بررسی برخی عوامل افت تحصيلی در پایه اول متوسطه(۱)

بررسي افت تحصيلي يكي از موضوعات جنجالي بوده است و معمولاً از پرداختن به علل واقعي آن پرهيز مي شود. در اين نوشتار بر آنيم تا به برخي از عوامل افت تحصيلي كه به آفت تحصيل مبدل شده اند، با قلم قاصر خود بپردازيم، اميد آن كه مؤثر واقع افتد.

«افت» به ضم همزه و سكون فا در لغت به معني كمبود، كمي، كم و كاست، نقصان و «تحصيل» به معني بدست آوردن، درس خواندن و دانش آموختن است.(2)

به نظر مي رسد مي توان علل افت تحصيلي را به دو دسته ي فردي و اجتماعي تقسيم كرد. اين عوامل چون دانه هاي زنجير به هم متصل است و غفلت از يكي موجب گسسته شدن اين رشته از هم مي شود.

      1)علل فردي: برخي علل فردي عبارتند از: توانايي ذهني(هوش)، فعاليت فردي(تلاش)، بهره مندي از حواس سالم(بينايي،شنوايي)، سن وجنس كه چون اين مسائل موضوع علوم روان شناسي، زيست شناسي، مشاوره و راهنمايي است، از پرداختن به آن ها خودداري نموده، اظهار نظر در اين موارد رابه كارشناسان آن وامي گذاريم.   

  2) علل اجتماعي: از جمله ي علل اجتماعي،  مي توان به خانواده، مدرسه، دوستان و همسالان، قوانين و مجريان آن اشاره كرد.

 الف) ‌خانواده: خانواده، به عنوان اولين گروهي كه فرد به عضويت آن در مي آيد، يكي از مهم ترين عوامل افت تحصيلي محسوب مي شود.

نقش انكار ناپذير خانواده در ارتقاي كيفي آموزش بر هيچكس پوشيده نيست. پدر و مادري كه به تحصيل فرزندشان اهميت داده و پيگير امور آموزشي او هستند و ارتباط معقولي با فرزند و اولياي مدرسه ي او دارند؛ طبيعي است بيشتر از خانواده اي كه به اين مسائل اهتمام نمي ورزند، مي توانند در پيشرفت تحصيلي فرزند خود اثر داشته باشند. مي توان گفت ميزان سواد والدين نيز در اين مهم تاثير زيادي دارد.

ب) ‌مدرسه: در مدرسه نيز عوامل مختلفي در تحت تأثير قرار دادن ميزان افت تحصيلي مداخله مي كنند. از جمله: دبيران، ‌مديريت، فضاي آموزشي، زمان آموزش، تعداد  دانش آموزان، نحوه ي ارزشيابي، امكانات آموزشي و... كه در ادامه به نقش هر يك مي پردازيم.

  

۱ دبيران: نقش دبيران در اين خصوص حائز اهميت ويژه اي است، اما برخي عمداً يا سهواً نقش آن ها را بيش از پيش بزرگ جلوه مي دهند.

عوامل مختلفي در ايفاي نقش دبير به نحو مطلوب مؤثر هستند. مثلاً: ميزان علاقه، حس مسؤليت پذيري، ميزان سواد، ارتباط مدرك تحصيلي با رشته ي تدريس، موقعيت اجتماعي معلم، حقوق و مزاياي مادي، نحوه ي ارتباط با ساير همكاران در محيط كار (خصوصاً مدير و معاون)‌، نحوه ي ارتباط با مسؤولان اداري (خصوصاً دايره ي آموزش ) و... كه هركدام بحث جداگانه اي را  مي طلبد و از حوصله ي اين مقاله خارج است.

 ۲ مديران: مديري موفق است كه ضمن آگاهي كافي از شيوه هاي مديريت بتواند با استفاده ي به موقع اين فنون به نحو مطلوب از تمام پتانسيل موجود در مدرسه جهت بهبود كيفيت آموزش بهره برده و به قول معروف  «فن استفاده ي تبديل تهديد به فرصت» را آموخته باشد و به كار بندد.

