ارزشهای اجتماعی در جامعه طبرستان نویسنده: دکتر منصور نیک خلق استاد جامعه شناسی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی کتاب تاریخ طبرستان در سال 613 هجری به وسیله بهاءالدین محمد بن حسن بن اسفندیار کاتب تالیف شده و مشتمل بر دو قسمت است. قسمت اول این کتاب تحت عنوان «از ابتدای طبرستان» از چهار باب به شرح زیر تشکیل می شود: باب اول ابتدا مطلبی است به عنوان:«در ترجمه این مقفع» که ذکری است از احوال این دانشمند و به دنبال آن«نامه تنسر» از روی متن عربی ابن مقفع به فارسی ترجمه شده و آمده است. باب دوم مقاله ای تحت عنوان «از ابتدای بنیاد طبرستان و بنای عمارت شهرهای آن» می باشد که درباره پیدایش سرزمین طبرستان و آبادی های آن سخن رفته است. باب سوم مربوط به ویژگیها و شگفتیهای این سرزمین است. و باب چهارم در ذکر احوال، بزرگان، عالمان، زاهدان ، نویسندگان، طبیبان، اهل نجوم، حکیمان و شاعران سرزمین طبرستان می باشد. قسمت دوم از آغاز تشکیل دولت آل وشمگیر و آل بویه و مدت استیلای آن ها به سرزمین طبرستان گفتگو می شود. در این جا با نگاهی کوتاه به این کتاب پاره ای از ارزشهای اجتماعی جامعه طبرستان مورد مطالعه قرار می گیرد. این ارزشها در بسیاری از موارد در جامعه امروز مازندران کم و بیش وجود دارد و اهمیت خود را همچنان حفظ کرده است. ارزشهای اجتماعی واقعیت ها و اموری را تشکیل می دهند که مورد خواست و آرزوی اکثریت افراد جامعه هستند. ارزشهای اجتماعی چیزهایی است که تقریبا مورد پذیرش همگان است. ارزشهای اجتماعی در جامعه مطلوبیت دارند و بیشتر با ذهن و کمتر با دنیای مادی ارتباط پیدا می کنند. ارزشهای اجتماعی از جمله مفاهیم اساسی جامعه شناسی است که درباره آن نظریه های گوناگونی ارائه شده است. به عقیده اگبرن(ogburn) و نیم کف (Nimkoff) ارزش اجتماعی انگیزه گرایش های اجتماعی می شود. گرایش های اجتماعی تمایلاتی کلی است که در افراد به وجود می آیند و ادراکات، عواطف و رفتارهای آنها را در جهت معینی به جریان می اندازند.(1) این گرایش ها هر چند در همه افراد وجود دارد ولی برحسب چگونگی شخصیت افراد بعضی از آنها اهمیت بیشتری پیدا می کند و به گونه شخصیت های قدرت گرا، دانش گرا و احترام گرا و مانند آنها تجلی می کند (2) ژان گازنو(Jean Cazeuye) جامعه شناس فرانسوی می نویسد: عقاید ، هنجارهاريال شناسایی ها، فنون و اشیاء مادی که افکار و گرایش ها درباره آن شکل گرفته و به تجربه رسیده اند، ارزش های اجتماعی یک گروه را تشکیل می دهند.(3) می توان گفت ارزشهای اجتماعی شامل همه چیزهائی است که مورد توجه و علاقه انسان است. هر امر پسندیده یا ناپسند مادی یا معنوی که دارای قدر و قیمت باشد و به گونه ای نیازهای انسان را برآورده، هر چیز گرانبها و سومند چون تجربه، مهارت ، ثروت، دانش، قدرت، محبت احترام، تقوی، شجاعت، سلامت و سن از جمله ارزشهای اجتماعی است. ارزشهای اجتماعی چون با فرهنگ جامعه عجین شده اند تا حد زیادی با ثبات هستند و یا از بین رفتن گروه از بین نمی روند و از طریق میراث فرهنگی از نسلی به نسل بعد انتقال می یابند. ارزش اجتماعی امری نسبی است و به زمان مکان بستگی دارد و ازجامعه ای به جامعه دیگر فرق می کند. انسان ها به دنبال تامین ارزشهای مختلفی هستند و کمتر کسی