده ای از طبقات کم درآمد جامعه چرخ زندگی خود را در این جاده به گردش درآورده اند، به طوری که ارزش های مهم تر زندگی آنها تحت الشعاع قرار گرفته است. رنگ و بوی کانون گرم خانواده با پول سنجیده می شود، در حالی که پول هدف پیشرفت نیست وسیله ای برای آن است، در نتیجه بسیاری از خانواده ها تربیت بدنی و روحی فرزندانشان را به فراموشی سپرده و یا این موضوع برایشان بی ارزش شده است.

▪ تهاجم دشمن به فرهنگ و تربیت دینی

به خاطر ضعف آموزش دینی در محیط خانواده و مدرسه دشمن می تواند با تهاجم فرهنگی خود بعضی از آسیب ها را وارد کند. یکی از علل فاصله گرفتن جوانان از دین و مسائل مذهبی، ناآگاهی آنان از دین است. جوانان چون بصیرت و آگاهی کافی از دین ندارند، تحت تأثیر تبلیغات سوء دشمنان قرار می گیرند.

▪ ارائه نادرست آموزش های دینی

بعضی از خانواده ها در بیان احکام شرعی، خود دچار جهل و ناآگاهی اند و یا اهمیت لازم برای انجام وظایف شرعی قائل نیستند، در نتیجه مطالبی را نادرست در اختیار نوجوانان قرار می دهند و در او سستی به وجود می آورند که شاید این افراد خود نیز آنچه از دین یاد گرفته اند در نتیجه تقلید نادرست از نسل های قدیم و بدون هیچ مطالعه و تفکری بوده و هیچ گاه درصدد یادگیری هم نبوده اند، ضمن آنکه زمان و موقعیت و مسائل روز را هم نمی شناسند و سپس همانگونه به نسل امروز منتقل می کنند، بنابراین تقلید کورکورانه و بدون پشتوانه عقلی و منطقی همواره یکی از آفت های تربیت در نظر گرفته شده که بزرگان و عالمان دینی آن را نفی کرده اند.

▪ وجود خرافات در تعلیم دین

بعضی از پندارهای درهم تنیده و خرافی می تواند باور متداول و بی اساسی شود که در تعارض باارزش های دینی و فرهنگی جامعه قرار دارد که به شیوه ظریف و همچون تارهای نامریی وارد اندیشه های افراد می شود. باید بدانیم که این مسائل یا مانند آنها موجب خمودگی در عبادات و احکام هم می شود، زیرا کم کم نوجوان این اعمال را چون با روح خود درک نمی کند و احساس لذت و آرامش در او ایجاد نمی شود و با ذهنیت خود نمی تواند بین آن و عبادات و احکام واجب تمایز قائل شود، پس بهره ای به دست نمی آورد و زرق و برق های اطراف هم او را جذب کرده و می فریبد و در نتیجه همه را و حتی تکالیف اصلی و واجب را کنار گذاشته و دین گریز می شود.

▪ رفتارهای متعارض متولیان تعلیم و تربیت در خانه و مدرسه

بعضی از مربیان تعلیم و تربیت در اجتماع با لباس و رفتارهای نازیبایی ظاهر می شوند و در محیط آموزشی به گونه ای دیگر نمایان می شوند که اثرات تخریبی بر آموزش دارد، به طور مثال یک مربی در محیط آموزشی با لباس مناسب و قابل قبول ظاهر می شود و در نظر دانش آموزان فردی موجه و الگو قرار می گیرد، ولی در خارج از محیط آموزش با پوششی دور از ذهن حضور پیدا می کند، در نتیجه تفکری متعارض در اندیشه نوجوان و جوان ایجاد کرده که درباره انتخاب درست از این مشاهدات خود در محاصره اخلاقی قرار می گیرد و در بسیاری از مواقع پیامدهای پیش بینی نشده مخربی در مسیر او به کمین می نشیند.

