اهميت  وجایگاه ادبيات فولكلور

متاسفانه ادبيات فولكور آن گونه كه بايد و شايد مورد توجه قرار نگرفته است. در فرايند توسعه جامعه‌ بشري مي‌توان دوره‌هايي را يافت كه ادبيات مردمي به ديده حقارت نگريسته شده است. در اين دوره‌ها ادبيات كلاسيك به عنوان جلوه بارزهنر مورد توجه بوده است. غافل از آنكه ادبيات فولكلور تاچه حد در آفرينش‌هاي ادبيات كلاسيك موثر بوده است و ادبيات كلاسيك به آن مديون است.

ادبيات فولكلور تنها به ارائه آثار گذشته محدود نمي‌شود، بلكه آفرينش دوباره آثار ادبي را نيز شامل مي‌شود. ادبيات فولكلور از گذشته تاكنون به طور مستمر و عجيب با تاريخ بشر همگام بوده است. ماكسيم گوركي با اشاره به اهميت ادبيات گذشته مي‌گويد: افسانه‌هاي قديمي، اسطوره‌ها و داستان‌ها براي ما آشنا به نظر مي‌رسند، اما درك عمق مفهوم اوليه آنها بسيار ضروري است. تلاش انسانهاي ما قبل تاريخ براي آسان كردن كارها، بالابردن توليدات و مبارزه با دشمنان چهارپا بود. آنان در مبارزه خود از قدرت كلام و سوگند خوردن به عناصري كه آنان را در مقابله با مظاهر خصمانه طبيعت ياري مي‌داد، بهره‌ مي‌جستند. اين موضوع از آن جهت در خور توجه است كه عمق اعتقاد انسان را به قدرت كلام نشان مي‌دهد. او مي‌گويد كه بدون شناخت ادبيات فولكلور، شناخت تاريخ ملت‌ها ممكن نيست. در عصر پيشرفت بي‌وقفه جامعه بشر، ادبيات فولكلور، آمال فرهنگي و هنري مردم را برآورده مي‌سازد. موضوع‌هاي ادبيات فولكلور، موضوع‌هايي واقعي هستند، زيرا زماني كه خطر انسان را تهديد مي‌كند، بايد آموزش دهد، راهنمايي كند، و به انسان جرئت و صبر بدهد. از اين رو، موضوع هاي ادبيات فولكلور با اوضاع روزگار مطابقت دارند. از آنجا كه ادبيات فولكلور بخشي از ادبيات را شكل مي‌دهد، بنابراين از قواعدي پيروي مي‌كند كه آن قواعد براي توسعه ادبيات كلاسيك نيز داراي اعتبار هستند و همانند ادبيات كلاسيك در دايره اجتماع رشد مي‌كنند و تغييرات آن را نيز به تصوير مي‌كشند. جايگاه ادبيات فولكلور به عنوان سد تاريخي و تقرير وجدان ملي جوامع بشري شايان توجه است. از جمله آثاري كه در اين ميان از ارزش فوق‌العاده‌اي برخوردار است و خوشبختانه به دست ما نيز رسيده است، روايتي سعدي از زندگي پادشاه سعديان و دخترش، شاهزاده زرينه است. به نظر مي‌رسد كه اين داستان بخشهايي از بازمانده‌هاي ادبيات فولكلور سعدي است."زرينه" شخصيتي تاريخي دارد كه "كتسياس" نامش را در يكي از قطعات نيمه تمامش آورده است. اين موضوع‌هاي حماسي به حدود 400 سال قبل از ميلاد مسيح باز مي‌گردد و گويا هنگام نظم شاهنامه اين موضوع‌ها چندان مطرح نبوده است.شخصيت‌هاي مونث در ادبيات فولكلور به گونه‌اي متضاد با واقعيت‌هاي زمان و مانند روزگاري كه هنوز روابط زورمدارانه وجود نداشت، ظهور و نمود مي‌يابند.

بنابراين، نظريه گوركي مبني بر اينكه بايد ادبيات فولكلور را گردآوري كرد و آموخت، درست است. چرا كه اين ادبيات آيينه زندگي واقعي انسان‌هاست. مطالعه و پژوهش‌ نظام‌مند درباره ادبيات فولكلور كشورهاي تاجيكستان، ازبكستان، تركمنستان و ديگر مناطق به محققان ايراني در گردآوری ادبیات عامه ایران می تواند کمک شایانی نماید  .