است که به دنبال ارزش واحدی برود، کسی که به دنبال ثروت است. بدین محبت نمی تواند زندگی کند، و آن کسی که متقی و پرهیزکار است، نمی تواند از ثروت بگذرد، هر چه جامعه گسترده تر باشد ارزش های اجتماعی تنوع بیشتری پیدا می کند، و افراد می توانند به ارزشهای گوناگونی دست یابند می توان ارزشهای اجتماعی را از این حیث به دو گونه تقسیم کرد: ارزشهای اجتماعی نخستین: این ارزشها بر اساس نیازهای اساسی و اصلی انسان ها در جامعه های ابتدایی پدید می آیند وتداوم می یابند. ارزشهای اجتماعی دومین: در جامعه های پیشرفته، علاوه بر ارزشهای نخستین ارزشهای دیگری چون ارزشهای هنری و علمی و ... بوجود می آیند که ناشی از نیازهای فرعی انسان می باشند. مطالعه ارزشهای اجتماعی در جامعه طبرستان برخی از انواع و ویژگیهای آن را برای ما روشن می کند. یکی از ارزشهای اجتماعی در این جامعه پیری سن و سالمندی است. «... چه پیری، وقار، فر و زیب مرد است ، کاشکی پیر شدمی تا شکوه و هیبت و بهاء من در دلها زیادت کشتی...» (4) پیری موجب شکوه و ارزش مرد است، عبارت«کاشکی پیر شدمی» مبین آرزوی رسیدن به سن پیری است، آنچه که انسان آرزویش را دارد و مورد خواست اوست، ارزش است، در فرهنگ عوام، اصطلاح های«الهی پیر شوی»، «پیر شده» و یا «ریشت سفید شود» که به عنوان دعای خیر در برابر انجام عمل نیک یا در زمینه های دیگر زندگی بیان می شود. قطع نظر از نشانه طلب عمر دراز برای فرد، تا حدی زیادی با ارزش اجتماعی پیری در جامعه مربوط است زیرا پیری را به عنوان پدیده ای اجتماعی که موجب ارجمندی و شکوه انسان است تبیین می کند. با وجود تغییرات عمیقی که امروز در ارزشهای اجتماعی پدیدار شده است ، پیران در جامعه همچنان از ارزشهای اجتماعی والائی برخوردارند. این ارزش ها در جامعه های دیگر حتی در مغرب زمین نیز وجود دارد، چینی ها ضرب المثلی دارند که می گویند:«لباس هر چه نوتر باشد ارزنده تر است و انسان هر چه پیرتر» و ایتالیائی ها می گویند:«خانه ای که در آن خالی از پیرمرد باشد خانه بدی است.» ارزش اجتماعی سن و پیری از دیدگاه اسلام نیز مورد تایید است. از پیغمبر اکرم (ص) نقل است که می فرماید: گرامی داشتن مسلمان مو سپید بزرگداشت خداست. عبارت:«و قرواکبارکم» به بزرگتر احترام بگذارید نیز روشنگر این واقعیت اجتماعی است. به نظر می رسد که ارزش اجتماعی پیری و سن و سالمندی بازتاب ارزش اجتماعی تجربه ای است که انسان در زندگی عملی طولانی خود بدان دست می یابد. تجربه محصول زندگی عملی است و با گذشت زمان غنی تر و پربارتر می شود. به همین جهت هر چه سن انسان بالاتر می رود. تجربه و در نتیجه ارزش اجتماعی بیشتری کسب می کند. احترام کوچکتران به بزرگتران که از جمله هنجارهای اجتماعی جامعه ما می باشد بر همین اساس استوار است، می توان گفت که ارزش اجتماعی تجربه بر اثر مجاورت و ملازمت با سن به آن انتقال می یابد. در جایی که ارزش های اجتماعی متعددی مطرح می شود از تجربه نیز بهمراه سالمندی سخن می رود«... مردی بود بسیار مال... و کبر سن و تجربیت...» پیران و سالخوردگان از زندگی طولانی خود تجربه های فراوانی می اندوزند که به ارزش آنها می افزاید و شاید این ارزش تجربه است که به سن انتقال می یابد. به نظر می رسد عبارت«من موی خود را در آسیاب سفید نکردم» و