▪ حضور کمرنگ درس تعلیمات دینی

برخی درس دینی را دائماً امری آسان و ساده و نمره آور مطرح می کنند و دروس دیگر را نسبت به آن با اهمیت و با ارزش نشان می دهند، در نتیجه دانش آموز به خاطر جلوه درس های دیگر به آن سو گرایش پیدا می کند و فقط درس دینی را برای شب امتحان آن هم به صورت حفظی و طوطی وار خوانده و فقط تا لحظه نوشتن روی برگه امتحان معلومات دارد و بعد از آن هم به فراموشی سپرده می شود.

در حالی که درس دینی باید با عقل و برهان تدریس شود و چنانچه دانش آموزی آن را عمقی فراگیرد با معرفت الهی آشنا شده و تکلیف خود را مشخص می کند و قدر لحظه ها و امکانات و موقعیت این درس و دروس دیگر را می فهمد و خود به خود همه درس ها برایش ارزش خاص خود را می یابد، اما زمانی که به درس دینی ارزش حقیقی داده نشود، بی حوصلگی و بی تفاوتی دانش آموز را به همراه خواهد داشت که لطمه بزرگی به اصل دین وارد می کند و این سهل انگاری تا پایان دبیرستان او را درگیر خواهدکرد. خوب است بدانیم که در دوران مدرسه آسیب هایی که از این مقوله به او می رسد و با افراد و گروه ها و عقاید مختلف ارتباط پیدا می کند و حتی عقاید و نظراتی در مسیر او قرار می گیرد که اگر قوه عقلی دین در او تقویت نشده باشد با مشکل بزرگ و حتی غیرقابل جبران مواجه می شود، زیرا عقاید و دیدگاه های الحادی و شبهه ناک را آنچنان زیبا و موجه نشان می دهند که جوان آنها را درست می پندارد و آنجاست که خانواده و اطرافیان دچار رنج و ناراحتی می شوند در حالی که زنگ خطر بزرگی است.

▪ گرایش به گروه های بی بند و بار

گرایش به هوی و هوس موجب شده که عده ای از جوانان به فساد و سودجویی روی آورند و التزام به دین و چارچوب های دینی را مزاحم خود ببینند و لذت نفس را جایگزین معنای حقیقی آزادی اخلاقی بدانند.

دادن آزادی های بی قید و شرط به نوجوان در امور زندگی مانند دوستیابی، رفت و آمد به خانه همسایه و دوستان و مجالس و محافلی که کاملاً شناسایی نشده اند، عضویت در انجمن ها و تشکل هایی که هویت آنها مشخص نیست، شرکت در سخنرانی ها و یا خواندن هر کتابی که دیگران به او می دهند باید جدی تلقی شود.

نکته بسیار مهم در خانواده این است که بعضی از والدین، آزادی کامل فرزندشان و دوری از احکام دینی را نوعی روشنفکری می دانند و جوان خود را به راحتی در راه غلط و تهاجم دشمن قرار می دهند، حال این جوان بی پناه از نعمت توجه منطقی پدر و مادر، با کوچکترین نگاه و کلامی فریبنده به گروه های ضدارزش های اخلاقی و دینی و لذت پیشه وارد می شود.

در حالی که برخی مواقع چنین آزادی هایی جوان را به سوی تمایلات و آزادی های جنسی و اعتیاد همسو با اهداف تهاجم فرهنگی دشمنان دین و کشور قرار می دهد که واقعاً خطرات جدی به همراه دارد و اساساً گرایش و رغبت به دین در آنها رنگ می بازد و دیگر برای آنان حق و باطل اهمیتی ندارد.

فاطمه شاکری

روزنامه ایران ( www.iran-newspaper.com )

تعلیم و تربیت دینی دانش آموزان

 