    

 ۳ فضاي آموزش: داشتن كلاس هاي مناسب از نظر  اندازه، نور، دما، مكان تخته سياه، داشتن سكو، موقعيت مناسب در ورودي و برخورداري مدارس از آزمايشگاه، كتابخانه، سالن اجتماعات، سايت اينترنتي و...

 ۴ - زمان آموزش: زمان شروع كلاس ها در صبح خيلي زود يا ساعات پاياني روز و يا حتي در بعد ازظهر، هر كدام پيامدهاي منفي خاص خود را دارند. البته عدم تناسب زمان اختصاص داده شده به عناوين دروس را نبايد فراموش كرد. گاهي زمان در نظر گرفته شده براي يك درس آن قدر كم است كه دبير ناچار بايد به سرعت از موضوع بگذرد، بدون اين كه فرصت سنجش و ارزشيابي مطالب را داشته باشد و گاه هر چه مي كوشد تا از زمان تخصيصي به نحو مطلوب بهره ببرد باز هم وقت اضافه مي آورد كه اين موضوع هم موجب ملال خاطر معلم و دانش آموز مي شود و هم سر و صداي ناشي از بيكاري دانش آموزان براي كلاس هاي ديگر ايجاد مزاحمت مي كند .

 ۵- تعداد دانش آموزان: حد مطلوب تعداد دانش آموزان در كلاس درس  بين 15 تا25 نفر است كه هرچه بر اين تعداد افزوده شود از راندمان كار مي كاهد. البته تعداد بسيار كم دانش آموزان نيز انگيزه ي معلم براي طرح مشروح مطالب را پايين مي آورد. ضمن اين كه تشكيل اين كلاس ها- اگر ديدي كلان نگر داشته باشيم-  هزينه هاي گزافي را به سيستم تحميل مي كند.

 ۶- نحوه ي ارزشيابي: معمولاً ارزشيابي به دو شيوه ي مستمر و پاياني صورت مي گيرد. ارزشيابي مستمر در طول سال تحصيلي و از خلال پرسش و پاسخ معلم و دانش آموز، انجام تكاليف به دست مي آيد و در ارزشيابي پاياني بايد عوامل متعددي را در نظر داشت همچون؛ طراحان سوال، برگزار كنندگان امتحان و مصحح ورقه كه در اين جا به صورت خلاصه به ذكر هر يك مي پردازيم.

طراحان سوال بايد به نكاتي چون: اهداف آموزش، ضريب دشواري سؤالات، تعداد سؤالات و تركيب آن ها، ‌زمان مناسب براي پاسخگويي، خوانا بودن سوالات و... توجه داشته باشند.

برگزار كنندگان(مسؤول مدرسه، مراقبين) نيز بايد به عواملي از قبيل: نور، دما، سر وصدا، زمان در نظر گرفته شده براي امتحان، فاصله ي آزمودني ها از يك ديگر توجه كافي داشته باشند.

مصحح ورقه نيز بدون تساهل يا سخت گيري بيش از حد و به شيوه اي متعادل به تصحيح اوراق امتحاني بپردازد و پس از تصحيح نيز، معلم؛ نتايج عملكرد دانش آموز را با خودش مقايسه كند.

     

۷- امكانات آموزشي: منظور از امكانات ، وسايل كمك آموزشي مي باشد. برخورداري مدارس از انواع وسايل كمك درسي از قبيل: لوازم آزمايشگاه، نقشه، وايت برد، اسلايد، اپك، اورهد، ويدئو  و تلويزيون  و كامپيوتر مي تواند در كيفيت بخشي به آموزش تأثير بسزايي داشته باشد.

 ج ) دوستان و همسالان: نقش دوستان و همسالان بدليل تأثير پذيري  فوق العاده ي نوجوان اهميت زيادي دارد. در اين دوره به دليل داشتن روحيه ي استقلال طلبي، نوجوان نسبت به نصيحت مستقيم حساس مي باشد. بنابراين بايد با استفاده از شيوه هاي نوين تربيتي و به صورت غير مستقيم، با مشاوره دادن در مورد انتخاب دوست  او را ياري داده و نسبت به خطرات احتمالي پيش رو آگاهش كرد.