یا «موی سپید فلکم رایگان نداد» نشنگر انتقال ارزش اجتماعی تجربه به سن و سالمندی و پیری است. مطالعه تاریخ طبرستان نشان می دهد که مالکیت و زمین داری نیز از جمله ارزشهای اجتماعی جامعه طبرستان است. کسی، که مالک زمین است از ارزش اجتماعی برخوردار است، آن که زمین بیشتری را مالک است، پایگاه و ارزش اجتماعی بالاتری دارد و کسی که زمین ندارد از این حیث فاقد ارزش اجتماعی است، بنابراین فردی که زمین خود را از دست می دهد، بی حرمت می شود و آبروی اجتماعی خود را از دست می دهد. واقعه افسانه آمیز که در بنای شهر آمل روی داده است، روشنگر این پدیده اجتماعی استو هم اکنون نیز در این سرزمین به گونه های مختلفی مطرح می باشد. «... و به وقت آن که اساس شهر آمل می نهادند مردی صاحب عیال یک کری»(5)(جریب) زمین ملک داشت که رزان (6) او بود. بر او تکلیف فروختن کردند، گفت هرگز نفروشم، فرزندان دارم و در این شهر توانگران جمع شوند، فرزندان من بی ملک اسیر(بیچاره) مانند و بیحرمت شوند. میان من و شما عدل شاهنشاه است. پیش فیروز شاه این حکایت نبشتند، جواب فرمود:«راست می گوید باید اول را را چندان مال دهند که از جمله توانگران شود و بعد از آن تصرف کنند به ملک او...»(7) اکنون نیز ارزش اجتماعی مالکیت در سرزمین مازندران و سرزمین های دیگر به ویژه در جامعه روستایی نحو بارزی مشهود است. می توان گفت که مالکیت زمین با دو انگیزه مهم بار بسته است. یکی انگیزه اقتصادی است. زمین منبع اصلی درآمد و ثروت است، هر که زمین وسیع تری دارد، درآمد بیشتر و رفاه بیشتری خواهد داشت. زمین برای فرد پشتوانه ای است بسیار محکم و اطمینان بخش و خاطر او را آرامش می بخشد. دیگر انگیزه اجتماعی است. مالکیت زمین از مهمترین ارزش های اجتماعی در جامعه روستایی است. آبرو و منزلت اجتماعی فرد با زمینتحت تملک اوبستگی دارد. مالکیت معرف پایگاه اجتماعی فرد است و فقدان آن موجب بی حرمت شدن او می گردد. در پاره ای موارد در شرح احوال افراد سرشناس مشهور و شخصیت های برجسته طبرستان اهمیت مالکیت و ارزش اجتماعی مال و ثروت نمودار است. «... و همدان گویند بیشتر اقطاع او بود...»و یا این که«... یگانه روزگار خویش بود، هر سال دویست هزار دینار محصول ضیاع او بود...»ارزش اجتماعی مال و ثروت در بسیاری موارد هدف نهایی محسوب نمی شود، بلکه خود وسیله ای جهت به دست آوردن سایر ارزشهای اجتماعی است. شخصی که صاحب ثروت است، می تواند با دادن میهمانی و استفاده از ثروت خود در پذیرائی از دیگران محبوبیت کسب کند و بدین ترتیب ارزش اجتماعی ثروت و مال به ارزش اجتماعی محبت و احترام تبدیل می شود.«هر روز وظیفه مطبخ او به آمل هزار دینار بود و هزار تن را به مال خویش به مکه برد همه راه خون نهاد و در میانه بادیه ماهی تازه و تره از طبرستان برده بر خوان نهاد.»(8) گاه با مصرف ثروت در جهت تامین هزینه های عمومی و ایجاد اماکن عام المنفعه، راه ها، کاروانسراها و پناهگاه های عمومی می توان احترام همکاران را نسبت به خود جلب کرد.«... گفتند لارجان(9)پیش از او به زمستان و تابستان بدین راه که اکنون می شوند گذر نبود، حمله بریده و جان پوشها و رباطها او کرد و آن را ایمن گردانید.»(10) از طریق ثروت نیز می توان واحد ارزش اجتماعی قدرت شد.