۳۰ شهريور ۱۳۸۷

 هدف از تربیت دینی، حضور قرآن و سیره معصومین(ع) در متن زندگی دانش آموزان است. ما با تعلیم مسائل دینی و با روش های مطلوب و خاص می توانیم در دانش آموزان درك و شعور دینی ایجاد كنیم. اگر تلاش همه ما بر این باشد كه از طریق روح حاكم بر تمامی برنامه های رسمی و غیررسمی (فوق برنامه و مكمل) تربیت، تزكیه و تأدیب صورت گیرد و مفاهیم نظری به صورت «رفتار دینی» درآید، می توانیم ادعا كنیم كه تربیت دینی تا حد زیادی تحقق پیدا كرده است. آنچه با توجه به مقتضیات زمان در تربیت دینی باید مدنظر قرار گیرد، اصلاحات در روش های تربیت دینی است. مدیریت مراكز آموزش و پرورش ما با توجه به تفاوت های فردی در دانش آموزان، اصل زیبایی شناسی و ابزار هنر را بویژه در غنی سازی، اوقات فراغت و فوق برنامه باید لحاظ كنند و در این مسیر عمدتاً به مراحل رشد كودكان و نوجوانان در گروه های سنی پیش از دبستان، دوره دبستان و دوره راهنمایی توجه داشته باشند و همچنین باید به اهمیت نقش خانواده در ایجاد معنویت و تربیت دینی كودكان توجه جدی شود و با ایجاد راهكارهای مختلف در خانواده ها زمینه رشد معنوی و تربیت دینی كودكان را فراهم كرد.
● یكپارچگی آموزش و پرورش و تربیت دینی كودكان
وحدت نداشتن در بینش و منش و همچنین وحدت نداشتن در هدف و خط مشی، از عوامل مهم آسیب شناسی تربیت دینی در جامعه ما به شمار می آید. فضا و تربیت دینی بین مراكز متولی تربیت دینی مثل رسانه ها، نهادهای فرهنگی و هنری در جامعه موجب تضاد تربیت و سرگردانی نسل جوان ما در جامعه شده است. اگر یكپارچگی به مفهوم واقعی كلمه در ساختار و تشكیلات، با رویكرد تلفیق فعالیت های آموزش و پرورش شكل منسجم خود را پیدا نكند، قطعاً آسیب پذیری نسل جوان ما در آینده بیشتر از گذشته خواهد بود.در همین مسیر باید به جاذبه های دینی با توجه به استعداد جامعه و جایگاه دین در عرصه بین المللی و بحث جهانی شدن توجهی دقیق و زیركانه داشت.
اگر بحث تربیت دینی بر این مبنا باشد كه دین به مفهوم جوهر زندگی تلقی شود، آنگاه لزوم آگاهی نسبت به اهمیت، ضرورت، فواید و نسبت دین با دیگر حوزه های معرفتی مشخص خواهد شد. در دنیای كنونی توسعه و ایجاد مدارس به مفهوم امروزی، گسترش سریع فناوری و ارتباطات، صنعتی شدن جوامع و نیازهای متنوع عصر انفجار دانش، دایره تأثیرگذاری عوامل مختلف را بر افكار و اندیشه های دانش آموزان گسترده تر از گذشته كرده است. بنابراین سهم خانواده ها و حتی معلمان در تكوین شخصیت دانش آموزان، روزبه روز كمرنگ تر می شود. عوامل محیطی بویژه رسانه ها نقش عمده ای را برعهده دارند و به صورت شبانه روزی در تغییر اندیشه ها و افكار كودكان، نوجوانان و حتی بزرگسالان نقش تأثیرگذار و مهم خود را ایفا می كنند. آنچه مسلم است این كه هنوز مدارس ما به عنوان اصلی ترین كانون های تربیتی مورد توجه و برنامه ریزی دقیق و صریح قرار نگرفته اند. اگر نظام آموزش و پرورش ما بخواهد از مسیر آموزش های صرف به سمت تربیت دینی، اخلاقی و اجتماعی حركت كند لازم است بسیاری از اهداف و روش ها را تغییر دهد. در محیط های آموزشی باید به دانش آموز به تناسب علاقه و استعدادش آموزش داده شود. بحث محوریت كتاب حذف شود و به جای تكیه بر محفوظات، روش كسب اطلاعات و یادگیری خلاق محور كار باشد.ساختار و تشكیلات به گونه ای طراحی شود كه علاوه بر متولیان امور پرورشی در مدارس بحث تلفیق آموزش و پرورش و مشاركت همه عوامل دست اندركار در تربیت دینی به دست فراموشی سپرده نشود. در غیر این صورت اگر شرایط مذكور در مدارس ما حاكم نباشد، به هدف مطلوب در تربیت دینی دانش آموزان دست نخواهیم یافت.

فهیمه توكلی