 د ) قوانين: بر كسي پوشيده نيست كه در نظام اداري، بخشنامه ها، دستور العمل ها و مصوبه ها نقش ويژه اي بازي مي كنند و قانونگذار خود بايد به صورت پلكاني (تدريجي) سطوح مديريتي را طي كرده تا با مشكلات به خوبي آشنا باشد، در غير اين صورت نه تنها قوانين گره از كار كسي باز نخواهند كرد بلكه خود به صورت كلاف سر در گمي در مي آيند كه دست و پاي مجريان قانون را مي بندد.       

      گاهي شنيده مي شود برخي مديران فوقاني صحبت از «روان سازي مقررات» مي كنند و به اصطلاح با تسهيل قوانين سعي دركاهش آماري افت تحصيلي دارند. يعني به جاي حل مسأله، ترجيح مي دهند صورت مسأله را پاك كنند وبا انواع امتيازات سعي  مي كنند دانش آموز را به كلاس هاي بالاتر هدايت كنند كه اين خود؛ يكي از بزرگترين عوامل ايجاد افت تحصيلي مي باشد.

      طرح ارتقاي شغلي نيز مزيد بر علت شده و به جاي ارتقاء، موجب تنزل شده؛ چرا كه مطابق اين طرح؛ كساني از مزاياي آن بهره مند مي شوند كه تمام ساعات مؤظف خود را تدريس داشته باشند و اين مسأله؛ خصوصاً در مناطق محروم (با توجه به پراكندگي مدارس و ساعات تدريس) به معضلي براي دبيران و اهرم فشاري براي مديران تبديل شده كه اكثر دبيران برخلاف ميل باطني خود به تدريس دروسي مي پردازند كه تناسبي با رشته ي تحصيلي آن ها ندارد.

    ه ) مجريان قانون: در سطور پيش به نقش برخي مجريان تحتاني (مديران مدارس) اشاره شد. اما دسته ي ديگري از مجريان در سطوح مياني و فوقاني قرار دارند كه در اين مهم نقش ويژه اي ايفا مي كنند. برخي مجريان در آموزش تنها به كميت نظر دارند و فقط به آمار قبولي اين معلم يا آن مدرسه اشاره مي كنند، درصورتي كه در كنار درصد قبولي، پارامتر هاي ديگري وجود دارد كه البته چون به آساني قابل سنجش نيستند، ناديده گرفته مي شوند و تمام اشكالات به معلم يا مديري ارتباط داده مي شود كه با تعهد اخلاقي به آموزش و پرورش دانش آموزان همت گماشته اند و سعي آن ها بر اين بوده كه افرادي به پايه ي بالاتر بروند كه صلاحيت علمي لازم را داشته باشند. «تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!»

       كلام آخر اين كه احتمالاً اين نوشتار به مذاق برخي خوش نخواهد آمد ولي راقم اين سطور از سر درد خود را به دردسر انداخته و آينه اي شده تا گوشه اي از معايب اين نظام آموزشي را انعكاس دهد.

          آينه چون نقش تو بنمود راست                             خود شكن آيينه شكستن خطاست

منبع : فصلنامه ی علمی- فرهنگی آوای خوش آب_ شماره ی چهارم                        

             

    پي نوشت :

 (1)   علت انتخاب پايه ي اول متوسطه اين بوده كه به دلايل متعددي دانش آموزان اين پايه نسبت به پايه هاي بالاتر دچار افت تحصيلي شديدتري مي شوند. از جمله مي توان موارد زير را نام برد: الف) آن ها وارد محيط بزرگ تر و جديد ي شده اند كه با آن آشنايي كافي ندارند.  ب) برخي قوانين در اين سال نسبت به سال هاي بعد سختگيرانه تر است. ج) پايه ي اول نسبت به پايه هاي بالاتر عموميت بيشتري دارد.

 

 (2)   فرهنگ فارسي صبا، بهشتي محمد، چاپ دوم، چاپخانه ي فرهنگ، انتشارات صبا.