«... به ایام عبداله المامون به مکه رفت هر روز به بادیه منادی فرمودندی که حی علی غذالامیر، معروف و مجهول به خوان او نشستندی، مامون بفرمود تا به بغداد او را تره و هیزم نفروشند، کاغذ می خریدند و بعوض هیزم می سوختند و حریر سبز پاره کرده به جای تره برخوان می نهادند...» (11) پدیده سوزاندن کاغذ به جای هیزم برای پختن غذا و پاره کردن حریر سبز به جای تره که علیرغم فرمان عبداله بن مامون و به منظور نوعی رقابت با او صورت می گیرد یادآور مراسمی است تحت عنوان پتلاچ(potlatch) در میان بومیان کناره های شمالی اقیانوس آرام که به گونه ای رقابت آمیز به منظور کسب ارزش اجتماعی قدرت و بالا بردن حیثیت اجتماعی فرد در جامعه اجرا می گردد. شجاعت و نیرومندی همراه با مهارت و ورزیدگی هم به عنوان یک ارزش اجتماعی تلقی می شود.«... که در باس و بسالت او را مقابل رستم دستان نهادند یک شب چهل فرسنگ به دنبال گوزن بدوانید و چون بحد... رسید، سیلاب آمده بود همچون دریا جوی میرفت، اسب در آن جوی انداخت و باکران آمد.»(12) ارزش اجتماعی شجاعت و نیرومندی می تواند در کسب ارزش قدرت و احترام و سایر ارزشهای اجتماعی موثر افتد. در جامعه طبرستان تقوی، پرهیز کاری و علوم دینی نیز به عنوان ارزش اجتماعی تلقی می شود و موجب حسن شهرت و پایگاه اجتماعی بالایی برای فرد می گردد.«... و مذهب و طریقت او معتقد خلایق و اتفاق علما که مثل او در هیچ طایفه نبود... بر در یرای او به بغداد چهارصد استر بر شمردندی از آن ابناء ، خلفا و ملوک وزراء»«و از این جمله سی استر هر یک با خادم حبشی بودندی که با قتباس علوم دینی پیش او شدندی...»(13) ارزش تقوی خاصه هنگامی که متقی بر علوم دینی احاطه داشته باشد مهمترین عامل کسب ارزش اجتماعی محبت و احترام بشمار می رود و این ارزش بگونه ای است که پس از درگذشت فرد همچنان پایدار است و به چیزهایی که به آن عالم، متقی و پرهیزگار وابستگی و تعلق دارد و به عنوان نشانه و رمز(symloole) به شمار می رود انتقال می یابد. «مسجد سالار آمل و آن منبر که هنوز بر کرانه محراب نهاده به جهت او نصب کردند... به جهت او سالار آن مسجد بنیاد افکند.»(14) می توان گفت منبری که در کنار محراب نهاده است یادگار، نشانه و رمز شخصیت اوست و احترام و ارزش اجتماعی او را تا حد زیادی بخود انتقال می دهد. مردم آم منبر را با دستهای خود لمس می کنند و به آن احترام می گذارند، گوئی آ ن عالم متقی را بر بالای آم می یابند، در مواردی نیز مجموعه ای از چند ارزش اجتماعی وسیله ای جهت کسب ارزش اجتماعی قدرت فرد می شود.«... مردی بود بسیار مال و چهار پای و تجمل و با گبر سن و تجربت و خرد. فرزندان و بنو اعمال شایسته داشت همه در اطاعت و متابعت او کمر بر میان بسته...»(15) چنانچه ملاحظه می شود ارزش اجتماعی ثروت ، سالمندی، تجربه، خرد، و داشتن فرزندان صالح و خویشاوندان هر کدام در عین حال که ارزش اجتماعی خود را حفظ می کنند، در افزایش و تحکیم ارزش های یکدیگر تاثیر مقابل دارند در مجموع وسیله ای جهت کسب حیثیت اجتماعی و قدرت فرد می گردد و دیگران را به پیروی و اطاعت از آن شخص بر می انگیزد. گه ممکن است که ارزش اجتماعی یک پدیده تاریخی، افسانه ای یا اسطوره ای برای یک قوم یا یک ملت موجب کسب پرستیژ اجتماعی و افتخار شود . «... آرش از آنجا{آمل} تیر به «مرو» انداخت و در بسیاری کتب تازی و پارسی نظما و نثرا این تیر انداختن نبشتند و در تیر انداختن است که عجم را بدان فخر است بر سایر اقلیم...»