سلسله قاجار: از آغاز تا پايان

بسياری انقراض قاجاريه و آغاز دوره پهلوی را نقطه عطفی در تاريخ ايران می دانند. به باور آنها، انديشه تجدد طلبی رضا شاه و منش افتدارگرايانه اش در پياده سازی آن انديشه ها، تغييراتی بنيادين در سياست و اجتماع ايران به وجود آورد.اما در سوی ديگر، گروهی بر اين باورند که تحولات ايران در عصر پهلوی ريشه در تغييرات دوران قاجار داشته و پديده نوظهوری نبوده است. در اين تعبير، همانا بازيگران اصلی دوره قاجاريه بودند که پس از انقراض اين سلسله، پايه های حکومت پهلوی را تشکيل دادنددر کنار اين دو تحليل، يک نکته را در باب سلسله قاجاريه نمی توان ناديده گرفت: کشور ايران در سال ۱۳۰۴ شمسی (۱۹۲۵ ميلادی) با سرزمينی که آقا محمد خان قاجار در سال ۱۱۷۵ (۱۷۹۶) به پادشاهی آن رسيده بود، تفاوت های چشمگيری داشت.آنچه امروز به نام کشور ايران شناخته می شود، بيش و کم محصول نهايی تحولاتی است که در دوران قاجار در مرزهای اين سرزمين رخ داد. اين آقا محمد خان قاجار بود که پس از چيرگی بر بيشتر نقاط ايران، ده تهران واقع در کوهپايه جنوبی رشته کوه البرز را به پايتختی برگزيد. (۱۱۷۵ هـ. ش) از سوی ديگر فتحعلی شاه، برادر زاده آقا محمدخان و دومين شاه قاجار، که در دهه های اول قرن نوزدهم ميلادی بخش های قابل توجهی از زمين های شمال غربی ايران آن روزی را از دست داددو شکست پياپی از روسيه تزاری شاه قاجار را ناگزير ساخت تا قراردادهای گلستان (۱۸۱۳) و ترکمنچای (۱۸۲۸) را بپذيرد .در اين دو معاهده، ايران ابتدا حق حاکميت روسيه را در منطقه گرجستان و سپس بر کليه سرزمين های شمال رود ارس (ارمنستان و آذربايجان امروزی) به رسميت شناخت در ميانه قرن نوزدهم ميلادی، ناصرالدين شاه، چهارمين پادشاه قاجار، تحت فشار بريتانيا سرزمين هرات در شرق ايران را نيز به کشور افغانستان امروزی واگذار کرد. درست شصت سال پس از تاسيس سلسله قاجار، مساحت ايران از هر زمانی در تاريخ اين سرزمين کمتر شده بودبعدازناصر الدین شاه پسر بیمارش به سلطنت رسید وپس از مبارزات گسترده ی مردم ایران مظفرالدین شاه فرمان مشروطیت را امضاء نموده بود.وی پس از چندی در گذشت واحمد شاه به سلطنت رسید .به سلطنت رسيدن فتحعلی شاه (۱۷۹۷ ميلادی) همزمان بود با موج انقلاب فرانسه و کشور گشايی های ناپلئون بناپارت. تابستان سال ۱۷۹۸، ارتش ناپلئون با غلبه بر مملوک ها در خاک مصر، قاهره را اشغال کرد.تصرف سرزمين مسلمانان نقطه عطفی بود در تاريخ روابط دنيای غرب و تمدن اسلامی. از اين زمان نفوذ سياسی و فرهنگی قدرت های غربی در کشورهای مسلمان روز به روز بيشتر می شد؛ کشور ايران نيز از اين قاعده مستثنی نبود. مواجهه ايران با تمدن غرب در دوران قاجار، ميراث دوگانه ای برای ايرانيان برجای گذاشت. از يک سو، تمايل شاهان قاجار به پياده کردن الگوهای غربی  به ويژه پس از سفر ناصرالدين شاه به اروپاراه ورود دستاوردهای انقلاب صنعتی را به ايران هموار می کرد .علاوه بر اين، اشتياق قاجاريان برای اعزام دانش آموز به اروپا، موج جديدی به راه انداخت که در بازگشت انديشه تجددطلبی را به همراه می آورد. اما از سوی ديگر، روی خوش شاهان قجر به مظاهر دنيای غرب وابستگی روزافزون ايران را نيز در پی داشت. شايد سپردن اختيار گمرکات يا راه آهن ايران به خارجی ها به هدف سامان بخشی به اوضاع نابسامان اقتصاد ايران بود، اما در نگاه عامه ايرانيان، دربار قاجار با اعطای امتيازهای گوناگون به قدرت های خارجی، چوب حراج به سرمايه های کشور زده بود. ترور ناصرالدين شاه در سال های واپسين قرن نوزدهم ( ارديبهشت ۱۲۷۵ شمسی) و جنبش تنباکو در آغاز پادشاهی مظفرالدين شاه نشانه هايی بود از لبريز شدن کاسه صبر بخشی از جمعيت ايران که ارتباط روزافزون دربار قاجار و اروپا را مايه فساد و خيانت به دين و سرزمين می دانستند.

  از ديدگاه سياسی، شايد کمتر تحولی در تاريخ دو سه قرن گذشته ايران به اهميت جنبش مشروطه شکل گرفته باشد. انديشه تجددطلبی نخبگان در کنار موج مردمان خسته از استبداد ايران، مظفرالدين شاه قاجار را وادار کرد تا در تابستان ۱۲۸۵شمسی فرمان مشروطيت سلطنت را صادر کند از اين فرمان و از جنبش مشروطه در نگاه کلی تر، آثار بسياری در جامعه و سياست ايران به جا مانده است. مفاهيمی چون "قانون اساسی" و "عدالتخانه" برای اولين بار در دوران قاجار به ادبيات سياسی ايران وارد شدتاسيس مجلس تحول اساسی ديگری بود؛ اگرچه که اين نهاد سياسی در دوره های مختلف تاريخی ايران با چالش های فراوانی روبه رو شد و شايد به ندرت جايگاه واقعی خود را در معادلات قدرت به دست آورد. به هنگام تصويب ماده واحده خلع سلطنت در مجلس موسسان (۹ آبانماه ۱۳۰۴ شمسی) احمدشاه قاجار در ايران نبود. آخرين شاه قاجار که روزهای بسياری از فرمانروايی خود را با بيم سرنگونی سر کرده بود، پس از اين تاريخ نيز هرگز به ايران بازنگشتاحمدشاه قاجار سرانجام در زمستان سال ۱۳۰۸ شمسی (۱۹۳۰ ميلادی) در يکی از حومه های ثروتمند نشين شهر پاريس در کشور فرانسه در گذشت.