(16) در این جا مفهوم پدیده قوم مداری روشن می شود و کاملا محسوس است زیرا نویسنده از واقعه اسطوره ای تیر انداختن آرش فخر می کند و قوم خود را بر اقوام دیگر ترجیح می دهد و احساس برتری می کند.(17) همچنین ممکن است یک اثر هنری که به وسیله فردی از افراد یک ملت پدید می آید برای آن ملت موقعیت ممتازی در میان دیگر ملتها بوجود آورد و سبب افتخار و مباهات و برتری جویی شود و به گونه ای پدیده قوم مداری را در آن سرزمین تبیین کند«... کتاب مرزبان نامه از زبان وحوش و طیور و انس و جن و شیاطین فراهم آورده... اگر دانا دلی، عاقلی از روی انصاف نه تقلید، معافی و قوامض و حکم و مواعظ آن کتاب بخواند و فهم کند، خاک بر سر دانش بیدپای فیلسوف هند باشد که کلیله و دمنه جمع کرد و بداند که بدین مجموع اعاجم را بر اهل هند و دیگر اقالیم چند درجه فخر و مرتبت است...» گاه بر اثر شرایط و مقاضیات اجتماعی، ارزش اجتماعی به گونه یک هنجار ارزشمند نمودار می شود. رسم میهمان نوازی در طبرستان از جمله این هنجار اجتماعی است که انجام آن وسیله ای به منظور کسب ارزش اجتماعی احترام محبت و اعتبار اجتماعی است و عدم اجرای آن موجب سرزنش و تحقیر فرد می گردد.«مادر فرمود که بیرون شو و او(میهمان) را به درون آور، دختر بر آن حمله کرد چون مادر او(میهمان) را بدبد ترحیب و بشاشتی نمود و کهتر پسر را پیش شوهر و برادران فرستاد تا بازخواند، چون برسیدند بر مهر فیروز (میهمان) سلام کردند و انواع تکلف کرامت و ضیافت او را تقدم داشتند و برسم دیلم تا سه روز از او هیچ سوال نکردند و مهر فیروز از مردمی و دلجویی ایشان عجب می داشت.(18) امروز نیز میهمان در مازندران واجد ارزش اجتماعی است و میهمان نوازی به عنوان رسم پسندیده و مطلوب و یک هنجار اخلاقی و اجتماعی بشمارمی رود و مردم این رسم را به جای می آورند و از دیگران انتظار دارند آن را رعایت کنند.» ________________________________________ منابع و مآخذ و یادداشتها: 1-اکیون ونیم کف(oguburn Nimkoff) زمینه جامعه شناسی ترجمه شادروان ا.ج،آرایان پور دانشگاه تهران، 1342ص142. 2- پرویز صانعی، جامعه شناسی ارزشها ،1347ص47. 3- ژان کازنو، مردم شناسی، جلد اول ترجمه ثریا شیبانی، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران،1346ص188. 4- ابن اسفندیار، تاریخ طیرستان ص 84. 5- گری معادل جریب و حدود یک هکتار است. 6- رزان در صوت صحت ضبط متن به معنی باغ و قلمستان است. 7- ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ص23. 8- ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ص122. 9- لاریجان منطقه کوهستانی در کنار جاده هزار و از بخش های شهرستان آمل است. 10- ابن اسفندیار ، تاریخ طبرستان ص122. 11- همان مآخذ، همان صفحه. 12- همان مآخذ، ص96. 13- همان مآخذ، ص123. 14- همان مآخذ، ص125. 15- همان مآخذ، ص77. 16- همان مآخذ، ص86. 17- قوم مداری عبارت از گرایشی است به مقایسه ارزش های اجتماعی و فرهنگهای دیگران بر اساس فرهنگ خود یا برتری دادن فرهنگ خود و گرایش به ممتاز گردانیدن ویژگیهای فرهنگ جامعه خود بر دیگر فرهنگها می باشد